دوات
17.3K subscribers
195 photos
15 videos
1 file
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
هر نسلی برای عصری ساخته شده و من می‌دونم از یه جایی به بعد دیگه مال زمانه‌ی هوش مصنوعی نیستم.
96
خیلی وقت‌ها هم اون چیزی که به نظرت عشق میاد، جنسیه‌ که تو به عنوان مصرف‌کننده داری می‌زنی و چیزی که به‌نظر یه دوست‌داشتن معمولی و روزمره و کم‌هیجانه، خود خود عشقه.
82
تو خودت رو جمع‌وجور کن.
اوضاع به‌چشمت جمع‌وجور می‌شه.
87
اینکه از آدم‌ها انتظار داشته باشیم ما رو صددرصد درک کنن شبیه اینه که بخوایم در لحظه شاخ و دم دربیارن یا تخم بذارن و به اوج آسمون بال بزنن.
75
کاش در دوران پیشانسترن زندگی می‌کردم. چون از وقتی خودم رو شناختم توی گوشم خوندن بعد از نسترن هیچی دیگه نمونده باقی‌.
72
Forwarded from بلو ماری 🌊
خیلیاتون اینجا منو می‌شناسید و می‌دونید که ما دو ساله درگیر بیماری لنفوم مامانیم. متاسفانه بیماری‌ای که همه میگفتن سریع درمان میشه، شرایطمون رو هر روز سخت‌تر کرد تا الان که رسیدیم به نقطه‌ای که چاره‌ای جز درمان خارج از ایران نداریم.
تو این چند وقت خیلی دنبال راه‌های تامین مالی و پیدا کردن گزینه‌هایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا.
درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه.
تو این نقطه، در انتهای همه راه‌های بسته‌ای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم.
می‌دونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواسته‌ای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.
44
سی‌سالگی سبزه.
سی‌سالگی قویاً و عمیقاً سبزه!
80
آقای جمشیدی، اگه این ماجرا درست باشه، شما کاری با ما کردی که دیگه هیچ‌وقت عشق و اعتمادمون رو به هیچ سلبریتی‌ای نبخشیم.
166
پاییز نیست.
ماه چهارم و پنجم تابستونه.
148
نیم ساعت روی اسنپ بایک بین موتورسوار و باکس‌ اسنپ نشسته بودم. هی من خودمو می‌کشیدم عقب‌ هی اون خودشو می‌کشید جلو. پیاده شدم گفت خسته نباشی. من که هیچی داداش من یه مسافرم از ده‌ها مسافر امروزت... شما خسته نباشی!
109
شاید واقعا باید یکی رو قربانی کنیم تا بارون بباره.
I wonder who!
154
باید خودم را جمع‌وجور کنم. زندگی من تقسیم شده به روزهایی که جمع‌وجورم‌ و روزهایی که باید خودم را جمع‌وجور کنم.
چه اهمیتی دارد چه بر سرم‌ آمد؟ فردایی از همین فرداها من چند استخوانم زیر یک خروار خاک. دلشکسته می‌میرم. مثل تمام مردگان دنیا.
116
نفس بکش.
هنوز هوا رو داری!
107
آدما می‌فهمن داره ازشون‌ استفاده می‌شه.
119
31
آرایشگری که بدون وراجی کار رو تروتمیز توی یه ربع جمع می‌کنه، گلی از گل‌های بهشته.
121
شمایی که تو رابطه‌ای اما هنوز داری به اون عاشق دلسوخته‌ی سابق و سینگلت به عنوان "رفیق" پیام می‌دی و بهش می‌گی "عزیزم"... شما مریضی. مریضی و داری بقیه رو هم مریض می‌کنی.
1185
کاش روزی برسه عاشق‌های این مملکت بدونن عشق، زجر نیست. ما کشیدیم و خیال کردیم عشقه. نبود. بیماری بود. سادیسم بود. مازوخیسم بود. عشق آرامشه. نهایتا جنگیدن برای یه هدف مشترکه. برای موندنه‌. لیلی و مجنون زیبا اما مریضن. شیرین و فرهاد و خسرو خوندنی اما بیمارن.
195
امشب توی میدون دهکده‌، رفیق روزهای دور رو دیدم آقای مک‌لوهان.
52
قول؟
114