آشپزی کردم. نمیدونم اونی که ریختم تو غذام شوید بوده یا گل.
بخوریم معلوم میشه حالا
ویرایش: نه تنها اون شوید نبود، بلکه اون یکی هم باقالی نبود.
بخوریم معلوم میشه حالا
ویرایش: نه تنها اون شوید نبود، بلکه اون یکی هم باقالی نبود.
قسم به همه وقتایی که چیزی رو واس جمعی از رو خوندیم و جای اون کلمه سخته، هم معنی ساده گذاشتیم و روشم پوشوندیم.
رو نماز عالم و آدم کامنت دادن،
ولی میترسیم بریم اونور بگه غسلاتونو اشتباه می زدین.
ولی میترسیم بریم اونور بگه غسلاتونو اشتباه می زدین.
پِرسِفون
اگه گوشی افتاد رو صورتتون برش ندارین چشاتونو ببندین بخوابین وقتشه
اگه صورتتون افتاد رو لپ تاپ هم، حکمش همینه.
هفتا مقاله راجع به خونه های هوشمند خوندم و فهمیدم خونه م واقعا خنگه.
عقب مونده ی استیجاری.
عقب مونده ی استیجاری.
کاش هر خونواده بزرگ یه سهمیه مرض داشت. مثلا هر پنجاه نفر یه سرطان فقط، اونم کامل درمان میشد میرفت پی کارش و دیگه هیشکی هیچ چیش نمی شد.
وقتی تو ۵ سالگی فهمیدم دوتا انگشتای پام یه کوچولو بهم چسبیدن، تصمیم گرفتم یه لاکپشت نینجای بزرگ شم.
Forwarded from |
از لذتهاي كوچيكي كه اخيرا داشتم؛ ديدن فوجان پشت چراغ قرمز بود دقيقا زماني كه داشتم ADACپلي ميكردم و با خودم ميگفتم اگه بود چقد حال ميكرد يا ديدن ادمين دوات تو مشهد قبل اذان صبح يا اون راننده اسنپي كه موزيك تلو شايع رو دقيقا زماني كه يه تيكه ش تو مخم رو ريپيد بود و بقيه ش يادم نميومد پلي كرده بود.
ديگه هيچي نيست!
ديگه هيچي نيست!
سه و نیم صبح هردو کوبیدیم تا اون سر شهر، پک میزنه به سیگارش،
میپرسه کانال داری خودت؟
- دواتم من بهمن.
+ ناموووووس!؟
میپرسه کانال داری خودت؟
- دواتم من بهمن.
+ ناموووووس!؟