زمانی که همکار من صرف میکنه برای اینکه بگه یه تسکی زمانبر هست، به اندازهی یه تسک کامل زمان میبره. جای غر زدن بشین کارت رو بکن!
✍3
یه سندرمی هست که فقط زیر هالتر سینه بهش دچار میشیم و اسمش هست: اگه الان بیفته روی قفسه سینهم، سینهم خرد میشه!
✍3
با من از پاترهد بودن حرف نزنین. من اول همهی دفترهای صدبرگ دبستانم به تام ریدل سلام میدادم.
✍2
بهم ظلم شده. ولی چون ظالم رو نمیتونم پیدا کنم و یقهش رو بگیرم، به خودم گیر میدم که تو توی طرحواره قربانی گیر کردی و ظالمی وجود نداره. همینه که هست.
✍1
سه روز گوشیم رو نزدم شارژ و ۷۰ درصده الان. سه روز از گوشیم استفاده نکردم. سه روز زندگی کردم.
✍3
همونجایی که کسی ازت پرسید "باز" چی شده؟ بدون هیچ اعتبار و احترامی برای غم و خشمت نذاشتی بمونه. مخاطب "باز"ها نباش.
از "باز"ها فرار کن.
از "باز"ها فرار کن.
✍7
اول از سرش بازت کرد، بعد از پا انداختت، بعد از چشمت افتاد و آخرش از دستت داد.
این بود حکایت دل دادن و دل گرفتنت.
این بود حکایت دل دادن و دل گرفتنت.
✍2
ده، بی، سی، چِل، پنجا، شصت، هفتاد، هشتاد، نود، صد. وقتی رسید به صدتا... دلار میشه سیصدتا.
✍1