بچه که بودم یه پیرزن مادربزرگطوری ازم پرستاری میکرد که وقتی هفت ساله شدم بردنم سر قبرش و گفتن «ننه» پاشو ببین دوات داره میره کلاس اول؟
خب این سنت شد و من هرساله تکرارش کردم.
خلاصه که ننه راضی به زحمت پاشدنت نیستم ولی هفتهی دیگه ارشد هم تموم میشه و ایشالا بعد دفاع پایاننامه بهت خبر میدم.
ولی تو بگو. این بود زندگی؟
خب این سنت شد و من هرساله تکرارش کردم.
خلاصه که ننه راضی به زحمت پاشدنت نیستم ولی هفتهی دیگه ارشد هم تموم میشه و ایشالا بعد دفاع پایاننامه بهت خبر میدم.
ولی تو بگو. این بود زندگی؟
👍3
قطع به یقین اینی که داره ترشح میشه سروتونین نیست و بهتره برای پیشگیری از چسناله بزنیم به چاک.
👍2
اونی که خیال میکردم ریشهی مشکلاتمه،
یه برگ بود کنار بقیهی برگها.
روی یه شاخه بغل بقیهی شاخهها.
بالای تنهی یه درخت کنار بقیه درختها.
درختهای چفتهم با ریشههایی که سیم هندزفریِ مادر طبیعتن توی جیب زمین.
یه برگ بود کنار بقیهی برگها.
روی یه شاخه بغل بقیهی شاخهها.
بالای تنهی یه درخت کنار بقیه درختها.
درختهای چفتهم با ریشههایی که سیم هندزفریِ مادر طبیعتن توی جیب زمین.
Forwarded from پرنسس کانسوئِلا بناناهَمیک
همیشه به این فکر میکنم که آیا کارما قراره کارهای خوبی که برای دیگران انجام میدم رو هم جبران کنه یا نه فقط قراره اشتباهاتمو بکنه تو کونم؟
ولی من هنوز یادمه رفتیم فروشنده و شهاب حسینی خوابوند توی گوش پیرمرده و یه سالن کف زدن.
نمیدونم ایران فرهادی رو نمیشناسه یا فرهادی ایران رو.
نمیدونم ایران فرهادی رو نمیشناسه یا فرهادی ایران رو.
دوران دبستان مامان با شالگردن مومیاییم میکرد. تو بیست سالگی فهمیدم میشه ازش صرفا برای گرم نگهداشتن گردن هم استفاده کرد.
توی ایران وقتی بچهای به اونی حسادت میکنی که باباش پلیسه و وقتی بزرگ شی به اونی حسادت میکنی که باباش...
به آقازادهها حسادت میکنی در کل.
به آقازادهها حسادت میکنی در کل.
👍7
دارم روی یکی از همون پلهای شیشهای اسکویید گیم راه میرم.
یه شیشهش امید و معناست، یه شیشهش نهیلیسم و ابزوردیسم.
فکر نمیکنم روی انتخابام. فقط قدم برمیدارم.
یه شیشهش امید و معناست، یه شیشهش نهیلیسم و ابزوردیسم.
فکر نمیکنم روی انتخابام. فقط قدم برمیدارم.
👍10
صبحها با چنان دردی توی قفسه سینه بیدار میشم انگار کل شب رو استایل شهدای صدر اسلام شکنجه شدم.
🔥7
امروز جمعهست و من باید:
۲۰ صفحه ترجمه کنم.
دوتا ایمیل بفرستم.
یه پیپر بنویسم.
و این وحشت رو کنترل کنم.
۲۰ صفحه ترجمه کنم.
دوتا ایمیل بفرستم.
یه پیپر بنویسم.
و این وحشت رو کنترل کنم.
👎8👍3🔥3
Forwarded from زوربای سیاه (Saber)
فسنجون و الویه اینطوریان که یهو بدون هیچ مقدمهای بندبند وجودت جیغ میزنه میییییییخواااااااااام
👍17🔥9👎3