گول ظاهر آدمها رو نخور. ما همهمون کتابهایی رو که خوندیم یادمون رفته. هیچکس اونقدری که به نظر میاد خفن نیست.
✍130
این جوری که ما داریم هر روز تلاش میکنیم هرجای دنیا غیر از اینجا، میلیاردر میشدیم.
✍122
تعلیق رو دووم بیار.
تعلیق لعنتی رو دووم بیار.
تعلیق یکی از مولفههای هنر در این شاهکاریه که اسمش رو گذاشتیم زندگی.
تعلیق لعنتی رو دووم بیار.
تعلیق یکی از مولفههای هنر در این شاهکاریه که اسمش رو گذاشتیم زندگی.
✍70
خسته شدم از شمردن انگشت آدمها توی ویدئوهای سوشالمدیا. کاش هوش مصنوعی ۱۰۰ سال دیگه میومد!
✍160
به زنم میگم پولیپ دارم، میگه عزیزم دیر یا زود که دماغت توی رینگ میشکنه. به دکتر بگو همون موقع پولیپت رو هم برداره.
درد و نفرین...
درد و نفرین...
درد و نفرین...
درد و نفرین...
✍102
دیشب بارون زد و برق رفت.
برق که رفت گرمایش هم رفت.
آدمها هم رفتن. دلار ۱۳۰ هزارتومنه و سه ماه دیگه که این پست رو بخونم میگم یادش بخیر ۱۳۰ تومن بود فقط.
مملکت یه جوریه از همه جهت انگار هر لحظه ممکنه یکی GAME OVER رو بکوبه روی صفحهمون.
برق که رفت گرمایش هم رفت.
آدمها هم رفتن. دلار ۱۳۰ هزارتومنه و سه ماه دیگه که این پست رو بخونم میگم یادش بخیر ۱۳۰ تومن بود فقط.
مملکت یه جوریه از همه جهت انگار هر لحظه ممکنه یکی GAME OVER رو بکوبه روی صفحهمون.
✍123
امروز یه جوری ناکاوتم که مثل نوبسایبات احتیاج دارم یه شخصیت دوم زیربغلم رو بگیره و بلندم کنه برای ادامه.
✍62
آدمهایی رو که با افتخار میگن "من کتاب نمیخونم!" نمیفهمم. آدمایی رو که به هر دلیلی دوست ندارن کتاب بخونن رو میفهمم ها. اینایی که خیلی ساده بدون خجالت و بدون افتخار، صرفا به عنوان یه فکت میگن که با کتاب ارتباط نمیگیرن رو میفهمم.
ولی اینایی رو که یه جوری با افتخار میگن "کتاب بخونم؟! عمرا!" انگار دیگه چیزی وجود نداره که بشه از یه کتاب یاد گرفت... اینا رو میتونم بهشون مشت بزنم.
ولی اینایی رو که یه جوری با افتخار میگن "کتاب بخونم؟! عمرا!" انگار دیگه چیزی وجود نداره که بشه از یه کتاب یاد گرفت... اینا رو میتونم بهشون مشت بزنم.
✍163
بیرون اومدن از منطقهی امن واقعا سخته و هرچقدر سنت بره بالاتر سختتر هم میشه.
1✍118
نمیتونم بفهمم اوضاع خوبه یا تحت کنترل؟ فرق بین این دو فرق بین انفعال و عاملیته.
✍79
۸۰ درصد اضطراب روزانهمون نتیجهی "نه"هایی هست که بلد نبودیم بگیم. که ترسیدیم بگیم. که نتونستیم بگیم.
✍153
چند شبی هست که بعد شببخیر همسر، با چراغخواب کنار تخت، قوانین D&D رو میخونم و غرق میشم توی دنیای واقعی بچگیهام. همین برام کافیه تا بزرگسالی رو دووم بیارم.
1✍111