صبح جمعه است و من آدم دقیقی هستم. قرار بود برویم دیت صبحانه. اما بیدار شدی و حبوباتی را که دیشب پخته بودند بستهبندی کردی بگذاری توی فریزر و دیر شد. آشپزخانه را تِی کشیدم و دیر شد. ظرف شستیم و دیر شد. جارو کشیدم و دیر شد. چای گل و دارچین دم کردم و دیر شد. روبهروی آینه نشستهای. پلیوری را که وقتی در ۲۰ سالگی خریدم نمیدانست روزی میآیی و میپوشیاش را پوشیدهای و خط چشم میکشی و "شاعر همیشه با کلت" را میخوانی و مُرید خط چشمهایت میشوم و دیر میشود. به "حالمون بده!" که میرسی میگویی چرا باید اول صبح سیصدبار بگم حالمون بده؟! و دیگر نمیخوانی و دیر میشود. حالمان بد نیست و دیر میشود. چای میریزم و دیر میشود. بشود. دیر بشود. کدام جهنمدرهای میخواهم بروم وقتی تو اینجایی و حالمان بد نیست؟
✍221
فاصلهی من تا دنیای فانتزی به دیدن یه زن میانسال با جورابهای پشمی و کفشهای بندی نارنجی وابستهست. اون زن دیگه خانم ویزلیه و دیگه اینجا پردیس کتاب نیست، فلوریشاندبلاتزه!
✍75
یه نوعی از اکیپ هست که هستهش یه زوج متاهله و بقیه دورشون یا تو رابطهن یا سینگل حالا به هر شکل. اکیپ کلا آخر عاقبت نداره ولی به این نوع اکیپ تا وقتی امید هست که اون زوج باهمن. طلاق بگیرن جماعتی یتیم میشن.
✍106
سوگواری برای کودکی بیمعناست. اون بچه نمرده. زندهست و داره زندگی رو از چشمهای تو میبینه.
✍122
میدونم که خشم من در ۹۰ درصد مواقع معطوف به خودمه و در ۱۰ درصد باقیمانده هم نمیدونم که معطوف به خودمه.
✍79
Forwarded from اشتیلر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- یه اسب مشغول دنبال کردن دستهای از پرندگان میون زمین سبز لای پرچینها.
✍47
نیازمندی: یک رفیق جدید.
ویژگیهای موردنیاز: مذکر، ساکن مشهد، نااهل به دود و دم، سیوکمساله، خسته.
ویژگیهای موردنیاز: مذکر، ساکن مشهد، نااهل به دود و دم، سیوکمساله، خسته.
✍103
اینکه با واریز حقوق اولینکاری که میکنم تسویه قبض و قرض و قسطه، هم آزاردهندهست هم رهاییبخشه. ولی بیشتر آزاردهندهست. حسابم میگه دیر اومدی نخواه زود برو!
✍89
هر نسلی برای عصری ساخته شده و من میدونم از یه جایی به بعد دیگه مال زمانهی هوش مصنوعی نیستم.
✍96
خیلی وقتها هم اون چیزی که به نظرت عشق میاد، جنسیه که تو به عنوان مصرفکننده داری میزنی و چیزی که بهنظر یه دوستداشتن معمولی و روزمره و کمهیجانه، خود خود عشقه.
✍82
اینکه از آدمها انتظار داشته باشیم ما رو صددرصد درک کنن شبیه اینه که بخوایم در لحظه شاخ و دم دربیارن یا تخم بذارن و به اوج آسمون بال بزنن.
✍75
کاش در دوران پیشانسترن زندگی میکردم. چون از وقتی خودم رو شناختم توی گوشم خوندن بعد از نسترن هیچی دیگه نمونده باقی.
✍72
Forwarded from بلو ماری 🌊
خیلیاتون اینجا منو میشناسید و میدونید که ما دو ساله درگیر بیماری لنفوم مامانیم. متاسفانه بیماریای که همه میگفتن سریع درمان میشه، شرایطمون رو هر روز سختتر کرد تا الان که رسیدیم به نقطهای که چارهای جز درمان خارج از ایران نداریم.
تو این چند وقت خیلی دنبال راههای تامین مالی و پیدا کردن گزینههایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا.
درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه.
تو این نقطه، در انتهای همه راههای بستهای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم.
میدونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواستهای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.
تو این چند وقت خیلی دنبال راههای تامین مالی و پیدا کردن گزینههایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا.
درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه.
تو این نقطه، در انتهای همه راههای بستهای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم.
میدونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواستهای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.
✍44
آقای جمشیدی، اگه این ماجرا درست باشه، شما کاری با ما کردی که دیگه هیچوقت عشق و اعتمادمون رو به هیچ سلبریتیای نبخشیم.
✍166