دوات
17.3K subscribers
195 photos
15 videos
1 file
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
آقا جان لاک توی لاست یه دیالوگ طلایی داشت. می‌گفت: به من نگو چه کاری رو نمی‌تونم انجام بدم.
1
گاهی حس می‌کنم توی زندگیم نیاز به اسپانسرهای هانگر گیمز دارم که به وقتش چهارتا ایردراپ به درد بخور برام بفرستن.
1
همین الان چی خوش‌حالت می‌کنه؟
1
من می‌خوام تریدر شم اصلا و تحلیلم اینه که اگه نهنگ‌ها خودکشی دسته‌جمعی کنن، بیت‌کوین از اعتبار می‌افته.
1
Forwarded from توییتی
پارتنر ایده آل موقع پریودی این شکلیه

@TweetyChannel | mobi_tf
توییتی
پارتنر ایده آل موقع پریودی این شکلیه @TweetyChannel | mobi_tf
17:02 تا 17:05.
سه دقیقه نمایش محض رو دیدین اجرا شده جهت تلقین تعریف پارتنر ایده‌آل.

این عزیز توی سه دقیقه دل مخاطب رو که توی دوره هورمونی حساسی هم هست به خوبی برده و کاملا اگاهه که چتش قراره در بدترین حالت بخوره تو سر پارتنر‌های رفیقِ خانوم و در بهترین حالت، اسکرین شات و وایرال شه.
زندگی واقعی ولی فرق داره. توی زندگی واقعی تو خسته و کوفته میای خونه و می‌بینی پارتنر خسته و کوفته تر از خودت هم تازه اومده خونه. گاهی هیچکس حال و حوصله ظرف شستن و آشپزی نداره. نه اون حال ناز کردن داره نه این حال ناز کشیدن. پی‌ام‌اس و پریود و عدم درک هم زمانی که خستگی بالا باشه میشه قوز بالا قوز و احتمال بحث و دلخوری هم بسیار بالاست.
اون جایی برد کردین که تمام اینا رو بدونین و بگذرونین و باز تهش با یه نون و پنیر و یه چایی و یه صحبت عمیق و یه بغل دلچسب، کار رو جمع کنین‌.
اصلا ساده نیست.
اصلا شبیه اسکرین‌شات ها نیست.
خیلی دلم میخواد ببینم همین عزیز توی چت، یه سال با این خانوم زندگی کنه، چندتا از کارهایی رو که توی سه دقیقه ردیف کرد براش توی سه ساعت انجام میده.
6
سخت نگیر آقای میم.
من دیگه تو رو قد عشق تمام عاشق‌های دنیا به معشوقه‌شون دوست دارم.
کی می‌گیره جاتو؟!
یکی که قدر می‌دونه.
Forwarded from That guy over there!
کی میگیره جاتو؟ دمبل، هالتر، وزنه، ماکارونی، تخم‌مرغ سیب‌زمینی، سینه مرغ و ماهی و سبزیجات!
باشگاه تنها جاییه که همه مدام جلوی آینه‌هاشن و هیچکس خودشیفته محسوب نمی‌شه. کسی کاری به کار کسی نداره معمولا و آینه هست تا بهت بگه تنها رقیبت خودتی‌.
مادرها مجهز به حس هفتمن.
مادرها از بُعد پنجمن.
مادرها می‌فهمن.
«ولی نگو بگم، که چیزی نمیگم الان‌...»
خدایا دل بده به کار‌!
یکی از لذتبخش‌ترین لحظه‌های شغل تدریس زبان زمانیه که می‌بینی عه. شاگرد زبون نفهمت داره زبون می‌فهمه.
ما اتاق خواب بزرگه رو اتاق کار کردیم.
همسایه‌ بالایی‌ اتاق خواب بزرگه رو اسطبل کرده.
پاشنه‌ی آشیل شاید هنوز هم پاشنه‌ی آشیل باشه. ولی تو آپولون نیستی، تو خیلی که باشی کماندار نوجوانی!
یکَم برام سخته که در این مورد حرف بزنم. اما میگم، شاید برای یک نفر هم که شده، چراغی رو در ذهنش روشن کنه: نزدیک به یک ساله که سیگار رو ترک کردم. و باید بگم که بهترین و بزرگترین اتفاق زندگیم بوده، خیلی چیزها تغییر کرد و خیلی چیزها بهتر و زیباتر شد. ۱۳ سال سیگار کشیدم و از این هیولای کوچک در رنج بودم و حالا در نبودش همه چیز قشنگ تره.
واقعا حسش قابل توصیف نیست، اینکه صبح که بیدار می‌شی به اولین چیزی که فک میکنی کشیدن سیگار نباشه. اینکه عطر بهار، بارون، گلها و سبزه های بهاری رو با تمام وجود نفس بکشی و با سیگار خرابش نکنی، اینکه هر لحظه و همیشه در یک انتظار و استیصال همیشگی برای روشن کردن نخ بعدی سیگار نباشی، واقعا قابل توصیف نیست.
برای من مضرات جسمی و فیزیکی سیگار اصلا اهمیت نداشت، چیزی که اذیتم میکرد این بود که سیگار «لحظه» رو ازم می‌دزدید. بزرگترین ثروت و دارایی هر آدم رو، لحظه اکنونم رو، می‌دزدید و به ریشم میخندید.
ابداً نمیخوام به کسی بگم سیگار نکشه، وقتی سیگاری هستی از این متنفری که هرکس یه بیلبورد پند و اندرز اخلاقی دستش بگیره و مدام بهت بگه: نکش، ضرر داره، سرطان می‌گیری، بو میدی و ...
آدم سیگاری خودش همه این‌ها رو میدونه و به هر دلیلی (که به من و شما مربوط نیست) انتخابش اینه که سیگار بکشه. به شما هم توصیه میکنم هیچوقت مستقیما به فرد سیگاری توصیه علمی اخلاقی نکنین. این چند خط فقط حرف دلی من بود، اگر سیگار میکشین نوش جونتون، اگرم نمیکشین که خوش به حالتون.
برگشتم دانشگاه.
نشستم سر کلاس رمان.
سر کلاس شعر.
اومدم تریا و یه خوراک پرسی سفارش دادم.
جوانی. جوانی. جوانی.
یکی رو دیدم شبیه تو بود.
چیزی رو که تو بهش می‌گی «مشکل»، بهش گفتم.
گفت فدای سر. خیالت تخت.
اصلا شبیه تو نبود.