عذرخواهي اجباری یک پیرزن تُرک که با صدای لرزون میگه: من معذرت ایستیرم.
غم. غیرت. خشم. بغض.
مشت. مشت. مشت. مشت.
غم. غیرت. خشم. بغض.
مشت. مشت. مشت. مشت.
✍218
نمیدونم چطوری بگم ولی جنس فیک و آدم فیک و حرف فیک و ادای فیک، بوی فیکبودن میده. آدما میفهمن. فقط تو هنوز به سنی نرسیدی که بفهمی آدما میفهمن!
✍226
Midanam
Shams Langeroodi
هر شب، تانک های سیاهی میآیند.
هر شب، خواب های عجیبی میبینند.
هر شب، بال های غریبی میکوبند.
اما...
در آتش فردا، تانکهای مقوا میسوزند.
هر شب، خواب های عجیبی میبینند.
هر شب، بال های غریبی میکوبند.
اما...
در آتش فردا، تانکهای مقوا میسوزند.
✍40
پنج سال توی دبستان گلومون رو پاره کردیم که صدای مرگ بر آمریکامون برسه واشنگتن چون بچههای سادهی دهه هفتاد بودیم و باور داشتیم که ۲۲ بهمن رنگارنگه و بوی بادکنک و شرشره میده.
حالا ارتش آمریکا بیخ گوشمون نشسته و تو چاقترین موش تهرانی.
حالا ارتش آمریکا بیخ گوشمون نشسته و تو چاقترین موش تهرانی.
✍270
بچههامون باید بچگی میکردن اما الان یا غمگینن، یا ترسیدهن، یا خشمگینن و یا زیر خاک.
✍200
Forwarded from -یه تیکه از من- (لیلا کریمی)
نگاه کرد به پیراهنی که قرمز بود
به پیکرش که پر از لالهی مبارز بود
به آسمان، به پرنده، به سنگ اندیشید
چرا جواب «رهایی» همیشه «هرگز» بود؟
سپس به شانه کشید ابرهای غمگین را...
میان دست خودش بچّههاش جان دادند
به پارههای تنش «تیر» جای «نان» دادند
نگاه کرد به چندینهزار شاخهی سبز
که زندهزنده به خاکسترِ خزان دادند
زمان نخواهد شست این غبارِ سنگین را...
به روی صبح کشیدند کیسهی مشکی
چهقدر سوگ و عزا؟_چند کیسهی مشکی؟
نگاه کرد به شبها... سیاهتر شده بود
به لطف و مرحمت چند کیسهی مشکی!
در این سیاهیِ مطلق چگونه باید ماند؟...
صدای رقص و کِلِ مادرانْ میانهی سوگ
چهقدر بر بدنش کوفت تازیانهی سوگ
نگاه کرد به خشم و امیدِ در مشتش؛
که مانده بود به جا از قمارخانهی سوگ
«چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند»
برای آنهمه تقدیرِ ناتمام گریست
نگاه کرد به قبری بدونِ نام... گریست
قسم به لحظهی آزادی و به خونها خورد
همینکه خواست بگوید از انتقام... گریست
سکوت کرد، سپس بست دکمههایش را...
اگرچه آینهی طاقتش تَرَکها داشت
و از خشونتِ تاریخ، ردّ چَکها داشت
هنوز سازِ دعاها به گوش میآمد؛
هنوز روی تنش دشتِ قاصدکها داشت!
زنی به پا شد و پوشید چکمههایش را....
#لیلا_کریمی
بهمن ۰۴
به پیکرش که پر از لالهی مبارز بود
به آسمان، به پرنده، به سنگ اندیشید
چرا جواب «رهایی» همیشه «هرگز» بود؟
سپس به شانه کشید ابرهای غمگین را...
میان دست خودش بچّههاش جان دادند
به پارههای تنش «تیر» جای «نان» دادند
نگاه کرد به چندینهزار شاخهی سبز
که زندهزنده به خاکسترِ خزان دادند
زمان نخواهد شست این غبارِ سنگین را...
به روی صبح کشیدند کیسهی مشکی
چهقدر سوگ و عزا؟_چند کیسهی مشکی؟
نگاه کرد به شبها... سیاهتر شده بود
به لطف و مرحمت چند کیسهی مشکی!
در این سیاهیِ مطلق چگونه باید ماند؟...
صدای رقص و کِلِ مادرانْ میانهی سوگ
چهقدر بر بدنش کوفت تازیانهی سوگ
نگاه کرد به خشم و امیدِ در مشتش؛
که مانده بود به جا از قمارخانهی سوگ
«چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند»
برای آنهمه تقدیرِ ناتمام گریست
نگاه کرد به قبری بدونِ نام... گریست
قسم به لحظهی آزادی و به خونها خورد
همینکه خواست بگوید از انتقام... گریست
سکوت کرد، سپس بست دکمههایش را...
