Westeros #GOT
16.5K subscribers
11.4K photos
968 videos
11 files
2.99K links
ارتباط با ما:
@WhatIsDeadMayNeverDie

ادمین تبادل:
@a9990_ph
Download Telegram
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون

🟢 قسمت اول: دیرون قلابی!

⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳

✍️ قسمت سوم فصل سوم سریال هم پخش شد. قسمتی که به نوعی روز اول کاری ملکه‌ی سیاه رو در پایتخت به ما نشون می‌ده. دوربینِ روی دست و دینامیکی که در این قسمت، سوار بر سریاله از نکات چشم‌گیر این قسمت هست و به لحاظ روایی و فیلمبرداری تفاوت عمده‌ای با کل سریال و حتی با سریال بازی تاج و تخت داره. از این که بگذریم، ما قسمت به قسمت شاهد شکاف‌های عمیق‌تری در روایت سریال و کتاب هستیم. برای من خبر خوبیه! بریم سراغ پست چند-قسمتی بررسی تفاوت‌ها.

📺 قسمت سوم با نام رینیرای پیروز، با یک صحنه‌ی سرد شروع می‌‌شه: لرد اُرموند های‌تاور و ارتش ۱۵هزار نفره‌اش از ریچ، روبه‌روی دیمن تارگرین و اژدهاش کاراکسیس و دو دراگون‌سید — اُلف روی سیلوروینگ و هیو روی ورمیتور— ایستاده‌اند. با تهدید سوختن در آتش اژدها، اُرموند شمشیرش رو جلوی پای دیمن می‌‌زاره و برای نجات جون خودش و ارتشش، جلوی چشم همه‌ی سربازاش به رینیرا سوگند وفاداری می‌خوره. جلوتر می‌بینیم که این سوگند دروغه و اُرموند یک پیمان‌شکن محسوب می‌شه! یک شوالیه‌ی پیمان شکن!

📺 حالا دیمن یک چیز دیگه هم می‌خواد: برادرزاده‌اش، شاهزاده دیرون تارگرین — کوچک‌ترین فرزند ویسریس و الیسنت که در این زمان پادوی اُرموند است — باید به‌عنوان گروگان تحویل داده بشه. اُرموند با اکراه قبول می‌کنه، اما خیلی نرم، پسر اشتباهی رو تحویل دیمون می‌ده؛ یک پسر غریبه با موهای بلوند شده.

😕 حالا که توی سریالیم، این سوراخ داستانی رو آنالیز کنیم. چطور دیمن شک نکرد وقتی تساریون، اژدهای دیرون، هیچ واکنشی به گروگان گرفته شدن سوارش نشون نداد؟ خودِ سریال هم انگار این رو می‌دونه و یک لحظه‌ی بامزه رو می‌سازه — تساریون به دیرونِ قلابی نگاه می‌کنه، سرش رو کج می‌کنه، و انگار که گیج شده دوباره نگاه می‌کنه. اژدها می‌دونه این پسر دیرون نیست. عجیب‌تر اینکه دیمون تساریون را با خودش نمی‌بره و اژدها رو کنار ارتش های‌تاور رها می‌کنه — کاری که هیچ منطقی نداره، چون اژدها تهدید اصلیه. اصلا دیرون واسه این مهمه که اژدها داره! ناگفته نماند که البته اگر دیمون از دیرون(قلابی)می‌خواست سوار تساریون بشه و به کینگز لندینگ بیاد، همون‌جا لو می‌رفت!

پس این نقشه اصلاً به چه درد ارموند می‌خوره؟ فقط یه چیز: زمان. توی همون یکی دو روزی که طول میکشه گند قضیه دربیاد، اُرموند و ارتشش تاملبتون رو اشغال می‌کنن و مردمش رو گروگان می‌گیرن!

📚 اما در کتاب «آتش و خون» ماجرا فرق داره. دیرون فرزند چهارم خانواده است . کتاب دقیقا میگه که دیرون چه زمانی متولد شد:

دربار هنوز در حال جشن گرفتن تولد پسر اول رینیرا، جیسیریس بود که آلیسنت درد زایمان کشید و دیرون را به دنیا آورد. و برخلاف جیس - که موها و چشمان قهوه‌ای داشت - رنگ پوست دیرون "گواهی بر خون اژدهای او بود".

به دستور ویسریس، جیس و دیرون تا زمان از شیر گرفتن، از یک دایه‌ی مشترک تغذیه می‌کردن. ویسریس امیدوار بود که بزرگ کردن دو پسر به عنوان برادران شیری از دشمنی بین اونا جلوگیری کنه. گیلداین مورخ خیلی سرد و واقع‌بینانه می‌گه:
امیدهای او به طرز غم‌انگیزی ناامیدکننده بود.

📚 دیرون بزرگ می‌شه و به محبوب‌ترین پسر آلیسنت تبدیل می‌شه - کتاب از دیرون به عنوان "محبوب‌ترین پسر ملکه، باهوش، مودب و همچنین خوش‌قیافه" نام می‌بره. تضاد آشکاری با اگان (یک شکم‌پرورِ ترشرو) و ایموند (وحشی، تندخو، کینه‌توز). ضمنا دیرون اژدهای آبی رنگی به نام تساریون داره که از کودکی باهاش بزرگ شده. حداقل کتاب از شش سالگی رو ذکر کرده.

📚 دیرون دردوازده سالگی، به اولدتاون فرستاده می‌شه تا به عنوان ساقی و ملازم لرد های‌تاور (خاندانی مادری خودش) خدمت کنه. در کتاب زمانی که دیرون جنگ رقص اژدهایان می‌پیونده که سه سال از حضورش در اُلدتاون می‌گذره و حدودا ۱۵ ساله است. جایی که دیرونِ کتاب واقعاً وارد جنگ می‌شه، هیچ شباهتی به گروگان‌ قلابیِ سریال نداره. به ‌instant view مراجعه کنید!

