دلم میخواد بپوشم بزنم بیرون، اونقدر دور شم که خودمم پیدام نکنم. حیف که همه لباسام تو رختچرکهاست.
با شلوارکم خیلی بشه رفت، سر کوچهست.
با شلوارکم خیلی بشه رفت، سر کوچهست.
بیست دقیقهست نشستم گوشهی تخت و به اتودم شوک الکتریکی میدم. بیفایدهست، تموم کرده.
Forwarded from That guy over there!
دلم میخواد یه سال ببرنم تبّت آموزش در شرایط سخت داشته باشم!
خونه من و رفیقام مث قهوهخونهست، لیوان چاییت خالی شه پرش میکنیم. "نه مرسی" حالیمون نیست.
مشکل از اونجا شروع شد که به آشناها گفتیم دوست و دوستها رو رفیق دونستیم.
نگم دیگه از داداش.
نگم دیگه از داداش.