رشتهای بر گردنم افکنده دوست
میکشد هر جا که خاطر خواه دوست
رشته بر گردن نه ز بی مهری است
رشتهی عشق است و بر گردن نکوست...(خواب)
میکشد هر جا که خاطر خواه دوست
رشته بر گردن نه ز بی مهری است
رشتهی عشق است و بر گردن نکوست...(خواب)
❤8
میتوان با این تصور شاد بود
قلبهای ما اگر بیگانهاند
نُسخههای دیگری از ما هنوز
در جهان دیگری هم خانهاند(خواب)
قلبهای ما اگر بیگانهاند
نُسخههای دیگری از ما هنوز
در جهان دیگری هم خانهاند(خواب)
❤8
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید،
ورنه بر سنگ مزارش اب پاشیدن چه سود؟(خواب)
ورنه بر سنگ مزارش اب پاشیدن چه سود؟(خواب)
❤10
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا(خواب)
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا(خواب)
❤8
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی(خواب)
❤10
یادم آید تو به من گفتی
از این عشق حذر کن ، کمی چند بر این آب نظر کن آب ، آیینهی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باشد که فردا دلت با دگران است(خواب)
از این عشق حذر کن ، کمی چند بر این آب نظر کن آب ، آیینهی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باشد که فردا دلت با دگران است(خواب)
1❤9
تو مرا آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم، نه
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد(خواب)
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم، نه
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد(خواب)
❤9
اگر از من بگیری خنده های گه گدارم را
کجا پنهان کنم اندوه های بی شمارم را(خواب)
کجا پنهان کنم اندوه های بی شمارم را(خواب)
❤9
امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی(خواب)
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی(خواب)
❤9
صدف ز دوریِ گوهر، چمن ز رفتنِ گل
چنان به خاک برابر نشد که من بیتو.
به مِی گریختم از هجرِ تلخ، زین غافل
که داغ تازه کند، بادهی کهن بیتو(خواب)
چنان به خاک برابر نشد که من بیتو.
به مِی گریختم از هجرِ تلخ، زین غافل
که داغ تازه کند، بادهی کهن بیتو(خواب)
❤9
مرا سرمایهای اندک برای زندگانی بود
قماری کردم و بد باختم، شرطم جوانی بود(خواب)
قماری کردم و بد باختم، شرطم جوانی بود(خواب)
❤9
تدبیر کنم هر شب تا دل ز تو برگیرم
چون روز برآرد سر ، مهرِ تو ز سر گیرم
دل با تو درآمیزم کآمیختهای با جان
جانی دگرم باید، تا یار دگر گیرم(خواب)
چون روز برآرد سر ، مهرِ تو ز سر گیرم
دل با تو درآمیزم کآمیختهای با جان
جانی دگرم باید، تا یار دگر گیرم(خواب)
❤9