من کله سحر میرم سر کوچه نون بگیرم هم باید شارژرمو بردارم، چون یه جوری میشه بهرحال که آخرش شب برمیگردم خونه!
هر کی خدارو واقعا بدون جنس فرض میکنه خیلی قویه. تو مغز من مرده، تو مغز یکی دیگه زنه. ولی بدون جنس..واقعا سخته تصورش.
سر ظهر که بچه های مجتمع تو محوطه جیغ و داد میکنن، میرم تو بالکن داد بزنم "مررررگ!"، ولی دیدنشون یه جور خاطرات سمی شیرین و غمگین ترشح میکنه که باعث میشه وایسم به تماشا.
تو نمایشنامه ژولیوس سزار، دم مرگ، سزار به دوستش که بین قاتل ها وایساده نگاه میکنه و می پرسه:
تو هم، بروتوس؟
آره خلاصه.
تو هم، بروتوس؟
آره خلاصه.
مواد بزنین از شیشه ماشین داد بزنین "خیلی خوشتیپی!"
ما دوس داریم.
نه جدی میگم،
دوس داریم!
ما دوس داریم.
نه جدی میگم،
دوس داریم!
امروز یه حرومی دیدم که سوار موتور می خندید و یه توله سگ می کشید پشتش و حیوون تمام تلاششو میکرد که بدو بدو سرعتشو هماهنگ کنه باهاش.
با تمام وجود قضاوتش کرده و آرزو کردم به گای همون سگ بره.
با تمام وجود قضاوتش کرده و آرزو کردم به گای همون سگ بره.