دوات
17.7K subscribers
197 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
هنوز یه جایی توی خونه‌ی پدریم، ظهر جمعه‌ست و دارم یه دایناسور اسباب‌بازی رو از روی موهای مشکیِ بابا میبرم روی دماغش.
فقط دیگه کسی ما رو نمی‌بینه.
آینده می‌کشه،
گذشته زجرکش می‌کنه.
اسم "نوشین" که می‌شنوم، تشنه‌م می‌شه.
مقصود شما فاک بود، من عجله کردم رفتم فرحزاد.
الان یهو فهمیدم شرایطم جوریه که اراده کنم می‌تونم همین الان، همین الان، تنها و با یه کوله بزنم به جاده‌ی ناکجا.
به خود رشک ورزیدم.
بچه بودم فکر می‌کردم کوسن فحشه. حتی یه بار بخاطرش با بچه‌ی همسایه دعوام شد.
خیلی از آدما هستن که حکم همون «آش کشک خاله» رو دارن تو زندگیمون.
اخیرا یه گونه‌ای هم توی جامعه دیده میشن به اسم بهنام بانی‌ها.
ابی ریختیم و شست برد پایین.
حتی ترس از مرگ هم زیرمجموعه‌ی ترس از تنهاییه.
قوز کنی سوارت میشن دیگه، صاف وایسا.
Forwarded from be
ادم بايد به اندازه كافي غمگين باشه.الان اندازش خوبه؟
بغلت، مسکن مهر.
خونه به خونواده کاری نداره. اونجاست که آرامش داری توش.
پیرمردای تنها روی نیمکت‌های پارک ملت، زندگی رو فهمیدن.
واقعا حس میکنم یتیم شدم!
توی پلن پولون پیلیش ما با خودش، خدا قیچی آورد.
یه روز هم‌ بالاخره سر روزگار گیج می‌ره و میفته یه گوشه.
ترس هم فلج می‌کنه، هم لال.
ابی و داریوش و شادمهر، دیگه دارن نگرانم میشن!
اون‌قدر هرچی فکر نمی‌کردم بشه، شد..
که تلاش می‌کنم به چیزهایی که می‌خوام، فکر نکنم.
شاید شد!