انقلابی که رباتهای ناشناس توی مقولهی لاسیدن برپا کردن، علم رباتیک توی صنعت پزشکی ایجاد نکرد.
بعضی جملهها یه جوریان، آدمیزاد لیترالی حس میکنه اون پیکانی رو که میاد قلب رو میدره و میره!
همون موقعی که فکر میکنیم تمام احتمالات A تا Z رو در نظر گرفتیم، خدا پلن Ωش رو از الفبای یونانی رو میکنه!
لقب دوستداشتنیترین فرد دنیا هم میرسه به اونی که وسط یه جمع مضطرب که همه دارن میگردن، میگه: "بیا، پیداش کردم."
استرس امشب برابری میکنه با استرس روزی که اخبار از فاجعهی منا گفت و بابا گوشیش رو جواب نمیداد.
حال اونی که تنها داره قدم میزنه و گوشی دستش نیست، بیحواس خیره شده به روبهروش و نیشش بازه... حال اون رو میخرم.
کاش خدا یه سری کاپ قایم کرده بود توی کائنات که از یه مرحلهای به بعد یهو با یه افکت صوتی جادوییِ خفن آنلاک میشدن و کِیف میکردیم.
مثل کاپ رکورد داد نزدن.
گریه نکردن.
مثل کاپ رکورد داد نزدن.
گریه نکردن.
کافیه من استرس داشته باشم یا ذهنم مشغول باشه. آدرس مقصد اسنپ رو توی دیکشنری تایپ میکنم.