اساسا گونهی ما انسانها ذهن بزدلی داره. با نشخوار فکری خودمون رو از موقعیتهایی میترسونیم که وقتی در چشم طوفانش قرار میگیریم، طبیعتمون از پسش برمیاد.
✍89
انگار یه احساس جدید به اتاق فرمان مغزم اضافه شده. عین یه انیمیشن inside out جدید. نشستم جلوش و سر و تهش رو نگاه میکنم ببینم چیه. کیه. چی میگه و کار و نیازش چیه اما نمیفهممش. اصلا نمیفهممش.
✍78
من به جوونی که پشت پیکی نشسته بیشتر از اون جوونی احترام میذارم که پشت BMW میشینه. کم پیش میاد یه پدر بخواد برای فرزندش پیکی بخره و کم پیش میاد یه جوون خودش بتونه برای خودش BMW بخره.
✍239
بعد چهارساعت کار سرم رو بلند کردم و دختربچهای رو دیدم که دست توی دست مامانش، به باباش گفت: «بابا، ممنون که منو بردی سینما و آوردی توی کافه بهم شکلات داغ دادی و ممنونم که کار میکنی تا برامون غذا و اسباببازی بخری.»
برادر زندگی رو بُرده.
برادر زندگی رو بُرده.
✍401
این چه سرطانیه تلگرام اضافه کرده؟ انگشتم رو نگه داشتم روی پیام بالا که حذفش کنم، یه "میو" سند شد برای کارفرمام!!
✍118