پشت خونهی ما یه کوچه هست که چهار دهه از زمان عقبه.
یه پسربچهی دههی شصتی نشست دم در خونهی یه دختربچه و بهش گفت: "فاطمه، فاطمه! ببین عاشقم کردی؟"
مادر اما شنید و داد زد برو خونهتون پسرهی جوالق! برو گمشو نبینمت دیگه چشسفید بیتربیت!
پسرک پا گذاشت به فرار و گفت: "باشه!...باشه!!"
یه پسربچهی دههی شصتی نشست دم در خونهی یه دختربچه و بهش گفت: "فاطمه، فاطمه! ببین عاشقم کردی؟"
مادر اما شنید و داد زد برو خونهتون پسرهی جوالق! برو گمشو نبینمت دیگه چشسفید بیتربیت!
پسرک پا گذاشت به فرار و گفت: "باشه!...باشه!!"
Forwarded from میدونی چیه ... (sᴇᴘᴇʜʀ)
از چیزهایی که شما رو یاد چیزهایی میندازن که دیگه چیز شدن، دوری کنید. مازوخیست چیز خاصی نیست، یه چیز تو همین مایه هاست.
خدا همون دندونپزشکیه که دهنسرویسم چارطاق بازه جلوش. درد دارم، ترسیدم و هیچ راهفراری هم ازش ندارم.
جز اعتماد.
جز اعتماد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو تمام زندگیم تنها تاییدی که از داداش گرفتم تا الان، همین گیف بوده.
هربار بازش میکنم و تا لحظهی آخر نگاش میکنم حاجی.
هربار بازش میکنم و تا لحظهی آخر نگاش میکنم حاجی.
هروقت حکمت poke فیسبوک رو فهمیدم، دلیل پوست اضافهی لب بالای آدمیزاد رو هم درک میکنم.
یه چیزایی به سطح چسناله نمیرسه، مکانیزم دفاعی همون اول راه با بیل میفته به جونش، دفنش میکنه.
آدمی اونجایی برندهست که پنج سال وقت بذاره روی رفاقتهای اینترنتی، سال ششم یه کوله برداره بزنه به جاده.