حالا اگه برای مبارزه با ویروس باید میرفتیم بیرون، همه خَف میکردیم تو خونه.
وقتی توی دیجیکالا به جای اکشنفیگر، ماکروفر پین کردم، فهمیدم امسال دیگه کمکم وقتشه کولر رو من خاموش کنم.
میگین بگو فیلمایی کهمیبینی، ولی معرفی فیلم، درازه. من کانالم دو خط بیشتر بنویسم هنگ میکنه.
بیام یه کلمه بگم امروز این فیلمو دیدم، قبوله؟
بیام یه کلمه بگم امروز این فیلمو دیدم، قبوله؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش من بعد از دیدن عکس کبابکوبیده توی کانال همسایه.
این روزها فقط یه گیف هست که باهاش میتونم همهی احساساتم رو، از خشم و نفرت گرفته تا گرسنگی و تشنگی و خوشحالی و غیره نشون بدم:
حرفزدن یه عده مثل ترجمهی لفظی ضعیف از منبع انگلیسی به فارسی میمونه که مستقیم و word for word انجام شده. به عنوان یه مترجم، برائتم رو از این سبک جوگیری اعلام میکنم.
مثال: هِی! من راجعبه مادربزرگت شنیدم. متاسفم. من میتونم یه فنجون قهوه برات بیارم؟
مثال: هِی! من راجعبه مادربزرگت شنیدم. متاسفم. من میتونم یه فنجون قهوه برات بیارم؟
خود آقا ابی باید به هموطنهای مسافر میگفت خدا به همراه ای خسته از شب،
اما سفر نیست علاج این درد!
ولی وقت نداشت. دلش پیش عربستان بود.
اما سفر نیست علاج این درد!
ولی وقت نداشت. دلش پیش عربستان بود.
اینجوری که گوگوش میگه من و گنجشکهای خونه دیدنت عادتمونه و بعد اشاره میکنه که رنگ چشمهای مخاطب، زرد کهرباییه، طرف فقط میتونه گربه باشه.
همسایه بغلی داره فوزبال میزنه با بچهش. از همخونه میپرسم اگه گفتی دارن چیکار میکنن؟
همسایه داد میزنه: گللللللل!
همخونه: گرگ؟ گرگم به هواس؟
{صدای قل خوردن توپ.}
همسایه: گلللللل!
همخونه: همو میزنن؟
{صدای چرخیدن دستهها}
بچهی همسایه: فوتبال بازی میکنیم! داریم فوتبالدستی بازی میکنیم!
همخونه: فیلم میبینن؟
همسایه داد میزنه: گللللللل!
همخونه: گرگ؟ گرگم به هواس؟
{صدای قل خوردن توپ.}
همسایه: گلللللل!
همخونه: همو میزنن؟
{صدای چرخیدن دستهها}
بچهی همسایه: فوتبال بازی میکنیم! داریم فوتبالدستی بازی میکنیم!
همخونه: فیلم میبینن؟