Midanam
Shams Langeroodi
هر شب، تانک های سیاهی میآیند.
هر شب، خواب های عجیبی میبینند.
هر شب، بال های غریبی میکوبند.
اما...
در آتش فردا، تانکهای مقوا میسوزند.
هر شب، خواب های عجیبی میبینند.
هر شب، بال های غریبی میکوبند.
اما...
در آتش فردا، تانکهای مقوا میسوزند.
✍40
پنج سال توی دبستان گلومون رو پاره کردیم که صدای مرگ بر آمریکامون برسه واشنگتن چون بچههای سادهی دهه هفتاد بودیم و باور داشتیم که ۲۲ بهمن رنگارنگه و بوی بادکنک و شرشره میده.
حالا ارتش آمریکا بیخ گوشمون نشسته و تو چاقترین موش تهرانی.
حالا ارتش آمریکا بیخ گوشمون نشسته و تو چاقترین موش تهرانی.
✍270
بچههامون باید بچگی میکردن اما الان یا غمگینن، یا ترسیدهن، یا خشمگینن و یا زیر خاک.
✍200
Forwarded from -یه تیکه از من- (لیلا کریمی)
نگاه کرد به پیراهنی که قرمز بود
به پیکرش که پر از لالهی مبارز بود
به آسمان، به پرنده، به سنگ اندیشید
چرا جواب «رهایی» همیشه «هرگز» بود؟
سپس به شانه کشید ابرهای غمگین را...
میان دست خودش بچّههاش جان دادند
به پارههای تنش «تیر» جای «نان» دادند
نگاه کرد به چندینهزار شاخهی سبز
که زندهزنده به خاکسترِ خزان دادند
زمان نخواهد شست این غبارِ سنگین را...
به روی صبح کشیدند کیسهی مشکی
چهقدر سوگ و عزا؟_چند کیسهی مشکی؟
نگاه کرد به شبها... سیاهتر شده بود
به لطف و مرحمت چند کیسهی مشکی!
در این سیاهیِ مطلق چگونه باید ماند؟...
صدای رقص و کِلِ مادرانْ میانهی سوگ
چهقدر بر بدنش کوفت تازیانهی سوگ
نگاه کرد به خشم و امیدِ در مشتش؛
که مانده بود به جا از قمارخانهی سوگ
«چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند»
برای آنهمه تقدیرِ ناتمام گریست
نگاه کرد به قبری بدونِ نام... گریست
قسم به لحظهی آزادی و به خونها خورد
همینکه خواست بگوید از انتقام... گریست
سکوت کرد، سپس بست دکمههایش را...
اگرچه آینهی طاقتش تَرَکها داشت
و از خشونتِ تاریخ، ردّ چَکها داشت
هنوز سازِ دعاها به گوش میآمد؛
هنوز روی تنش دشتِ قاصدکها داشت!
زنی به پا شد و پوشید چکمههایش را....
#لیلا_کریمی
بهمن ۰۴
به پیکرش که پر از لالهی مبارز بود
به آسمان، به پرنده، به سنگ اندیشید
چرا جواب «رهایی» همیشه «هرگز» بود؟
سپس به شانه کشید ابرهای غمگین را...
میان دست خودش بچّههاش جان دادند
به پارههای تنش «تیر» جای «نان» دادند
نگاه کرد به چندینهزار شاخهی سبز
که زندهزنده به خاکسترِ خزان دادند
زمان نخواهد شست این غبارِ سنگین را...
به روی صبح کشیدند کیسهی مشکی
چهقدر سوگ و عزا؟_چند کیسهی مشکی؟
نگاه کرد به شبها... سیاهتر شده بود
به لطف و مرحمت چند کیسهی مشکی!
در این سیاهیِ مطلق چگونه باید ماند؟...
صدای رقص و کِلِ مادرانْ میانهی سوگ
چهقدر بر بدنش کوفت تازیانهی سوگ
نگاه کرد به خشم و امیدِ در مشتش؛
که مانده بود به جا از قمارخانهی سوگ
«چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند»
برای آنهمه تقدیرِ ناتمام گریست
نگاه کرد به قبری بدونِ نام... گریست
قسم به لحظهی آزادی و به خونها خورد
همینکه خواست بگوید از انتقام... گریست
سکوت کرد، سپس بست دکمههایش را...
