جریان سیال افکار قبل از خواب، همیشه به یه نقطهای میرسه که توی اون نقطه، "خودآگاه" برای آخرینبار توی سرم سرک میکشه و میپرسه: وایستا ببینم... این اون فکری نبود که من شروعش کردم! داشتیم راجع به روتین فردا حرف میزدیم، این گورخر زرد و آبی چرا نشسته داره با بابات پلیاستیشن بازی میکنه؟!
و "ناخودآگاه" دست مهربونش رو جلو میاره و پیش پیش پیش پیش...
و "ناخودآگاه" دست مهربونش رو جلو میاره و پیش پیش پیش پیش...
🍾1
دیشب خواب دیدم دارم خودم رو برای یه فایت کنگفو آماده میکنم. ولی وقتی بوق استارت رو زدن دیدم همه باریستان و مشغولن. من هم پشت میز بار سردم و باید کوکتل بزنم!
اشتباهی توی خوابِ برادرخانومم بودم.
همونجا کلاه هوگو رو گذاشتم روی بار و از خواب خارج شدم.
اشتباهی توی خوابِ برادرخانومم بودم.
همونجا کلاه هوگو رو گذاشتم روی بار و از خواب خارج شدم.
🍾1
شکرگزارم برای آب، برای خواب، برای زن، برای گربه و برای سبز بودن گیاهها، برای باران، برای رفیق، برای خنده از ته دل، برای قدرت شروع دوباره، برای جوانی و برای پیری، برای زنده بودن، حتی در زمان و مکان اشتباهی.
🍾4
بچهها من متن شاعرانی که زندگی شخصیشان از آثارشان جذابتر است رو با جونودلم نوشتم، عمیقا خوشحال میشم کامنتهاتون رو بخونم.
یه جوری توی معرفی فیلم و کتاب و تئاتر وسواس به خرج میدم انگار من ساختم و من نوشتم.
🍾1
احساس کودکی رو دارم که داره تمام تلاشش رو میکنه موشک کاغذی یاد بگیره و باز سقوط. سقوط پشت سقوط پشت سقوط.
🍾2
نباید یادم بره که همین بود آرزوم.
همین کار کردنم پشت سیستم، توی خونه، کنار تویی که سرت توی کتابهاته.
همین کار کردنم پشت سیستم، توی خونه، کنار تویی که سرت توی کتابهاته.
🍾5✍1
ولی من هیچوقت بیکاری ندیدم توی این مملکت. اونجایی رو که میگفتن دکتر و مهندسش بیکارن رو ندیدم. دیدم که متخصصها سر جای خودشون نبودن و بابتش متاسف بودم و هستم. این هم از بیکاری نیست. از پارتیبازی و عدم شایستهسالاریه. من دیدم که آدما ترجیح دادن بیکار بمونن اما جایی که در شانشون نمیدونن کار نکنن، اما هیچوقت بیکاری ندیدم.
کار هست. کار همیشه هست.
کار هست. کار همیشه هست.
🍾2✍1
آرزو میکنم برات روزی رو که تشویق هیچ کسی خوشحالت نکنه. آرزوی عجیبیه، میدونم. یه روزی میفهمی.
🍾4
به عکس و فیلم مستند از رباتهای زن با کاربری AI نگاه میکنم و وقتی یادم میاد داستان فیلم her توی سال 2025 اتفاق میافتاد جور دیگهای یخ میزنم.
🍾3
Forwarded from چند شاخه گل برای الجرنون (Yegane)
شایدم فقط به چشم من این طوریه که اون نگه داشتن آستین لباس قبل از پوشیدن کت یا پالتو یا بارونی، خیلی معصومانه ست... انگار یه لحظه ای هست که کودک درون آدمها سکان رو به دست گرفته و ابدا هم نه کسی شاکی ه نه معترض.
🍾3
کتاب "خیره به خورشید نگریستن" یالوم رو جوری ورق میزنم انگار توش کد قفل خون gta رو برای زندگی نوشته.
🍾2
فکت: وقتی به سنی برسی که مامان میگفت تو اون سن هر غلطی دلت خواست میتونی بکنی، نمیکنی.
میافتی پی کار و رشد و زندگی.
میافتی پی کار و رشد و زندگی.
🍾5