✍️ در هیچ کجای کتاب، هیچ دیرون تقلبی، هیچ طعمه و هیچ تحویل گروگانی وجود نداره. اُرموند هرگز تسلیم تیم سیاه نمی‌شه. دیرون به عنوان یک قهرمان در هانی‌واین وارد جنگ می‌شه و با اژدهایش، اُرموند (و جنگ) رو نجات می‌ده. تنها نکته‌ی مشترک داستان تسخیر تامبلتون توسط های‌تاورهاست!

🔜 در قسمت بعد به سراغ اولین روز کاری ملکه در قصر می‌ریم!

#خاندان_اژدها
#کتاب_در_برابر_سریال
#HOTD
@westerosir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
31👍7🤣2❤‍🔥1
اما دارسی: رینیرا تصور نمی‌کرد حکومت کردن تا این اندازه سخت باشد!

اما دارسی، بازیگر نقش رینیرا تارگرین، می‌گوید رینیرا همیشه فکر می‌کرد سخت‌ترین بخش مسیرش رسیدن به تخت آهنین است، اما پس از تصرف کینگزلندینگ با واقعیتی تلخ روبه‌رو می‌شود؛ پادشاهی‌ای با خزانه‌ای خالی، شهری آشفته و میراثی سنگین از گذشته.

به گفته دارسی، رینیرا در آغاز سلطنتش تلاش می‌کند با آرامش و تدبیر حکومت کند، اما خیلی زود درمی‌یابد که اداره یک قلمرو بحران‌زده، بسیار دشوارتر از چیزی است که انتظارش را داشت.

او همچنین درباره ضیافت رینیرا برای مردم توضیح داد که این اقدام صرفا یک جشن پس از پیروزی نبود، بلکه تلاشی هوشمندانه برای جلب اعتماد و حمایت مردم در روزهای آغازین حکومتش بود.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
30👍8😢3😈1
اولیویا کوک از پایان رابطه الیسنت و رینیرا می‌گوید!

اولیویا کوک، بازیگر نقش الیسنت هایتاور، در گفت‌وگویی تازه گفت که رابطه الیسنت و رینیرا دیگر قابل ترمیم نیست و اتفاقات گذشته آن‌ها را از نقطه بازگشت عبور داده است.

او معتقد است جنگ، خیانت‌ها و تصمیم‌هایی که هر دو شخصیت گرفته‌اند، باعث شده دیگر نتوانند مانند گذشته به یکدیگر اعتماد کنند.

با این حال، کوک تاکید کرد که همین رابطه پیچیده و احساسی همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای داستان خاندان اژدها خواهد بود و این پیوند، حتی با وجود دشمنی میان آن‌ها، همچنان بر روند داستان تاثیر می‌گذارد.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
👍223😭3
استیو توسنت دلیل اتهام جنجالی کورلیس به پسران رینیرا را توضیح داد!

استیو توسنت، بازیگر نقش کورلیس ولاریون، درباره یکی از جنجالی‌ترین لحظات قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها گفت کورلیس در آن صحنه دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت و از روی خشم، حقیقتی را که سال‌ها پنهان مانده بود، بر زبان آورد.

او توضیح داد کورلیس به‌خوبی می‌دانست متهم کردن پسران رینیرا به نامشروع بودن چه پیامدهایی دارد؛ چرا که برادرش نیز پیش‌تر با مطرح کردن همین موضوع با عواقب سنگینی روبه‌رو شده بود. با این حال، کورلیس در آن لحظه دیگر حاضر نبود سکوت کند و تصمیم گرفت چیزی را که سال‌ها پنهان مانده بود، آشکار کند.

به گفته توسنت، این صحنه نقطه عطفی در رابطه کورلیس و رینیراست و نشان می‌دهد وفاداری کورلیس نیز سرانجام به مرز فروپاشی رسیده است.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
19🤬7🤨3🍾3👍2
Westeros #GOT
استیو توسنت دلیل اتهام جنجالی کورلیس به پسران رینیرا را توضیح داد! استیو توسنت، بازیگر نقش کورلیس ولاریون، درباره یکی از جنجالی‌ترین لحظات قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها گفت کورلیس در آن صحنه دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت و از روی خشم، حقیقتی را که سال‌ها…
تفاوت در نحوه مشروعیت آدام و آلین در کتاب و سریال

همان‌طور که در سریال دیدیم، رینیرا تارگرین از مشروعیت دادن به آدام و آلین طفره می‌رود و به دست خود، لرد کورلیس می‌گوید که نمی‌تواند، آن‌ها را مشروع اعلام کند، که با واکنش تند کورلیس ولاریون همراه می‌شود.

اما در کتاب این موضوع طور دیگری پیش می‌رود. مدت کوتاهی از اثبات بذر اژدها بودن آدام از هال با سواری بر سی‌اسموک نگذشته بود، که لرد کورلیس تا جایی پیش رفت که از ملکه رینیرا درخواست کند که انگ نامشروعیت را از روی آدام و برادرش آلین بردارد. هنگامی که شاهزاده جیسریس از خواسته‌اش حمایت کرد، ملکه نیز پذیرفت. آدام از هال، بذر اژدها و پسری نامشروع، تبدیل به آدام ولاریون و وارث دریفت‌مارک شد.

کتاب آتش و خون


#خاندان_اژدها
#فکت
#تاریخ
#کتاب
#سریال
#houseofthedragon
#HOTD
#fact

@westerosir
41👍6🔥1
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون

🟢 قسمت دوم: دو رینیرای متفاوت!

⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳

✍️ در قسمت اول رفتیم سراغ دیرون قلابی. حالا بریم سراغ خودِ ملکه و اولین روزهای کاریش در پایتخت. و اینجا یه چیز جالب هست: کتاب و سریال دارن دو داستانِ کاملاً متفاوت از "یک آدم" تعریف می‌کنن. سریال یه رینیرا به ما نشون می‌ده، کتاب یه رینیرای دیگه...