اگرچه آینهی طاقتش تَرَکها داشت
و از خشونتِ تاریخ، ردّ چَکها داشت
هنوز سازِ دعاها به گوش میآمد؛
هنوز روی تنش دشتِ قاصدکها داشت!
زنی به پا شد و پوشید چکمههایش را....
#لیلا_کریمی
بهمن ۰۴
✍64
پدرکشی کردن. مادرکشی کردن. برادرها و خواهرها و کودک و معشوقه کشتن. این نسل رو به سلامت بگذرونن، نسل بعد استخون آخوند رو به نیش میکشه.
✍217
Forwarded from دانشگاه تهران - دانشجو
daftarche_ehzar_vc.pdf
849.2 KB
🛑دفترچه جامع راهنمای دفاع در برابر احضارهای کمیته انضباطی دانشجویان
📌این دفترچه توسط جمعی از دانشجویان حقوق دانشگاههای سراسر کشور تهیه شده است. این دانشجویان سابقهی دفاع از دانشجویان در برابر هجمههای کمیتههای انضباطی در سالهای پیشین را داشتهاند. بناست در ادامه نیز با ادامهی این روند و در جهت احقاق حق، به دفاع از دانشجویان بپردازند.
📌در بخشی از این دفترچه آمده: «ممکن است شما از ورود به دانشگاه منع شوید. در این مورد توجه کنید که مأموران حراست رأساً اختیار و حق ممانعت از ورود دانشجو را ندارند. طبق مادهی ۱۱۷ شیوهنامهی اجرایی، دستور جلوگیری از ورود دانشجو به دانشگاه منحصراً در صلاحیت شخص «رئیس دانشگاه» است. این دستور تنها درصورتی اعتبار دارد که دارای سه شرط اساسی باشد: مکتوب باشد، دارای بازهی زمانی مشخص (با قید زمان شروع و پایان ممنوعیت) باشد و بهصورت رسمی به دانشجو ابلاغ شود. برایناساس، دستورات شفاهی حراست در گیتهای ورودی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.»
🔹تقدیم به کشتهشدهگان دیماه ۱۴۰۴
منتشر شده توسط ائتلاف رسانهای فعالین دانشجویی مستقل
🆔@daneshjo_ut
📌این دفترچه توسط جمعی از دانشجویان حقوق دانشگاههای سراسر کشور تهیه شده است. این دانشجویان سابقهی دفاع از دانشجویان در برابر هجمههای کمیتههای انضباطی در سالهای پیشین را داشتهاند. بناست در ادامه نیز با ادامهی این روند و در جهت احقاق حق، به دفاع از دانشجویان بپردازند.
📌در بخشی از این دفترچه آمده: «ممکن است شما از ورود به دانشگاه منع شوید. در این مورد توجه کنید که مأموران حراست رأساً اختیار و حق ممانعت از ورود دانشجو را ندارند. طبق مادهی ۱۱۷ شیوهنامهی اجرایی، دستور جلوگیری از ورود دانشجو به دانشگاه منحصراً در صلاحیت شخص «رئیس دانشگاه» است. این دستور تنها درصورتی اعتبار دارد که دارای سه شرط اساسی باشد: مکتوب باشد، دارای بازهی زمانی مشخص (با قید زمان شروع و پایان ممنوعیت) باشد و بهصورت رسمی به دانشجو ابلاغ شود. برایناساس، دستورات شفاهی حراست در گیتهای ورودی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.»
🔹تقدیم به کشتهشدهگان دیماه ۱۴۰۴
منتشر شده توسط ائتلاف رسانهای فعالین دانشجویی مستقل
🆔@daneshjo_ut
✍78
این روزها که دانشجوها دارن راه رو ادامه میدن اطلاعاتی که توی این دفترچه هست به کار میاد.
هرچند که ناامیدم و به نظرم مملکت قانون نداره اساسا، اما این دفترچه، دفاعیات و اقدامات لازم برای معترضین هست که دانشجوهای حقوق برای پروندههای انضباطی نوشتن و تقدیم کردن به جاویدنامهای دیماه.
هرچند که ناامیدم و به نظرم مملکت قانون نداره اساسا، اما این دفترچه، دفاعیات و اقدامات لازم برای معترضین هست که دانشجوهای حقوق برای پروندههای انضباطی نوشتن و تقدیم کردن به جاویدنامهای دیماه.
