Forwarded from روزهای ...
هایده گوش میدم یاد هیچ بنده خدایی نمیفتم، بیشتر یاد یه راننده کامیون سبیل کلفت میفتم که نئشه شیش هزاره!
کاش همخونه م الان پا میشد میرفت یه شربت دبش درست میکرد میاورد میگفت بیا داداش، نوش جونت!
هِق.
هِق.
دندون پزشکم تو خیابون هم ببینتم، روی سکویی پله ای جایی می خوابونتم و اولین چیزی که دم دستش باشه میکنه تو حلقم.
خداروشکر خانومه.
خداروشکر خانومه.
Forwarded from لوزر معاصر (el ࿐)
میخوام چشمامو بذارم رو دستات و ۳ ساعت گریه کنم. بپرسی چرا؟ بگم "خفهشو. خیلی قشنگی."
بچه بودم یه رفیق داشتم اهل یه جایی توی ایلام به اسم "دره شهر".
چه اسم قشنگی بود حاجی.
چه اسم قشنگی بود حاجی.