حال اونی که تنها داره قدم میزنه و گوشی دستش نیست، بیحواس خیره شده به روبهروش و نیشش بازه... حال اون رو میخرم.
کاش خدا یه سری کاپ قایم کرده بود توی کائنات که از یه مرحلهای به بعد یهو با یه افکت صوتی جادوییِ خفن آنلاک میشدن و کِیف میکردیم.
مثل کاپ رکورد داد نزدن.
گریه نکردن.
مثل کاپ رکورد داد نزدن.
گریه نکردن.
کافیه من استرس داشته باشم یا ذهنم مشغول باشه. آدرس مقصد اسنپ رو توی دیکشنری تایپ میکنم.
گاهی تنها راه آرامش اینه پیشونی رو بچسبونی روی قفسهی سینهش، چشهارو ببندی و خلاص.
گشنمه ولی میل ندارم به هیچی. کاش میشد شکم رو باز کنی و غذا بچپونی توش که هم اون قاروقور نکنه هم تو مجبور نشی چیزی بخوری.