امروز یه جوری ناکاوتم که مثل نوبسایبات احتیاج دارم یه شخصیت دوم زیربغلم رو بگیره و بلندم کنه برای ادامه.
✍62
آدمهایی رو که با افتخار میگن "من کتاب نمیخونم!" نمیفهمم. آدمایی رو که به هر دلیلی دوست ندارن کتاب بخونن رو میفهمم ها. اینایی که خیلی ساده بدون خجالت و بدون افتخار، صرفا به عنوان یه فکت میگن که با کتاب ارتباط نمیگیرن رو میفهمم.
ولی اینایی رو که یه جوری با افتخار میگن "کتاب بخونم؟! عمرا!" انگار دیگه چیزی وجود نداره که بشه از یه کتاب یاد گرفت... اینا رو میتونم بهشون مشت بزنم.
ولی اینایی رو که یه جوری با افتخار میگن "کتاب بخونم؟! عمرا!" انگار دیگه چیزی وجود نداره که بشه از یه کتاب یاد گرفت... اینا رو میتونم بهشون مشت بزنم.
✍163
بیرون اومدن از منطقهی امن واقعا سخته و هرچقدر سنت بره بالاتر سختتر هم میشه.
1✍118
نمیتونم بفهمم اوضاع خوبه یا تحت کنترل؟ فرق بین این دو فرق بین انفعال و عاملیته.
✍79
۸۰ درصد اضطراب روزانهمون نتیجهی "نه"هایی هست که بلد نبودیم بگیم. که ترسیدیم بگیم. که نتونستیم بگیم.
✍153
چند شبی هست که بعد شببخیر همسر، با چراغخواب کنار تخت، قوانین D&D رو میخونم و غرق میشم توی دنیای واقعی بچگیهام. همین برام کافیه تا بزرگسالی رو دووم بیارم.
1✍111
رینگ باشگاه تنها جاییه که توی دعواش حلوا پخش میکنن! شیرین. عینهو عسل.
[روی ابرویش یخ میگذارد.]
[روی ابرویش یخ میگذارد.]
✍102
پادکست فارسی دانجن زون رو پیشنهاد میکنم به هرکسی که تازهکار یا کشتهکار، player یا DM، به بازی دانجنز اند درگنز علاقه داره.
✍39
از چی انرژی میگیری؟
یه هفته تعطیلات تمام رو چطور باید بگذرونی که شنبهی بعدش با انرژی بری سر کاری که حتی ازش متنفری؟
یه هفته تعطیلات تمام رو چطور باید بگذرونی که شنبهی بعدش با انرژی بری سر کاری که حتی ازش متنفری؟
✍90
دوری من از تو غیرمنطقی نیست. الان بیآزاری اما زمانی آزارم دادی که پنجساله بودم. اون بچه داره ازت فرار میکنه نه من.
✍126
سهتا مرد گنده دور یه میز جمع شده بودیم و با سهتا مرد گندهی دیگه بحث میکردیم سر اینکه گرگینه رو با نقره میکشن نه با چوب.
✍104
تنها چیزی که از "شما بگین ما چیکار کنیم!"های رئیسجمهور ترحمبرانگیزتره، تلاش یک مرد برای همخونی با بانو هایدهست.
✍127