📺 کل این قسمت داره برای رینیرا همدلی می‌سازه. یه زنِ خسته و بی‌خواب و داغ‌دار که با خزانه‌ی خالی و بدونِ شورا و بدونِ پول، افتاده وسط هزار مشکلِ ریز و درشتِ حکومت. موش توی قصر، شمع تموم شده، هیچ‌کی نمی‌دونه کی توی کدوم اتاق بخوابه. چون سپتونِ اعظم حاضر نیست تاجش رو بذاره سرش، پس رینیرا می‌ره جلوی چشم مردم غذا پخش می‌کنه و می‌گه همین تاج‌گذاریِ منه. ملکه‌ای که به فکر مردمه، غذای احتکارشده رو از پولدارها می‌گیره و بین گرسنه‌ها پخش می‌کنه. «بازگشتِ نورچشمی قلمرو» — دنریس‌وار، در روزهایی که «میسا» بود.

📺 خلاصه، سریال داره می‌گه: این زن، با همه‌ی فشارها، داره تلاش می‌کنه آدمِ خوبی باشه.

📚 اما اصلا کتاب داره یه چیز دیگه می‌گه و داستان کاملاً برعکسه. گیلداینِ مورخ (که کتاب به نقل از اونه)، دقیقا درباره‌ی همین دوره، نظرات دارکی داره:

دختری که زمانی به‌عنوان نورچشمی قلمرو برایش هلهله می‌کردند، حالا به زنی حریص و کینه‌توز تبدیل شده بود؛ ملکه‌ای به بی‌رحمیِ هر پادشاهی که پیش از او آمده بود.

و لقبی که مردم بهش می‌دن، صد سال بعد از مرگش هم به‌عنوان یه فحش سرِ زبون‌هاست:

یکی از حاضرجواب‌ها رینیرا رو "میگور با پستان" نامید، و تا صد سال بعد "پستان‌های میگور" فحشِ رایجِ اهالی کینگزلندینگ بود.

📚 حرکت پوپولیستی رینیرا توی سریال؟ توی کتاب برعکسه. رینیرا برای پرکردنِ خزانه، بارتیموس کلتیگار رو ارباب سکه می‌کنه، و کلتیگار همون مردمِ فقیر رو زیرِ بارِ مالیات له می‌کنه. مالیاتِ شراب دوبرابر، عوارضِ بندر سه‌برابر، مالیات برای هر تختِ مسافرخونه، مالیات بر داراییِ فقیر و غنی. حتی کشتی‌هایی که توی بندر گیر افتاده بودن رو دوباره جریمه می‌کنه — با این استدلال که «پول‌دادن به غاصب، چیزی جز مدرکِ خیانت نیست». از این بدتر: اعدام‌ها هم تبدیل به یه منبعِ درآمد می‌شن. گردن‌زدن‌ها توی گودالِ اژدها انجام می‌شه، جنازه‌ها خوراکِ اژدهاها، و هر کی بخواد تماشا کنه باید سه پنی پول بلیت بده!

📚 اونجا که سریال رینیرا رو مردد و دودل نشون می‌ده، کتاب یه زنِ سنگ شده رو نشون می‌ده. مثلا لرد رازبی و لرد استوکورث — که به سبزها ملحق شده بودن — می‌خوان برگردن توی تیم ملکه‌ی سیاه. رینیرا قبل از اعدام دستور می‌ده زبونشون رو ببُرن، و می‌گه دوستانِ بی‌وفا از دشمن هم بدترن. آلیسنت رو با زنجیرِ طلا از مچ و قوزکِ پا به بند می‌کشه و فقط جونش رو می‌بخشه «به‌خاطرِ پدرمون، که روزگاری تو رو دوست داشت».

📚 و شاید بهترین صحنه‌ای که سریال جا انداخته، یک بحث توی شوراست. کورلیس، به‌عنوان دستِ ملکه، التماسِ رحم می‌کنه: به باراتیون و های‌تاور و لنیستر عفو بده، ایموند و اگان رو بفرست دیوار. ولی رینیرا سرد جوابش رو می‌ده:

سوگند برای پیمان‌شکن چه ارزشی داره؟ وقتی تختِ من رو دزدیدن، سوگندهاشون آزارشون نداد.

دیمن حتی تندتر می‌ره: هیچ عفوی در کار نباشه، سرِ خائن‌ها باید بالای دروازه بره. و رینیرا راهِ وسط رو انتخاب می‌کنه، ولی چیزی که می‌خواد اینه که سرِ اژدهاهای دیرون و ایموند رو مثلِ جایزه به دیوارِ تالارِ تختش آویزون کنه، تا مردم «بهای خیانت رو ببینن».

✍️ : وقتی که کتاب رو خونده باشی، انگار سریال داره رینیرا رو نجات می‌ده. کتاب یه ملکه‌ی حریص و انتقام‌جو به ما می‌ده که به‌خاطرِ همین بی‌رحمی و بدگمانی سقوط می‌کنه؛ سریال یه زنِ همدلی‌برانگیز که داره تلاش می‌کنه خوب باشه. و نکته‌ی تلخ اینه که همون غریزه‌هایی که آخرِ کار رینیرای کتاب رو نابود می‌کنن — رد کردنِ مشروعیت، انکارِ رحم، بدگمانی به دراگون‌سیدها — همین حالا، توی همین لحظه‌های کوچیکِ این قسمت، دارن کاشته می‌شن.

🔜 منتظر قسمت بعد باشید.

#خاندان_اژدها
#رینیرا
#کتاب_در_برابر_سریال
#HOTD
@westerosir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍249👎7
آدام هال به دنبال قدرت است، اما نه به هر قیمتی

کلینتون لیبرتی، بازیگر نقش آدام هال، در گفت‌وگویی تازه درباره مسیر این شخصیت در فصل سوم خاندان اژدها گفت آدام برخلاف بسیاری از شخصیت‌های خاندان اژدها، به دنبال قدرت به هر قیمتی نیست و تلاش می‌کند انسانیت و اصول اخلاقی‌اش را حفظ کند.

