یه جت جلوی چشمام پایین اومد که تو فرودگاه بشینه. نگاهش کردم زیرلب به خودم گفتم: جِته!
یارو با ۷۰ سال سن اومد جلو گفت خودت چته؟!
۱۰۱ دلیل برای سکوت کردن در منطقهی گاراژدارها.
یارو با ۷۰ سال سن اومد جلو گفت خودت چته؟!
۱۰۱ دلیل برای سکوت کردن در منطقهی گاراژدارها.
✍116
لحظهای که دو انسان توی چشمهای هم خیره میشن و هردو میدونن دیروز تنها بودن، امروز هم سفرند و فردا تنها.
✍92
ناگارجونه میگه زمانهای سهگانه توهمند.
گذشته وجود نداره چون تموم شده. آینده وجود نداره چون هنوز نیست و حال وجود نداره چون حد فاصل میان دو نیستیه.
پس ما کجاییم نگار جون؟
ما کجاییم؟!
گذشته وجود نداره چون تموم شده. آینده وجود نداره چون هنوز نیست و حال وجود نداره چون حد فاصل میان دو نیستیه.
پس ما کجاییم نگار جون؟
ما کجاییم؟!
✍69
در هر ساعتی از روز کاری، از همکارم هرچی بخوام جوابش اینه که "ای بابا... خیلی زمان میبره!"
میدونم زمان میبره شغال تنبل. واسه همین داری حقوق میگیری اساسا. زمان لازم رو بذار و کار رو تحویل بده.
میدونم زمان میبره شغال تنبل. واسه همین داری حقوق میگیری اساسا. زمان لازم رو بذار و کار رو تحویل بده.
✍97
بچهها دارن تو کوچه آببازی میکنن.
یه پسربچه داد زد: من دیگه کاری ندارم بچهها، من تسلیمم، منو نزنین. من خیلی کوچیکم. سرما میخورم.
همه همینیم.
فقط دیگه نمیگیم!
یه پسربچه داد زد: من دیگه کاری ندارم بچهها، من تسلیمم، منو نزنین. من خیلی کوچیکم. سرما میخورم.
همه همینیم.
فقط دیگه نمیگیم!
✍244
امروز خواب موندم چون زنم ماهی یه بار سوالهای عجیب شبانه میپرسه:
اگه مارمولک بودم بازم دوستم داشتی؟ اگه دمم کنده میشد میاوردی پسش بدی بهم؟ اگه مارمولک بودم مادرت منو میکشت!
اگه مارمولک بودم بازم دوستم داشتی؟ اگه دمم کنده میشد میاوردی پسش بدی بهم؟ اگه مارمولک بودم مادرت منو میکشت!
✍175
این گزینه همسفر تپسی، حق درونگراها رو ضایع کرده. به من باشه خواستار یه گزینهی بیسفیر در تپسی هستم حتی گرونتر. حالا تو هی بگو سفر اول رایگان!
✍110
صدای مجتبی شکوری مثل صدای یه دوست خانوادگی خیلی عزیز و قدیمی همیشه توی خونهی ماست.
✍214
یه خاطراتی هرگز فراموش نمیشن.
خیره به اون خیابون و اون مغازه و اون خاطره، حسی نداری جز گذر عمر.
خیره به اون خیابون و اون مغازه و اون خاطره، حسی نداری جز گذر عمر.
✍91