آیینه شدیم
ترسیدیم از هر نقش
خود را در ما بفکن
باشد که فرا گیرد هستی ما را
و دگر نقشی ننشیند در ما...(خوابعمیق)
ترسیدیم از هر نقش
خود را در ما بفکن
باشد که فرا گیرد هستی ما را
و دگر نقشی ننشیند در ما...(خوابعمیق)
❤7
شنیدهام که درخت از درخت باخبر است
و من گمان دارم که سنگ هم از سنگ
و ذره ذره عالم که عاشقان هماند
مگر دل تو که بیگانه است ، با دل من(خواب)
و من گمان دارم که سنگ هم از سنگ
و ذره ذره عالم که عاشقان هماند
مگر دل تو که بیگانه است ، با دل من(خواب)
❤7
ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم(خواب)
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم(خواب)
❤7
زنده است نام فرخ نوشين روان به خير
گرچه بسى گذشت كه نوشين روان نماند
خيرى كن اى فلان و غنيمت شمار عمر
زان پيشتر كه بانگ بر آيد فلان نماند(خواب)
گرچه بسى گذشت كه نوشين روان نماند
خيرى كن اى فلان و غنيمت شمار عمر
زان پيشتر كه بانگ بر آيد فلان نماند(خواب)
❤7
تو را جانم صدا کردم ولیکن برتر از جانی
مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی ؟(خواب)
مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی ؟(خواب)
❤9
بر شمع نرفت از گذر آتش دل، دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت(خواب)
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت(خواب)
❤8
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت(خواب)
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت(خواب)
❤8
رشتهای بر گردنم افکنده دوست
میکشد هر جا که خاطر خواه دوست
رشته بر گردن نه ز بی مهری است
رشتهی عشق است و بر گردن نکوست...(خواب)
میکشد هر جا که خاطر خواه دوست
رشته بر گردن نه ز بی مهری است
رشتهی عشق است و بر گردن نکوست...(خواب)
❤8
میتوان با این تصور شاد بود
قلبهای ما اگر بیگانهاند
نُسخههای دیگری از ما هنوز
در جهان دیگری هم خانهاند(خواب)
قلبهای ما اگر بیگانهاند
نُسخههای دیگری از ما هنوز
در جهان دیگری هم خانهاند(خواب)
❤8
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید،
ورنه بر سنگ مزارش اب پاشیدن چه سود؟(خواب)
ورنه بر سنگ مزارش اب پاشیدن چه سود؟(خواب)
❤10