✍137
«درود به مردم شریف ایران»،
«به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچهها نخندینا»، «بارون اومد و یادم داد، تو زورت بیشتره»، «ندا نترس، ندا بمون»، «یه دل میگه برم برم برم»، «سلام، من مهرشاد هستم»، «من هم فرزند کسی هستم»، «توی همین موازات بودیم، دستمون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد»، «بچههای منو کشتن، گفتن خطای انسانی بوده»، «دارن این همه آدم رو میکشن که بگن یک نفرو نکشتن؟»، «سلام، به چنل یوتیوب سارینا خوش اومدید»، «حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن»، «دوست دارم الان که دارم میرم تظاهرات، چندوقت دیگه یه اتفاقی بیوفته»، «سپهر من کجایی بابا؟»، «مانی بابا تو برو من میآم»، «توی برگه نوشتن متهم اظهار پشیمونی نکرد»، «دادا برای چی نرم؟»، «بعدا اینو استوری میکنید میگید برای رفتنت زود بود»، «خب یه ۲۰۷ مشکی»، «پروانهی بنفشی دیدی منم»، «اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاجآقا»، «دارم میسوزم بابا»، «سورهی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد»، «بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو»، «حاجآقا اینا برای ورزش هستن»، «جون منو ازم گرفتن خانم، جون من توی اون هواپیما سوخت»، «بچهی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمیده؟»، «دیگه نمیترسیم، میجنگیم»، «بچهها، کمک»، «بچهی من حتی نمیتونست تا سر کوچه تنها بره»، «بهنام خداوند رنگین کمان»، «من خوبم بابا خوبم، چشمام فقط میسوزه، زنده میمونم قول میدم»، «بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره میرقصه، بلند شو»، «بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»، «کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را میخواهم»، «ما تماشاگر نمیخواهیم به ما ملحق شوید»، «من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»، «پاشو برات نون خامهای گرفتم مامان، پاشو هرچندتا دوست داری بخور»، «من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟»، «این رضای پرپر شدهی من تقدیم به میهن»، «بابا، خیالت راحت، دوستت دارم»، «واسه خواهرزادهی من، گوش کن، واسه خواهرزادهی من دست بزنید»، «کاش انقدر با غیرت تربیتش نمیکردم که اینطوری بشه»، «پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمیخونید»، «آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من»، «چه بارون بیاد چه برف بیاد چه بوران، مانی صفرپور به آرزوهاش میرسه»، «یک لحظه وصل شدم و میخوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه»، «پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه میزد، اگر اینا نمیکشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده میموند»، «آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده نفس نمیکشه»، «ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچههای ما رو بکشید؟»، «توی فاتحهی من قرآن نذارن، مردم برقصن»، «به امید روزهای قشنگ، کنار تو»، «اندازهی دنیا برنامه داشتی مامانی»، «آرزو میکنم سال دیگه این موقع، هیچکدوممون اینجوری نباشیم»، «اگه منافق زده چرا بچهی من قطعهی شهدا نیست؟»، «بچهها سرپرستشون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگهشون داره؟»، «مبین من روت پتو میکشیدم، نمیذاشتم اینطوری یخ بزنی»، «اگر آزاد شد، خوشحالی کن بهجای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»، «دارم میرم، نه بهخاطر خودم، بهخاطر پسرامون»، «جون مادرت نزن»، «خدایا ظلم تا کی؟»، «بچهها تیر خوردم، نمیرم فقط»، «خدا، مست، داره تماشا میکنه هیبت پدر منو که داره میره پیشش»، «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید»، «توروخدا نذارید بمیرم هفتهی دیگه عروسیمه»، «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم»، «عه باباییه، باباییه»، «پاشو مادر آهنگ موردعلاقهتو گذاشتن»، «بهنام! بهنام!»، «توپ تانک مسلسل، دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد»، «سهمِ بچهی من، توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود»، «من یه رضا از دست دادم ولی هزارتا پسر گیرم اومد»، «اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»، «خب میشه بگید محاربه چیه لطفا؟ من نمیدونم قربان»، «حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه»، «شنیده بودم سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره، ولی دروغه»، «سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم».