به گفته لیبرتی، آدام که از طبقه‌ای پایین آمده، ناگهان به قدرتی بزرگ دست پیدا می‌کند، اما اجازه نمی‌دهد این قدرت هویتش را تغییر دهد. او همیشه تلاش می‌کند تصمیم‌هایش را بر اساس درست و غلط بگیرد، نه صرفا منفعت شخصی.

لیبرتی در پایان تاکید کرد که بزرگ‌ترین چالش آدام در میانه جنگ، حفظ شرافت و وفاداری به ارزش‌هایش است؛ موضوعی که او را از بسیاری از شخصیت‌های داستان متمایز می‌کند.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
28👍73🔥1
فصل چهارم خاندان اژدها وارد مرحله تولید می‌شود

طبق گزارش‌های منتشرشده، فیلمنامه‌های فصل چهارم و پایانی خاندان اژدها تکمیل شده و نسخه‌های اولیه آن در اختیار شبکه اچ‌بی‌او قرار گرفته است. همچنین انتظار می‌رود فیلم‌برداری این فصل از اوایل سال ۲۰۲۷ در چندین کشور آغاز شود.

با توجه به زمان‌بر بودن مراحل تولید و جلوه‌های ویژه، احتمال زیادی وجود دارد که فصل چهارم در سال ۲۰۲۸ پخش شود و پرونده سریال خاندان اژدها را برای همیشه ببندد.

رایان کندال، مدیر اجرایی سریال، پیش‌تر گفته بود تیم نویسندگان مدت‌ها منتظر رسیدن به روایت فصل پایانی بوده و برای به تصویر کشیدن پایان این داستان هیجان زیادی دارد.

#اخبار
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
30👍3😍2💔1
کریستون پادشاه‌ساز، برادر را بر ضد خواهر شوراند و افراد گارد شاهی را در برابر هم قرار داد و جنگ وحشتناکی که آن‌را رقص اژدهایان می‌نامند را شعله افکند.

افکار سر اریس اوکهارت

کتاب چهارم، ضیافتی برای کلاغ‌ها.

#نقل_قول
#کتاب
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
👍47🔥65🤬5
سریال شوالیه‌ای از هفت پادشاهی در اولین فصل پخش خود در ۹ رشته از جمله بهترین سریال درام، نامزد دریافت جوایز امی ۲۰۲۶ شد.

#شوالیه‌ای_از_هفت_پادشاهی
#اخبار
#AKOTSK

@Westerosir
🔥547👍5👎3
شباهت روایی خاندان اژدها با آثار ویلیام شکسپیر

اپیزود سوم فصل 3 (رینیرای پیروز) شباهت‌های غیرقابل انکاری به نمایش‌های ویلیام شکسپیر داشت. آثاری که متعلق به بیش از 4 قرن پیش است. مارتین بارها در مصاحبه‌هایش به علاقۀ زیادش به آثار شکسپیر اشاره کرده و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. بنابراین وجود این شباهت‌ها اصلاً اتفاقی نیست. بلکه درست برعکس کاملاً عمدی است. علاقۀ مارتین به شکسپیر به کنار، وجود این شباهت‌ها شاید نشان‌دهندۀ این باشد که موضوع جنگِ قدرت در افسانه‌ها دربند زمان نیست و هر داستانی با هر بافت و درون‌مایه‌ همان مسیر مشابه را طی خواهد کرد و این موضوع با یک دورۀ تاریخی خاص ارتباط ندارد.

شرایط روحی رینیرا در این اپیزود انعکاسی بود از یکی از داستان‌های تمثیلی شکسپیر

بعد از واقعۀ غم‌انگیز مرگ جیسریس در فصل سوم، شک و تردید به جان رینیرا افتاد که آیا اصلاً این جنگ و اتفاقاتی که در پی داشت ارزشش را داشت یا نه. ولی رینیرا سرانجام تخت آهنین را تصاحب کرد. در داستان‌های معمولی همین اتفاقات، به‌سادگی می‌تواند پایانِ کلیِ اثر باشد. چون هدف اصلی رینیرا همین بود و خب به هدفش رسید ولی خاندان اژدها هم درست مثل بازی تاج و تخت اصلاً میانۀ خوبی با پایان‌های خوش ندارد.

درعوض شاهد این بودیم که رینیرا از لحاظ روحی به تمام معنا فروریخت. ولی تلاش کرد خودش را با شرایط وفق دهد و ملکۀ هفت‌اقلیم شود. بازیِ درخشان اما دارسی در این اپیزود به خوبی حسِ فشار روانی و درماندگیِ رینیرا را به بیننده القا می‌کرد. اپیزود را که تماشا می‌کردم مدام این نقل‌قول جاودانه از نمایشِ هنری چهارم، بخش دوم توی سرم تکرار می‌شد:
«سرِ تاج‌دار هرگز آسوده بر بالین نمی‌آساید».


با اینکه رینیرا از قبل، خود را ملکه می‌دانست ولی در این اپیزود برای اولین بار به طور رسمی این وظیفه بر دوشش گذاشته شد. درواقع این اتفاق برایش مثل حقیقت تلخی بود که بیشتر از آنچه که انتظار داشت تحت فشار روحی‌روانی قرارش داد.