اگرچه آینهی طاقتش تَرَکها داشت
و از خشونتِ تاریخ، ردّ چَکها داشت
هنوز سازِ دعاها به گوش میآمد؛
هنوز روی تنش دشتِ قاصدکها داشت!
زنی به پا شد و پوشید چکمههایش را....
#لیلا_کریمی
بهمن ۰۴
✍64
پدرکشی کردن. مادرکشی کردن. برادرها و خواهرها و کودک و معشوقه کشتن. این نسل رو به سلامت بگذرونن، نسل بعد استخون آخوند رو به نیش میکشه.
✍217
Forwarded from دانشگاه تهران - دانشجو
daftarche_ehzar_vc.pdf
849.2 KB
🛑دفترچه جامع راهنمای دفاع در برابر احضارهای کمیته انضباطی دانشجویان
📌این دفترچه توسط جمعی از دانشجویان حقوق دانشگاههای سراسر کشور تهیه شده است. این دانشجویان سابقهی دفاع از دانشجویان در برابر هجمههای کمیتههای انضباطی در سالهای پیشین را داشتهاند. بناست در ادامه نیز با ادامهی این روند و در جهت احقاق حق، به دفاع از دانشجویان بپردازند.
📌در بخشی از این دفترچه آمده: «ممکن است شما از ورود به دانشگاه منع شوید. در این مورد توجه کنید که مأموران حراست رأساً اختیار و حق ممانعت از ورود دانشجو را ندارند. طبق مادهی ۱۱۷ شیوهنامهی اجرایی، دستور جلوگیری از ورود دانشجو به دانشگاه منحصراً در صلاحیت شخص «رئیس دانشگاه» است. این دستور تنها درصورتی اعتبار دارد که دارای سه شرط اساسی باشد: مکتوب باشد، دارای بازهی زمانی مشخص (با قید زمان شروع و پایان ممنوعیت) باشد و بهصورت رسمی به دانشجو ابلاغ شود. برایناساس، دستورات شفاهی حراست در گیتهای ورودی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.»
🔹تقدیم به کشتهشدهگان دیماه ۱۴۰۴
منتشر شده توسط ائتلاف رسانهای فعالین دانشجویی مستقل
🆔@daneshjo_ut
📌این دفترچه توسط جمعی از دانشجویان حقوق دانشگاههای سراسر کشور تهیه شده است. این دانشجویان سابقهی دفاع از دانشجویان در برابر هجمههای کمیتههای انضباطی در سالهای پیشین را داشتهاند. بناست در ادامه نیز با ادامهی این روند و در جهت احقاق حق، به دفاع از دانشجویان بپردازند.
📌در بخشی از این دفترچه آمده: «ممکن است شما از ورود به دانشگاه منع شوید. در این مورد توجه کنید که مأموران حراست رأساً اختیار و حق ممانعت از ورود دانشجو را ندارند. طبق مادهی ۱۱۷ شیوهنامهی اجرایی، دستور جلوگیری از ورود دانشجو به دانشگاه منحصراً در صلاحیت شخص «رئیس دانشگاه» است. این دستور تنها درصورتی اعتبار دارد که دارای سه شرط اساسی باشد: مکتوب باشد، دارای بازهی زمانی مشخص (با قید زمان شروع و پایان ممنوعیت) باشد و بهصورت رسمی به دانشجو ابلاغ شود. برایناساس، دستورات شفاهی حراست در گیتهای ورودی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.»
🔹تقدیم به کشتهشدهگان دیماه ۱۴۰۴
منتشر شده توسط ائتلاف رسانهای فعالین دانشجویی مستقل
🆔@daneshjo_ut
✍78
این روزها که دانشجوها دارن راه رو ادامه میدن اطلاعاتی که توی این دفترچه هست به کار میاد.
هرچند که ناامیدم و به نظرم مملکت قانون نداره اساسا، اما این دفترچه، دفاعیات و اقدامات لازم برای معترضین هست که دانشجوهای حقوق برای پروندههای انضباطی نوشتن و تقدیم کردن به جاویدنامهای دیماه.
هرچند که ناامیدم و به نظرم مملکت قانون نداره اساسا، اما این دفترچه، دفاعیات و اقدامات لازم برای معترضین هست که دانشجوهای حقوق برای پروندههای انضباطی نوشتن و تقدیم کردن به جاویدنامهای دیماه.
✍137