صدای بازشدن فک گربه هنگام خمیازه، هزاران بار شنیدنیتر است از صدای گویندهی خبر تلویزیون ملی.
✍128
اصلا ترکیب خانواده حمایتگر و پول و جایگاه اجتماعی و سلامتی و زیبایی و زندگی در هرجایی جز خاورمیانه کسلکننده میشه. قطعا باید یکی از اینا بلنگه. وگرنه تئوری اوریجینال سین شکست میخوره انگار. ما به عنوان تنبیه اومدیم زمین!
✍102
سوال پیش میاد که اگه حتی یکیش نلنگه چطور؟ اینجاست که خودآزاری وارد صحنه میشه. سلام روابط سمی. سلام اعتیاد. سلام سندرم افلوئنزا.
✍86
من جنگ با کمالگرایی رو اونجایی بُردم که شعارم شد "ای که دستت میرسد، ظرفی بشور!" و هربار گذرم به آشپزخونه خورد دو سهتایی شستم و رفتم تا نوبت بعد.
✍105
زندگی در لحظه: یک دودکش بزرگ. پرواز کفترهای حرم در رقص نور هتل. یکونیملیتری در دست رانندهی نیمهشب. لکهی سس روی میز. همخوانی یک پرندهی نابالغ با آقای صدا. تولهسگی به نام مُربا.
✍65
زندگی در لحظه: نیمروی مطلوب. نگاه دوست. تافی آیدین. یک تصمیم معقول. یادگار لیدی مکبث. دمنوش شبانه.
✍85
من این بازی رو یه دور تموم کردم به بهای ۵ سال از عمرم. کاورش رو ببینم جیغ میزنم. ما رفتیم، شما بمونین توی این جومانجی.
✍81
واقعا بعد از یه سنی دیگه مغزت دراما رو تاب نمیاره. دیگه فقط زن و بچه و زندگی و کار.
1✍108