Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
کار اشباهتو توجیه نکن، با یه چایی از دلم در بیار.
یارو تو خیابون کیک یزدی تعارف میکنه، میگم عه مبارکه! ممنون!
میگه خواهش، فقط فاتحه یادتون نره.
میگه خواهش، فقط فاتحه یادتون نره.
راستش منِ دیوانه اصلاً توی قرعهکشیِ شما دوست عزیزی که پی امانتدار میگشتی، ثبتنام نکرده بودم.
دلتنگی واس بعضی رفقا و شرایط آدمهای دوروبرشون مث وقتیه که لباس تمیزت به هر دلیلی میفته وسط سبد رختچرکها.
برمیداریش؟
برمیداریش؟
پشت خونهی ما یه کوچه هست که چهار دهه از زمان عقبه.
یه پسربچهی دههی شصتی نشست دم در خونهی یه دختربچه و بهش گفت: "فاطمه، فاطمه! ببین عاشقم کردی؟"
مادر اما شنید و داد زد برو خونهتون پسرهی جوالق! برو گمشو نبینمت دیگه چشسفید بیتربیت!
پسرک پا گذاشت به فرار و گفت: "باشه!...باشه!!"
یه پسربچهی دههی شصتی نشست دم در خونهی یه دختربچه و بهش گفت: "فاطمه، فاطمه! ببین عاشقم کردی؟"
مادر اما شنید و داد زد برو خونهتون پسرهی جوالق! برو گمشو نبینمت دیگه چشسفید بیتربیت!
پسرک پا گذاشت به فرار و گفت: "باشه!...باشه!!"
Forwarded from میدونی چیه ... (sᴇᴘᴇʜʀ)
از چیزهایی که شما رو یاد چیزهایی میندازن که دیگه چیز شدن، دوری کنید. مازوخیست چیز خاصی نیست، یه چیز تو همین مایه هاست.
خدا همون دندونپزشکیه که دهنسرویسم چارطاق بازه جلوش. درد دارم، ترسیدم و هیچ راهفراری هم ازش ندارم.
جز اعتماد.
جز اعتماد.