سیسالهام و دنبال کارآموزی یه مهارت جدیدم. سیسالهام و یه زبون جدید شروع کردم. سیسالهام و تازه اولین کمربند رزمیم رو گرفتم. دیر شروع کردم. بله. ولی در ۳۵ سالگی پنج سال تجربه دارم نه حسرت.
✍180
هوش مصنوعی داره مُردهها رو شبیهسازی میکنه تا دلتنگی بازماندگان رو التیام بده و من بیشتر از هر وقت دیگهای احساس میکنم ما به ماتریکس نزدیک میشیم. من تاب موندن در جهان ماتریکس رو ندارم. من مال این عصر نیستم و هیچ ایرادی نداره که مهلتم پیش از دیدن این ادوتنسهی مدرن تموم شه.
✍82
دوست پیداکردن هم از یه سنی به بعد سخت شد. متاسفانه میتونم دوست پیدا کنم ولی نمیخوام.
✍94
من تنها اکسی که میتونم ببخشم اون اکسیه که دبیر هندسهم میگفت پیداش کنم و پیدا نمیشد.
✍78
کارفرما داره کارهاش رو میفرماد و من قاشقی رو که باهاش دارم زیر این سلول رو میکَنَم پشت سرم قایم میکنم.
✍95
یک سال پیش ایده دادم آقا نکن. این حرکت رو نکن. این چرته. این مخاطب نداره. گفت نه. کارفرما منم و این درسته. امروز نتیجهی یکسال هزینه و کار و زمان و انرژی رسیده دستش، وویس داده که سپهر یه فکری! این کار رو نباید میکردیم. این چرته. این مخاطب نداره. پروسه اصلاحش رو شروع کن!
خب مرگ.
خب مرگ.
✍162
هوش مصنوعی قاتل خلاقیت آدمهای معمولی و یار و یاور خلاقیت انسانهای واقعا خلاقه!
✍172
خودت رو دوست داشته باشی هر روز با انگیزهی "لذتبردن از خودت بودن" بیدار میشی و این احتمالا احساس جالبیه.
✍88
تو نمیتونی من رو بترسونی.
نهایتا بتونی برسونی.
نبش همین کوچه پیاده میشم، مرسی.
نهایتا بتونی برسونی.
نبش همین کوچه پیاده میشم، مرسی.
✍85
باید به خودم یاداوری کنم هر قهوهای که از بیرون میگیرم معادل سه ساعت تحمل کارفرماست. ارزشش رو داره؟ نه. قطعا نه.
✍85
به عنوان پدر درونگرایان ایران یهذره عجیبه برام که اخیرا از دیدن آدما انرژی میگیرم.
✍85
ولی بچهها گاهی پشت این 7071 ایرانسل که ریجکتش میکنیم، آدمه ها. من پارسال یه بار دستم خورد جواب دادم طرف علنا پرسید چرا قبضت رو ندادی.
گفتم نداشتم خب! عه. شرم میدین چرا.
گفتم نداشتم خب! عه. شرم میدین چرا.
✍110