این نقل قول شکسپیر اغلب به اشتباه به این شکل هم تفسیر شده:
«سنگین است سرِ آنکه تاج بر سر دارد»


جالب است که این روایت هم کاملاً با این قسمت سریال منطبق است. این حقیقت را برجسته می‌کند که رینیرا مسئولیت بسیار سنگینی را به‌تنهایی به دوش می‌کشد. بعد از برکنار کردن اکثر اعضای سابق شورای کوچک، او عملاً تنها مانده و با بحرانی مواجه است که هیچ یک از پیشینیانش هم، چنین چیزی را تجربه نکرده بودند. به همین دلیل سرش آسوده بر بالین نخواهد رفت.
تاریخ دقیق نگارش نمایش هنری چهارم در گذر زمان از بین رفته ولی از طریق اسناد تاریخی مشخص شده که این اثر در حدود سال 1590 تکمیل شده.

خاندان اژدها قبل از اپیزود «رینیرای پیروز» هم شباهت زیادی به آثار شکسپیر و به‌خصوص سه‌گانۀ هنری ششم داشت. شکسپیر با حماسه‌های فانتزی غریبه نیست ولی سه‌گانۀ هِنری ششم یکی از آثار واقع‌گرایانه‌اش است.  داستان زندگی یکی از پادشاهان صاحب‌نام بریتانیا را به تصویر می‌کشد بدون اینکه از جلوه‌های بصریِ ژانری بیش از حد استفاده کند. با این وجود شباهت زیادی به خاندان اژدهایی دارد که داستان را با حجم زیادی از اژدها و جادو روایت می‌کند. الگوی «جنگِ رزها»ی هِنری ششم را می‌توان به راحتی لابه‌لای رشته‌های رقص اژدهایان تشخیص داد. در هر دو داستان دعوای شدیدی بر سر جانشینی وجود دارد. در خاندان اژدها، فقدان اقتدارِ ویسریس اول و خوش‌قلبیِ دردسرسازش کاملاً قابل مقایسه با شخصیت هِنری ششم است.

وقتی صحبت از ادعای تاج و تخت می‌شود، برتریِ نظامی هم به اندازۀ مشروعیتِ ادعا اهمیت پیدا می‌کند. این موضوع هم در هر دو داستان صدق می‌کند.
ائتلاف‌ها و جناح‌بندی‌ها مدام تغییر می‌کنند. خیانت‌ها و اتحادهای پی‌درپی. بیش از این ادامه ‌نمی‌دهیم ولی برای کسانی که با آثار شکسپیر آشنا نیستند این توضیح لازم است که بررسیِ بیشتر شباهت‌های آثار شکسپیر و خاندان اژدها می‌تواند به اندازۀ خواندن کتاب آتش و خون داستان را اسپویل کند… .

#خاندان_اژدها
#مقاله
#HOTD

@Westerosir
33
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون

🟢 قسمت سوم: مشروعیتِ ولاریون‌ها

⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳

✍️ امیدوارم که دو قسمت قبل رو خونده باشید. حالا بریم سراغ یکی از بهترین صحنه‌های این اپیزود که تفاوتش با کتاب، مو بر تن آدمی نمی‌زاره👀 ماجرای مشروعیتِ آدام و آلین.

📺 توی این قسمت، لرد کورلیس ولاریون بالاخره اعتراف می‌کنه که آدم و آلین پسرانش هستن، و از ملکه می‌خواد اون‌ها رو رسماً ولاریون اعلام کنه. اول رینیرا دست‌دست می‌کنه، اما وقتی کورلیس بارِ دوم درخواستش رو تکرار می‌کنه، ملکه اعتراف می‌کنه که فعلاً نمی‌تونه این کار رو بکنه. و همین وسطِ رد کیپ به یه دعوا ختم می‌شه. رینیرا با لحنی تقریباً عذرخواهانه می‌گه نمی‌تونه جلوی چشمِ بقیه طرفدارِ حرام‌زاده‌ها به نظر برسه — در حالی که زمزمه‌ها از پقتی که از وقتی جیس و لوک و جافری به دنیا اومدن، مثل سایه دنبالشن.

📺 کورلیس تلافی می‌کنه؛ بلندبلند و پشتِ‌هم بچه‌های رینیرا رو حرام‌زاده صدا می‌زنه، فقط برای اینکه زخمی‌اش کنه — و خوب می‌دونه کجا رو باید بزنه، چون زخمِ مرگِ جیس هنوز تازه‌است. «جیسریس مثلِ یه حرام‌زاده زندگی کرد و مثلِ یه حرام‌زاده مُرد!»

🤔 ولی چرا رینیرا نمی‌تونه «بله» بگه؟ اینجاست که سریال بر خلاف میل باطنیش یه چیزِ کاملاً کتابی رو درست نشون می‌ده. رینیرا و لینور ولاریون یه ازدواجِ صوری داشتن؛ لینور به مردها علاقه داشت و بچه‌های رینیرا — جیس، لوک و جافری — هر سه موهای قهوه‌ای داشتن، نه نقره‌ایِ تارگرینی. کلِ قلمرو پچ‌پچ می‌کرد که پدرِ واقعیِ این بچه‌ها هاروین استرانگه، نه لینور. سبزها بهشون می‌گفتن «استرانگ‌ها» — و این یعنی متهم‌کردنِ خودِ رینیرا به خیانت. پس مشروع‌کردنِ هر حرام‌زاده‌ای، ماجرای پسرهای خودِ ملکه رو دوباره سر زبونا میندازه. ردِ درخواستِ کورلیس، تصمیمِ سنگ‌دلانه‌ای نیست؛ همون تله‌ایه که رینیرا از روزِ اول توش گیر کرده.

⚖️ یه کم هم جاج کنیم! این وسط، هر دو طرف یه‌جورهایی ریاکارن. کورلیس تمامِ عمر آدام و آلین رو انکار کرد، ولی حاضر شد لوکِ موقهوه‌ای رو به‌عنوان وارثِ دریفت‌مارک قبول کنه — چون اون‌موقع به‌نفعش بود. و اون جمله‌ی «اون‌ها حرام‌زاده‌ن»؟ همون حرفیه که یه بار برادرش ویموند ولاریون سرِ زبون آورد — و دیمن به‌خاطرش گردنش رو زد و جنازه‌اش رو داد به اژدها (توی کتاب البته!). حالا خودِ کورلیس داره همون حرف رو می‌زنه.

