دوات
17.7K subscribers
197 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
همه‌مون هنوز همون دبستانی‌های دیروزیم. چشم بزرگسالی رو دور ببینیم باهم حرف می‌زنیم. با هم دوست می‌شیم.
28
از کسانیکه حلیم رو با شکر میخورن اگه بپرسی "تو گوشت رو با شکر می‌خوری؟" کلا نشنیده می‌گیرن.
29
Man
Haamim
من یه شمع‌ام. آرزو کن.
6
وقتی میگن دردم از یار است و درمان نیز هم، یعنی تو خودت با دستپختت منو چاق کردی و حالا فقط خودت می‌تونی رژیمم رو کنترل کنی زن!
41
دوتا پا دارین، دوتای دیگه هم قرض بگیرین، دست‌هاتون رو هم بذارین زمین که بشه شیش‌تا، محض اطمینان هرشیش‌تا رو اسکیت بپوشونین و با تمام قدرت و شتاب و سرعتی که بسته به شرایطتون در چهارچوب قوانین فیزیک می‌گنجه از آدم حسود فرار کنین.
44
از بعضی‌ هم باید پرسید: تو چنین گاو چرایی؟
50
چته تو؟!
گربه آوردم عصای دستم باشه مثلا!
54
سوار ماشین زمان شی برگردی پیش خود ده‌ساله‌ت، حرفاتو باور می‌کنه؟
90
چرا فکر می‌کنی آینده رو بلدی؟
سوپرایزهای زندگی یکی دوتا نیست.
آروم باش. یا می‌شه، یا بهترش می‌شه.
1131
دنیایی که توش سر مامان و باباها کلاه می‌ذاریم دنیای کثیفیه. کاش کثافتش رو برای نسل خودمون نگه می‌داشتیم لااقل. خودمون از پس خودمون برمیایم یه جوری.
1126
بنده هم میخوام کارزار راه بندازم، وسط کار بشینم زار بزنم.
181
نوعی از نگرانی هم هست که مختص نیروهای جدید مجموعه است. پروسه استخدام بره کوچولوی شاد و شنگول رو می‌بینی و میخوای مثل اون پسر سیاه‌پوسته توی فیلم Get out سرش داد بزنی: بزن بیرون! برو! فرار کن!
96
شغلی که ازش متنفرم درآمد خوب داره و شغلی که دوستش دارم درآمد بد.
خسته‌م و با دومی دارم حالمو خوب نگه میدارم برای تحمل اولی.
162
بیاین یه بار برای همیشه دورهم جمع شیم و امضا کنیم که همه‌مون از بازنشدن چاه‌بست توالت ایرانی خصوصا زمانی که مهمان هستیم، می‌ترسیم.
285
کارزار حذف چاه‌بست از توالت‌های ایرانی.
205
من واقعا نجابت رو در انسان‌ها دوست دارم.
182
انگیزه رو فقط برای "شروع" لازم داریم.
بعدش "پیشرفت" خودش به تنهایی انگیزه‌ میاره برای ادامه‌دادن تا رسیدن به "نتیجه".
145
دعوای بین زمستون‌فن و تابستون‌فن رو نمی‌فهمم. عشق‌ است بوی کولر آبی آخر بهار، عشق است نسیم خنک پاییز آخر تابستون، عشق است بیرون آوردن لباس‌های زمستونی آخر پاییز، عشق است عطر بهار آخر زمستون.

من میان‌فصل فنم.
248
یه جوری از بیرون صدای توپ و تانک و ترقه و آمبولانس میاد که حس می‌کنم باید لباس مردعنکبوتیم رو بپوشم و تار بزنم خودم رو برسونم بالای برج آرمیتاژ ببینم کی کمک می‌خواد.
159
Forwarded from Sama Tales
بدنت همون چیزی رو می‌سازه که تو بهش می‌دی؛ می‌خواد غذا باشه می‌خواد فکر و خیال.
27
سما یه دانشجوی مهندسی شیمی سختکوشه که اگه توی هاگوارتز بود هم هافلپافی می‌شد هم عضو تیم کوییدیچ!
انگیزه‌ی نویسنده‌ی این چنل، تازه‌م کرد.
20