دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
می‌نویسی، پُر می‌کنی، آپلود می‌کنی، می‌نویسی، می‌نویسی، آپلود می‌کنی و به عنوان آخرین سوال با Are you a citizen of Iran, North Korea, or Syria? مواجه می‌‌شی.
150
حتی جهنم بعد از مرگم رو هم نمیخوام با آخوند شریک شم اما زندگی و جوونیم به تصمیم‌های یک مشت پفیوز گره خورد.
184
احساس میکنم دستم خورده و سال‌ها تراپی فردی و گروهی و کتاب و پادکست رو پاک کردم‌. مغز خودم نشسته به تماشای سقوطم‌ و بزرگترین دشمن من خودمم.
194
سه‌ شبه خیال می‌کنم شبتاب دیدم. امشب فهمیدم یه حشره معمولی شب بوده توی نور تراس.
105
واقعا چرا یه سری درس‌ها رو نمی‌گیرم؟
هر جلسه‌ هم حاضرم که!
151
بله‌ هی پیام میده من بازوی تو هستم.
تو *** منم نیستی حرومز...!
237
صلح است میان کفر و اسلام،
با ما تو هنوز در نبردی!
{سعدی}
149
دارم آدم عجیبی می‌شم.
84
امروز پلیس جلوم رو گرفت گفت مواد که جابه‌جا نمی‌کنی؟ گفتم نه. گفت باشه، برو.
164
ریاست‌جمهوری توی ایران مثل استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه بودن توی هاگوارتزه‌. آخرش یا منفجر میشی یا غرق میشی یا مبعوث میشی یا غیب میشی یا خرس میخوردت یا پزشکیان میشی.
200
بخواب جوان ایرانی.
شاید فردا روز بهتری بود.
112
امروز شطرنج خودکار رو که با هوش مصنوعی برای خودش حرکت می‌زد دیدم و یاد شطرنج دنیای هری‌پاتر افتادم. بعد به قاب‌عکس‌های‌ جادویی فکر کردم با تصاویر متحرک که خب... به جاروی پرنده فکر کردم که به نظر دیگه دور و غیرمنطقی نمیاد. هوش مصنوعی جادوی جادو رو هم درهم شکسته و تخیل داره آخرین نفس‌هاش رو میکشه وقتی بهم پیشنهاد میده: میخوای همین الان برات یه داستان فانتزی به سبک هری پاتر بنویسم؟
128
دیدین میثم برگشته؟
45
نیازمندی‌ها: پیتزاع‌.
78
درس امروز: برای اینکه بتونی راه رو ادامه بدی، باید بار روانی خستگی تا اینجا رسیدن رو فراموش کنی.
1118
"احتمالا، احتمالا، قهرمانی در کار نیست...."
158
Forwarded from غریبه.
من به خودم مدیونم؛ بابت همه‌ی روزهایی که باید زندگی می‌کردم و هرکاری کردم جز زندگی.
90
ولی زنده‌م هنوز.
79
Forwarded from واگویه ›
من، برای ادامه دادنِ همچین مسیرِ ناامید کننده‌ای، باید امیدوار باشم. جا بزنم، باختم.
78
آرامش مطلق وجود نداره. هر آنچه هست نسبیه و همین نسبی بودن آرامشه که‌ آرامش رو تعریف می‌کنه.
64
یک هفته‌ی اخیر طوری گذشت که انگار قصد داشتم از‌ وسطِ اتوبان رد بشم، یه نگاه به چپ‌ و راستِ جاده انداختم و وسطِ راه، هواپیما از روم رد شد.
76