📚 خب، حالا بریم سراغ کتاب. آدام و آلین، پسرهای یه دخترِ کشتی‌سازِ اهلِ هال به اسمِ ماریلدا («موش») هستن. آدام برخلافِ سریال، توی کتاب برادرِ بزرگ‌تره با یه سال اختلاف سنی. هر دو موی نقره‌ای و چشمِ بنفش دارن — دراگون‌سیدهای واقعی. مادرشون سال‌ها حاضر نبود اسمِ پدرشون رو بگه.

📚 و حالا خودِ ماجرا. توی کتاب، کورلیس هیچ‌وقت علناً نمی‌گه این‌ها پسرهای منن. به‌جاش اون‌ها رو نوه‌های خودش جا می‌زنه — یعنی بچه‌های پسرِ مرده‌اش لینور. (ماشروم نظرِ دیگه‌ای داره: پدرِ واقعیِ این‌ها خودِ کورلیسه، ولی تا وقتی همسرش رینیس زنده بود، مخفی‌شون کرد.) زمانی که آدام سوار سی‌اسموک می‌شه و بعد کورلیس درخواستِ مشروعیت آدام و آلین رو ملکه می‌ده می‌ده. کتاب مستقیم می‌گه:

وقتی شاهزاده جیسریس هم صدایش را به این درخواست افزود، ملکه پذیرفت. آدام از هال، دراگون‌سید و حرام‌زاده، شد آدم ولاریون، وارثِ دریفت‌مارک.

📚 حالا فرق رو ببینید. توی سریال، جیس — همون که جنازه‌اش هنوز سرد نشده — تبدیل به سلاحی می‌شه که کورلیس باهاش رینیرا رو زخمی می‌کنه. اما توی کتاب، دقیقاً همون جیس، خودش دلیلیه که این دراگون‌سیدها بالا می‌آن.

🤩 برای دیدن عکس‌ها instant view را باز کنید.
🔜 منتظر قسمت بعدی باشید.


#ولاریون
#خاندان_اژدها
#کتاب_در_برابر_سریال
#HOTD
@westerosir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
27👍8
پس از رشد هفته گذشته؛ بینندگان پخش زنده خاندان اژدها دوباره افت کردند!

آمار پخش زنده قسمت سوم فصل سوم سریال خاندان اژدها در شبکه اچ‌بی‌او نشان می‌دهد که پس از افزایش بینندگان در قسمت دوم، قسمت سوم با کاهش مخاطبان روبه‌رو شده است.

قسمت اول فصل سوم در پخش زنده شبکه اچ‌بی‌او در ایالات متحده ۸۶۰ هزار بیننده داشت. این رقم در قسمت دوم به ۹۷۰ هزار نفر رسید و رشد حدود ۱۳ درصدی را ثبت کرد، اما قسمت سوم با ۸۹۰ هزار بیننده پخش زنده، نسبت به قسمت دوم حدود ۸ درصد کاهش داشت. با این حال، آمار قسمت سوم همچنان اندکی بالاتر از قسمت اول فصل است.

البته این آمار تنها به بینندگان پخش زنده شبکه اچ‌بی‌او در ایالات متحده مربوط می‌شود و بینندگان پخش اینترنتی، تماشای با تاخیر و مخاطبان سایر کشورهای جهان را شامل نمی‌شود.

کاهش یا افزایش آمار بینندگان پخش زنده، لزوما نشان‌دهنده محبوبیت یا عدم محبوبیت یک سریال نیست؛ زیرا بخش بزرگی از مخاطبان امروزه آثار را از طریق سرویس‌های پخش اینترنتی یا با تاخیر تماشا می‌کنند.

#آمار
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
26💔4👍3
متأسفانه به نظر می‌رسه ممکنه سریال #خاندان_اژدها تصمیم داشته باشه «نخستین نبرد تامبلتون» رو تو یه خبر خلاصه کنه. در حالی که در کتاب، استاد اعظم گیلداین، این نبرد رو هم‌تراز نبرد «دشت آتش» در زمان فتح اگان می‌دونه؛ تنها نبردی که بالریون، ویگار و مراکسیس هر سه در اون حضور داشتند.

اما شما همراهان وستروس می‌تونین برای دونستن همه‌ی اون اتفاقاتی که در تامبلتون رخ داد، به ویکی‌وستروس سر بزنید.

پی‌نوشت: البته هنوز حذف این نبرد از سریال به طور رسمی اعلام نشده.

#ویکی
#رقص_اژدهایان

#HOTD
#Wiki

@Westerosir
💔39🙏3👍21🥱1
رینیرا تارگرین: «من وقتی در اوج نیاز بودم، یه اژدها برام ظاهر شد.»
سپتون اعظم: «خدایان من کاری به اژدهایان ندارن، اون‌ها جادویی کفرآمیز هستن که در تاریکی، غرور و هوس، قدرت و گریز از مجازات ساخته شدند. اون‌ها نابود می‌کنند ولی چیزی نمی‌سازن. هیچ خیری ازشون به دست نمی‌آد.»
رینیرا: «موضع خودتون رو کاملا شفاف اعلام کردید.»
سپتون: «با تمام احترام، بهتون توصیه می‌کنم با مذهب دشمنی نکنید. چون مذهب، مردم شما رو هدایت می‌کنه، بهشون آرامش می‌ده و متحدشون می‌کنه. دست کم گرفتنش به ضرر خودتونه.»


#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
33🗿9👍6🤬3🔥2🤣2
کارگردان خاندان اژدها: صحنه دیرون جعلی عمدا مخاطب را فریب داد!

کلر کیلنر، کارگردان قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها، فاش کرد که صحنه معرفی دیرون جعلی از همان ابتدا با هدف گمراه کردن مخاطبان طراحی شده بود تا بیننده درست مانند رینیرا و الیسنت، برای لحظاتی تصور کند این پسر همان دیرون تارگرین است.

