دوات
17.7K subscribers
197 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
مترجم میدونه I kissed her tears، به معنی "دلداری‌اش دادم" نیست.
فحش رو بکشین به ارشاد.
رو بعضی زخم‌ها لازمه نمک پاشید،
ولی بعضی‌ها خودشون کاری‌ان.
کف بزنین به افتخار مترجمی که دو روز مونده به ددلاینش، ده صفحه‌ش پرید.
سه چهار نفری هستن توی زندگیم که شما بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر، کز آتش نفرتشان، دود از کفن برآید.

دوات نگو، شتر بگو.
درصد بالایی از دراما و طرح‌واره‌ی ایثار در جوانانمون رو، مدیون فرهنگ رسانه و بخصوص هالیوودیم.
انقد تشنه‌م که با کمال میل می‌رم زندان.
کاش می‌شد وقتی یکی از زندگی آدم حذف شد، Cache ش رو هم پاک کنی.
چهارسال پیش دوتا کتاب قرض گرفتم از مصطفی. کسخل بود یکم. تو تمام اواتارهاش خیره بود به آسمون. میگفتم فضایی‌ای چیزی هستی؟ منتظر سفینه‌ی مادری؟
مشغله‌ها زیاد شد. رفت تهران ارشد بخونه. فاصله افتاد. دور شدیم. سالی یه بار می‌دیدیم همو یا نه. هربار هم یادم‌ می‌رفت کتاباش رو پس بدم.
یه ماه پیش دیدمش. گفت دیگه اون‌قدر نیاوردیشون که حلال، واسه‌ی خودت!

امشب خبر رفتنش رسید.

سفینه‌ی مادر اومد دنبالت آخر کار، پدرسوخته.رفتی گذاشتیمون با دوتا کتاب امانتی.
شوکه‌تر از اونم که غمگین باشم..
خدایت بیامرزد، **شده در سرخس!

{این اسمو بعد داستان جاده‌ی سرخس روت گذاشتیم. یکم فکر کن.. یادت می‌آد.}
تا میام روز سوم رو شروع کنم یه چیزی میشه که بهم یادآوری شه دنیا دو روزه.
فکر کنم بعد از آب، فراموشی بزرگترین نعمت خداست.
توی هر مغزی، یه چاوشی لازمه که در طول روز، گاها توی سرت زمزمه کنه:
آروم بگیر، آروم.
نود درصد دلشکستگی‌هامون، به‌خاطر انتظارداشتن از بقیه‌س. اون ده درصدشم... از خدا انتظار نداشتیم!
"هیچی"، backspace مکالمات روزمره‌س.
بچه‌دوات.
معروف به دواتچه.
عجیبه که با همون آهنگی بغض کنی که با رفیقات تو ماشین به هر کلمه‌ش خندیدی!
مترجم برای دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با چالش‌های ارشادی باید حق ماموریت بگیره.
Forwarded from That guy over there!
Don't blame me
For the mess that you've been causing
I believe
Every word you didn't say
اگه کل زندگی فقط یه ماموریت توی یه بُردگیم عظیم باشه که توی عالم ذر کارتش رو کشیدی، اون‌وقت چی؟
یه روزی طرف دوم قضیه رو از بالا می‌بینی که دیگه هیچ‌کدوممون پایین نیستیم.
درستش این بود آدم بتونه مثل شتر از چربی ذخیره شده توی بدنش استفاده کنه و گشنه نشه، تا بدن دوباره بیاد رو فرم.
قضاوت واسه‌ی یکی، شاید ده تا تماس انگشت شستش با کیبورده.
اونور ماجرا، یکی فرو می‌ریزه.