گشنمه ولی میل ندارم به هیچی. کاش میشد شکم رو باز کنی و غذا بچپونی توش که هم اون قاروقور نکنه هم تو مجبور نشی چیزی بخوری.
زین پس به جای واژهی بیگانهی فوروارد، از عبارت پارسی "جانا سخن از زبان ما میگویی" بهره میجوییم.
فک کن هر روز به صدها هزار روش ممکن برای بالای ۷ میلیارد آدم شوآف کنی و هیچکدوم اونطوری که باید، نبینتت.
از مصائب یک خدا.
از مصائب یک خدا.
همونموقع هم حدیثها رو کپی میکردن با یه کلمه کم و زیاد. فور میکردن تحریف نمیشد.
در من بابای درونی هست که هر گیف و کلیپ جالبی که از طبیعت و حیات وحش میبیند برای دوستان و فرزندانش میفرستد
بینقطه
سپاس
بینقطه
سپاس
عیب نداره اگه میخواین بزنگین یا بدرسین، ولی لطفاً دوش رو به فارسی ساده، صرفاً بگیرین.
بعضی چیزا توی زندگی هست که نگهت داشته. هی game over ت میکنه. ولی باید تمومش کنی که بری مرحلهی بعد.
"حالا تو بازی میفهمم!" چیست؟
سخنان زبان نفهمی که هیچیک از توضیحات شما را دربارهی بُردگیم پیشرویش نفهمیده و فقط میخواهد بازی کند.
سخنان زبان نفهمی که هیچیک از توضیحات شما را دربارهی بُردگیم پیشرویش نفهمیده و فقط میخواهد بازی کند.
شب اول مهر، بانو مرضیه "بوی ماه مدرسه" تلویزیون رو خفه میکرد و برای بچهها لالایی میخوند:
فردا دوباره پاییز میشه باز...
دلش ز غصه لبریز میشه باز!
فردا دوباره پاییز میشه باز...
دلش ز غصه لبریز میشه باز!