او توضیح داد که برای خلق این حس، از نماهای نزدیک، نگاه‌های رفت‌وبرگشتی اما دارسی و واکنش‌های اولیویا کوک استفاده شد تا مخاطب فرصت کند همراه با شخصیت‌ها حقیقت را کشف کند. به گفته کیلنر، هدف این نبود که فقط یک غافلگیری ساده رقم بخورد، بلکه می‌خواستند بیننده دقیقا همان شوک و سردرگمی شخصیت‌ها را تجربه کند.

کیلنر همچنین گفت لحظه‌ای که رینیرا متوجه می‌شود این پسر دیرون نیست، از طریق تغییر حالت چهره و نگاه اما دارسی روایت می‌شود و به همین دلیل نیازی به دیالوگ‌های اضافی وجود نداشت. او در پایان از بازی اما دارسی و اولیویا کوک تمجید کرد و گفت اجرای آن‌ها باعث شد این سکانس حتی تاثیرگذارتر از چیزی باشد که در فیلمنامه نوشته شده بود.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
👎29👍175❤‍🔥3😱1🤣1
آیا شوالیه هفت پادشاهی فراتر از سه فصل ادامه خواهد داشت؟

کیسی بلویز، مدیر بخش محتوای اچ‌بی‌او، اعلام کرد که هنوز تصمیمی برای پایان یافتن سریال شوالیه هفت پادشاهی با فصل سوم گرفته نشده است.

او گفت ادامه این مجموعه به برنامه‌های ایرا پارکر و همچنین داستان‌های جدید جرج آر. آر. مارتین بستگی دارد و در حال حاضر تمرکز سازندگان روی تولید فصل دوم است.

بلویز همچنین تاکید کرد که شوالیه هفت پادشاهی با فضای صمیمی‌تر و متفاوت خود نسبت به بازی تاج‌وتخت و خاندان اژدها، تجربه‌ای تازه از دنیای وستروس ارائه می‌دهد. بنابراین، احتمال ادامه این سریال پس از فصل سوم همچنان وجود دارد.

#مصاحبه
#شوالیه_هفت_پادشاهی
#AKOTSK

@Westerosir
37👍4
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون

🟢 قسمت چهارم

⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳

✍️ امیدوارم که سه قسمت قبل رو خونده باشید — در این قسمت به شوالیه‌شدنِ دراگون‌سیدها، حرف‌های سپتونِ اعظم درباره‌ی جادوی پلید، و درنهایت سان‌فایر می‌پردازیم.

📺 اول، دراگون‌سیدها. در فصل ۲ «کاشتِ بذرها» یا «کِشتِ سرخ» رو دیدیم که چه بهایِ خونینی داشت. توی این قسمت رینیرا هر سه دراگون سید رو رسماً شوالیه می‌کنه و بهشون لقب می‌ده. اولف، هیو و آدام زانو می‌زنن و تا «دمِ مرگ» به رینیرا سوگند وفاداری می‌خورن. ولی هیچ‌کدوم راضی نیستن: هیو خونه و زن و بچش رو می‌خواد، اُلف قلعه می‌خواد و میخواد که به عنوان یه لرد نام‌گذاری بشه، و آدام دنبالِ نامِ ولاریونه که اون هم — همون‌طور که قسمتِ قبل گفتیم — بهش نمی‌رسه.

📚 اما توی کتاب لقب‌ها همون لحظه‌ی سوارشدن (در کِشتِ سرخ) به دراگون سیدها می‌چسبه: تا هیو سوارِ ورمیتور می‌شه، می‌شه «هیو هَمر» یا «هیوِ سرسخت» (چون آهنگره)؛ تا اُلف سوارِ سیلوروینگ می‌شه، می‌شه «اُلفِ سفید» (به‌خاطرِ موهاش) یا «اُلفِ مست» (به‌خاطرِ بدمستی‌هاش)؛ و اون پسرِ پونزده‌ساله که سوارِ سی‌اسموک می‌شه، از همون اول «آدامِ هال»ه.

📚 ولی شوالیه‌شدن؟ اون جلوتر می‌آد — نه از دستِ ملکه توی یه مراسم، بلکه توی میدونِ جنگ. توی کتاب، هیو و اُلف بعد از اینکه توی نبردِ گالِت واقعاً می‌جنگن و زنده می‌مونن، خودشون رو شوالیه می‌دونن. کتاب یه صحنه‌ی جالب داره؛ این دو تا توی یه میخونه‌ی دودگرفته می‌شینن به عرق‌خوری و پزدادن، و هیو می‌گه: «حالا دیگه واقعاً شوالیه‌ایم.» و اُلف می‌خنده و می‌گه:
شوالیه که چیزی نیست. ما باید لُرد بشیم.

✍️ همین یه جمله، کلِ فاجعه‌ای که در راهه رو لو می‌ده. همون نارضایتی‌ای که سریال داره توی این مراسمِ شوالیه‌شدن نشونش می‌ده — این آدم‌ها اژدها دارن، ولی نه خونه، نه قلعه، نه اسم‌ورسم — دقیقاً همون چیزیه که توی کتاب هم در حال اوج گرفتنه. سریال جاش رو عوض کرده و آورده وسطِ دربار. آدم‌هایی که فکر می‌کنن حقشون بیشتر از این حرف‌هاست، خطرناک‌ترین آدم‌های یه ملکه‌ان — مخصوصاً وقتی اژدها زیرِ پاشونه

🔥 دوم، سپتونِ اعظم. اینجا دیگه بحثِ تفاوت نیست — این روایتِ جذابِ خودِ سریاله که ارزشِ حرف‌زدن داره. وقتی رینیرا از سپتونِ اعظم می‌خواد تاجش رو بذاره سرش، سپتون رد می‌کنه و اژدهایان رو «جادویی پلید، زاده‌شده در تاریکی و غرور و شهوتِ قدرت» می‌خونه. این حرف یه ریشه‌ی واقعی توی افسانه‌ها داره:

✍️ گفته میشه که اژدهایان با جادوی خونِ والریایی «ساخته» شدن، و از راهِ یه جادوی سیاه به تارگرین‌ها وصل شدن. جالب‌تر اینکه ایمانِ هفت‌گانه و همین‌طور سیتادلِ میستر‌ها، هر دو در اولدتاون، شهرِ های‌تاورها قرار دارند. پس یه بوی تعصب هم اینجا هست: ایمانِ هفت و اولدتاون همیشه با تارگرین‌ها و اژدهایانشون سرِ ناسازگاری داشتن.

