دوات
17.7K subscribers
197 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
بچه‌ی زرزرو خاری از خارهای جهنم است.
ساندویچ کثیف خودش برَنده.
شعوره فرقش.
چرا میگی خودمو نمی‌ذارم جات؟ اتفاقاً من همه‌چیزو از چشم تو می‌بینم.
با آدمایی هم‌مسیر شو که دارن میرن جلو. وگرنه پشت‌سرت رو خودت هم بلدی و برای درجازدن هم‌ نیازی به همراه نیست.
خالیه جات، قدر تمام "لطفاً در این کادر چیزی ننویسید" برگه‌های امتحانی.
جلوی آشنا و فامیل با جینم. اگه شلوار ورزشی پام دیدی، دوست شدیم.
باید برای خونه یه نیمکت بخرم.
بچه که بودم فکر میکردم وقتی با ماشین میایم بیرون از خونه، باید از همه سبقت بگیریم. به نظرم انصافانه نبود که از خیابون‌های فرعی با یه نقطه استارت جلوتر می‌پیچیدن جلوی بابا. همیشه فکر می‌کردم پس کی میشه یه بار هم ما جلو باشیم و تمام ماشینای شهر ازمون عقب بمونن. فکر می‌کردم رالیه‌ و آدمای توی ماشین‌ها همه دنبال بردن.

بزرگتر که شدم فهمیدم
درست فکر می‌کردم.
امروز رفتم طرح سنجش، کمک کنم.
توی بخش شنوایی مشغول شدم. به دختربچهه گفتم: بگو "جوجه" عمو.
گفت: جوجه عمو.

بسیار به‌جا بود.
پسربچه نمی‌خواست بیاد تو.
مامانش هلش داد جلو، گفت برو، داییه!
بچه یه نگا به من انداخت، یه نگا به مامانش. دوباره یه نگا به من.. با بغض گفت: دایی نیست که!
زندگی خالی نیست
آب هست
لازانیا هست
ته‌دیگ‌سیب‌زمینی هست.
مرده‌ها زنده‌هاشونو می‌فرستن گرم‌خونه.
من با اونایی که اسمشون عسله دست نمی‌دم، نوچ می‌شم.
خوابم میاد، بیداریم نمی‌ره!
فکرام دارن مغزمو می‌خورن.
بین خودمون بمونه، زندگی اون‌قدرها هم بی‌قاعده و فرمول نیست. ولی بسیار سفر باید.
یه چیزایی هست کسی مجبورت نکرده، ولی زوره.
بیا، دیدی افتادیم به چای آبلیمو؟
می‌دونم راه آسونش چیه.
ولی ما همونایی‌ هستیم که بچگیمون روی تاب وایمیستادیم، از سرسره بالا می‌رفتیم و الاکلنگ رو نگه می‌داشتیم.
پای بازی و خنده که وسطه، توی به‌کارانداختن مثانه عموزاده‌هام نقش بسزایی دارم.