دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
Who am I to you?
I've missed bein some fuckin one.
Turn it Off.
Forwarded from be
باید یاد بگیرم تعداد دادهام رو به حداقل برسونم. با صدای بلند حرفی رو زدن از اعتبارش کم میکنه
همیشه همین بساطه.
سر سال می‌گم بابا ۳۶۵ روزه دیگه. چی میخواد بشه تو‌ این سال دوازده ماه. همه‌ش عین همه.
ته سال می‌بینم مرگ داشت و تولد داشت و جدایی و وصال و رشد و شکست و بیماری و این قافله‌ی‌ عمر عجب...
ته سال یکی دیگه‌م.
اگه باشم.
حالیته؟
پشمام
الان یکی از جلسات قبل رو دیدم و استاد میگه حضور غیاب لازم نیست همه هستین و این دختره مبصره میگه نه خانوم!!! دوات غایبه!

خایه‌مال رو سگ گایید واقعاً!
خب من اعتراف میکنم لینزی دانر توی عامل ناشناخته جزو اولین کراش‌های قوی‌م بود!
چهار میلیون و نیم ریختم تو شیکم دانشگاه :(
استاد در تفسیر داستان گفت she's not happy with her marriage and relationship.
یکی نوشت they never are, man.

حق. حق. طلا. طلا. طلاااااا!
گربه‌ها اونقدر نرم و کیوتن که خودشون هم سرشون رو توی بغل همدیگه فرو میکنن.
دوات
استاد در تفسیر داستان گفت she's not happy with her marriage and relationship. یکی نوشت they never are, man. حق. حق. طلا. طلا. طلاااااا!
حقیقتا اگه موضوع پایان‌نامه رو انتخاب نکرده بودم و این همه توی پروپوزالم جلو نرفته بودم همین رو می‌کردم موضوع تزم، شاید قدمی نزدیک‌ میشد علم به درک اینکه چه مرگتونه.
از یه جایی به بعد دیگه عادت میکنی به بی‌نوتیفی!
سه‌تا از جمله‌هایی رو که شنیدین توی زندگیتون و هیچوقت فراموش نکردین، مثبت یا منفی، بگین بهم.
بصورت طبیعی سخته آدم خودشو بذاره جای یکی دیگه تا بفهمه حالش رو. ولی خیلی کار خفنیه و باعث رشد فردی و اجتماعی میشه. من خیلی بدم توی این کار. خواستم مهارتش رو تمرین کنم. برای همین ازتون پرسیدم این سوال رو و خیلی کارسازه انگار. گمونم اینطوری لقمه لقمه بتونیم بفهمیم بقیه رو. شاید نتونی کلا خودتو بذاری جای یکی تو کل زندگیش و موقعیتش. ولی میتونی یه لحظه تصور کنی با شنیدن فلان جمله چه حالی شده.

بار بعضی ناشناس‌ها خیلی سنگینه.
دمتون گرم. دست مریزاد.
نکته‌ی قابل توجه اینه که بلااستثنا همه‌ی جملات دردناکی که الان برای من فرستادین رو از عزیزان شنیدین.
نمی‌دونم. شاید هم چون عزیز بودن اینقدر دردناکه!

خلاصه که خوب دووم آوردین تا اینجا. دمتون گرم.
آخ که چقدر دلتنگ روزایی‌‌ام که اینجا بودم و این نبودم.
انقدری که نوجوون‌های فامیل از نبودن من شاکی ‌ان، والدینم نیستن!
واقعا دلم سفر میخواد بی‌دراما. بی‌دغدغه. یه جای دور. یه جایی که تا حالا نرفتم. با همسفرهایی که تا حالا نداشتم برم مهمون آدمایی شم که تا حالا ندیدم.
سه جا شاغل بودم که دوتاش مالید. گرچه اوضاع سخت شد ولی تعطیلی جفتشون حس‌ سبکی باحالی داد بهم.
وقتی می‌خوای بمونی سرجات و ناچاری به رفتن. وقتی داری راهت رو می‌ری و مجبوری به موندن. سینوس کسینوس به کارم نیومد ولی قانون اول نیوتن رو هفت‌هشت‌ساله که هربار روحم نصف می‌شه درک می‌کنم.
چشم‌هات رو خاموش کن و گوشی رو ببند.
عاقبت همه سیاهی ِ یک لشکریم.