من به جوونی که پشت پیکی نشسته بیشتر از اون جوونی احترام میذارم که پشت BMW میشینه. کم پیش میاد یه پدر بخواد برای فرزندش پیکی بخره و کم پیش میاد یه جوون خودش بتونه برای خودش BMW بخره.
✍239
بعد چهارساعت کار سرم رو بلند کردم و دختربچهای رو دیدم که دست توی دست مامانش، به باباش گفت: «بابا، ممنون که منو بردی سینما و آوردی توی کافه بهم شکلات داغ دادی و ممنونم که کار میکنی تا برامون غذا و اسباببازی بخری.»
برادر زندگی رو بُرده.
برادر زندگی رو بُرده.
✍401
این چه سرطانیه تلگرام اضافه کرده؟ انگشتم رو نگه داشتم روی پیام بالا که حذفش کنم، یه "میو" سند شد برای کارفرمام!!
✍118
اینستا اینطوریه که یهو نوتیف میده ببین این رفیق سمی، با این اکس و اون دو اکس و فلان سه اکس لارج با اون عمویی که سرت کلاه گذاشت و فلان رفیق نارفیقت که با پارتنرت ریخت رو هم و همون پارتنر مذکور و اون زندایی که به مادرت توهین کرد و قاتل بابات توی اینستاگرامن ها. بیا باهاشون دوست شو.
✍206