🐲 و سوم، شاید عجیب‌ترین جمله‌ی قسمت. دیمن می‌گه سان‌فایر، اژدهای طلاییِ اگان، «مدت‌هاست مرده و در حالِ پوسیدنه». برای کسانی که کتاب رو خوندند این حرف یه علامتِ سؤالِ بزرگه. چون توی کتاب، سان‌فایر بعد از نبردِ روکزرست، با یه بالِ نیمه‌پاره، ناتوان از پرواز، توی دشتِ خاکستر می‌مونه… ولی نمی‌میره. بعدتر وقتی لرد موتون با صد شوالیه می‌آد که خلاصش کنه، سان‌فایرِ زخمی و خشمگین شصت نفرشون رو می‌کشه و بعد غیب می‌شه. کتاب می‌گه:
سان‌فایرِ طلایی انگار دوباره به پرواز درآمده بود… ولی به کجا، هیچ انسانِ زنده‌ای نمی‌توانست بگوید.


✍️ یعنی سرنوشتِ سان‌فایر توی کتاب یه معماست، نه یه جنازه. حالا اینکه سریال چرا این‌قدر قاطع می‌گه «مرده و پوسیده»، خودش جای بحث داره. شاید دارن یه چیزی رو برای بعد نگه می‌دارن…

🤩 برای دیدن عکس‌ها instant view را باز کنید.
🔜 منتظر قسمت بعدی باشید.

#خاندان_اژدها
#کتاب_در_برابر_سریال
#HOTD

@westerosir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
24👍4
استیو توسنت: کورلیس هنوز با نبود رینیس کنار نیامده است!

استیو توسنت، بازیگر نقش کورلیس ولاریون، در گفت‌وگویی تازه درباره وضعیت روحی این شخصیت در فصل سوم خاندان اژدها گفت که کورلیس هنوز نتوانسته با مرگ رینیس کنار بیاید و این فقدان همچنان روی زندگی او سنگینی می‌کند.

او توضیح داد که کورلیس پس از از دست دادن همسرش احساس می‌کند بخشی از وجودش را از دست داده است. به گفته توسنت، رابطه کورلیس و رینیس فقط یک ازدواج سیاسی نبود، بلکه بر پایه عشق، اعتماد و احترام متقابل شکل گرفته بود؛ به همین دلیل، نبود رینیس همچنان بر تصمیم‌ها و رفتارهای کورلیس در فصل سوم تاثیر می‌گذارد.

توسنت همچنین از همکاری با ایو بست، بازیگر نقش رینیس، تمجید کرد و گفت از نظر او، کورلیس هرگز به‌طور کامل از غم از دست دادن رینیس عبور نخواهد کرد و یاد او همیشه همراه این شخصیت خواهد ماند.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
21💔5🤡3👍1😢1
پس از سقوط تامبلتون، زنان سراسر شهر، از پیرزنان گرفته تا دختران هشت‌ساله، مورد تعرض قرار گرفتند و حتی سپتاها و خواهران خاموش نیز در امان نماندند. سربازان مست هر مردی را که می‌یافتند، از پیرمردان گرفته تا پسران خردسال، می‌کشتند. خانه‌ها و مغازه‌ها به دست گروه‌های سبز غارت شد و ثروتمندان شهر برای آشکار کردن محل دارایی‌های پنهانشان شکنجه شدند. حتی نوزادان نیز بر سر نیزه زده شدند.

برای خواندن تمام وقایع نخستین نبرد تامبلتون، به ویکی‌وستروس سر بزنید.


#ویکی
#رقص_اژدهایان

#HOTD
#Wiki

@Westerosir
💔44😱43👍1🎉1
حقیقت اختلاف مارتین و رایان کندال از زبان یکی از بازیگران خاندان اژدها

ابوبکر سلیم، بازیگر نقش الین آو هال، در گفت‌وگویی تازه تاکید کرد که اختلاف جرج آر. آر. مارتین و رایان کندال، سازنده و نویسنده اصلی خاندان اژدها، هیچ تاثیری بر روند تولید فصل سوم نداشته است.

او گفت فضای پشت صحنه فصل سوم کاملا حرفه‌ای و مثبت بوده و تمام عوامل فقط روی ساخت بهترین نسخه ممکن از سریال تمرکز داشتند. سلیم همچنین از رایان کندال به خاطر حمایت از بازیگران و تعهدش به داستان تمجید کرد.

اختلاف مارتین و کندال پس از آن شدت گرفت که مارتین از برخی تغییرات سریال نسبت به کتاب آتش و خون انتقاد کرد و هشدار داد حذف یا تغییر بعضی شخصیت‌ها و اتفاقات می‌تواند بر ادامه داستان تاثیر منفی بگذارد. در مقابل، کندال تاکید کرد که این تغییرات به دلیل محدودیت‌های تبدیل کتاب به سریال ضروری بوده‌اند.

با این حال، ابوبکر سلیم می‌گوید این اختلافات هرگز وارد پشت صحنه نشد و هیچ اثری بر کیفیت یا روند تولید فصل سوم خاندان اژدها نگذاشت.

#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD

@Westerosir
👎1913🤨5👍3