هوای بارونی توی خراسان بیشتر شبیه یه جایزهست که اگه بیستوپنجتا بیست پشت سر هم بگیری خدا بهت میده.
✍1
از یالوم "خیره به خورشید نگریستن" رو خوندم فقط چون برای من ترسناکترین کتابش بود. دو روزه "مامان و معنای زندگی" رو به عنوان دومین کتاب ترسناکش شروع کردم. کتاب قبلی واقعا برام مفید بود. امیدوارم این یکی هم یه ذره ببرتم جلو.
✍1
کمکم جلو میرم. خسته که میشم استراحت میکنم. کار رو عوض میکنم و بعدا برمیگردم سر وقتش. هربار گذرم به اشپزخونه بیفته دو سه تایی لیوان میشورم که کار سبک شه. آخر شب میبینم همهی کارهام انجام شده. آخر هفته میبینم مقاله رو خیلی زیاد جلو رفتم. آخر ماه میبینم درصد عضلهها نسبت به دفعهی قبل مطلوبتره.
من سوپرمن نیستم.
فقط به لطف تراپی تا حد زیادی از شر کمالگرایی خلاص شدم!
من سوپرمن نیستم.
فقط به لطف تراپی تا حد زیادی از شر کمالگرایی خلاص شدم!
✍4
من اگه سنجاب بودم قول میدادم کل سال آذوقه جمع کنم برای زمستون که بشینیم دوتایی کنار هم فیلم و کتاب و خواب و آجیل.
ولی من ایرانیام و آخر خط که میرسم، خط رو درازش میکنن.
ولی من ایرانیام و آخر خط که میرسم، خط رو درازش میکنن.
✍3