داشتم لباسهام رو مرتب میکردم که اتفاق جالب و سادهای افتاد و نشستم یه گوشه و رفتم توی فکر و هنوز نیومدم بیرون.
یه جوری همه جلوبازوها دم کرده که دیگه دارم شک میکنم. ناموسا نیم ساعت قبل اینکه از خونه بزنین بیرون تک دمبل نمیزنین؟
وقتی بیرونم پر از انگیزهم
وقتی میام خونه کیسه آب گرم رو بغل میکنم و میشینم گوشهی مبل و ساعتها خیره میشم به فرش.
وقتی میام خونه کیسه آب گرم رو بغل میکنم و میشینم گوشهی مبل و ساعتها خیره میشم به فرش.
چند روز پیش دوستی گوشیش رو بالا گرفت و عکس دردی رو نشونم داد که هنوز هم میگم پاشو بیا رفیق. پاشو بیا چایی دم کنم برات. بیا بذار به درد یکی بخوره دیوارهای این خونه.