«به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچهها نخندینا»، «بارون اومد و یادم داد، تو زورت بیشتره»، «ندا نترس، ندا بمون»، «یه دل میگه برم برم برم»، «سلام، من مهرشاد هستم»، «من هم فرزند کسی هستم»، «توی همین موازات بودیم، دستمون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد»، «بچههای منو کشتن، گفتن خطای انسانی بوده»، «دارن این همه آدم رو میکشن که بگن یک نفرو نکشتن؟»، «سلام، به چنل یوتیوب سارینا خوش اومدید»، «حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن»، «دوست دارم الان که دارم میرم تظاهرات، چندوقت دیگه یه اتفاقی بیوفته»، «سپهر من کجایی بابا؟»، «مانی بابا تو برو من میآم»، «توی برگه نوشتن متهم اظهار پشیمونی نکرد»، «دادا برای چی نرم؟»، «بعدا اینو استوری میکنید میگید برای رفتنت زود بود»، «خب یه ۲۰۷ مشکی»، «پروانهی بنفشی دیدی منم»، «اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاجآقا»، «دارم میسوزم بابا»، «سورهی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد»، «بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو»، «حاجآقا اینا برای ورزش هستن»، «جون منو ازم گرفتن خانم، جون من توی اون هواپیما سوخت»، «بچهی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمیده؟»، «دیگه نمیترسیم، میجنگیم»، «بچهها، کمک»، «بچهی من حتی نمیتونست تا سر کوچه تنها بره»، «بهنام خداوند رنگین کمان»، «من خوبم بابا خوبم، چشمام فقط میسوزه، زنده میمونم قول میدم»، «بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره میرقصه، بلند شو»، «بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»، «کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را میخواهم»، «ما تماشاگر نمیخواهیم به ما ملحق شوید»، «من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»، «پاشو برات نون خامهای گرفتم مامان، پاشو هرچندتا دوست داری بخور»، «من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟»، «این رضای پرپر شدهی من تقدیم به میهن»، «بابا، خیالت راحت، دوستت دارم»، «واسه خواهرزادهی من، گوش کن، واسه خواهرزادهی من دست بزنید»، «کاش انقدر با غیرت تربیتش نمیکردم که اینطوری بشه»، «پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمیخونید»، «آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من»، «چه بارون بیاد چه برف بیاد چه بوران، مانی صفرپور به آرزوهاش میرسه»، «یک لحظه وصل شدم و میخوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه»، «پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه میزد، اگر اینا نمیکشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده میموند»، «آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده نفس نمیکشه»، «ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچههای ما رو بکشید؟»، «توی فاتحهی من قرآن نذارن، مردم برقصن»، «به امید روزهای قشنگ، کنار تو»، «اندازهی دنیا برنامه داشتی مامانی»، «آرزو میکنم سال دیگه این موقع، هیچکدوممون اینجوری نباشیم»، «اگه منافق زده چرا بچهی من قطعهی شهدا نیست؟»، «بچهها سرپرستشون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگهشون داره؟»، «مبین من روت پتو میکشیدم، نمیذاشتم اینطوری یخ بزنی»، «اگر آزاد شد، خوشحالی کن بهجای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»، «دارم میرم، نه بهخاطر خودم، بهخاطر پسرامون»، «جون مادرت نزن»، «خدایا ظلم تا کی؟»، «بچهها تیر خوردم، نمیرم فقط»، «خدا، مست، داره تماشا میکنه هیبت پدر منو که داره میره پیشش»، «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید»، «توروخدا نذارید بمیرم هفتهی دیگه عروسیمه»، «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم»، «عه باباییه، باباییه»، «پاشو مادر آهنگ موردعلاقهتو گذاشتن»، «بهنام! بهنام!»، «توپ تانک مسلسل، دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد»، «سهمِ بچهی من، توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود»، «من یه رضا از دست دادم ولی هزارتا پسر گیرم اومد»، «اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»، «خب میشه بگید محاربه چیه لطفا؟ من نمیدونم قربان»، «حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه»، «شنیده بودم سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره، ولی دروغه»، «سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم».
1✍457
بهمن نشد. اسفند نشد. فروردین نمیشه و اردیبهشت نمیاد. خرداد و تیر و مرداد و شهریور نمیشناسیم. مهر کجا بود؟ آبان و آذر چیه؟ دی. دی. دی. دی. تا شما مسئول این مملکتید، دی ماهه و دی ماه میمونه.
✍299
توی دانشگاه بیرون اومدن لیگ دیگهای از شجاعته. دانشجو کپی شناسنامهش، شماره تلفنش و تا آدرس خونهش و اسم پدرش توی آرشیو دانشگاهه.
شیر این خورشید شمایید انگار.
شیر این خورشید شمایید انگار.
✍278