یه وقتهایی سطح تستوسترون بدنم بالاتر از قبله و حس میکنم هیچ کاری نیست که از پسش برنیام. اون موقعها باید جایی یادداشتی بنویسم که فرمولش یادم بمونه.
نوعی از قلم طنز هم هست که خیلی خلاقانه و هوشمندانهست اما حس کثیفی میده. الزاما غیراخلاقی یا توهینآمیز نیست. ولی لَشه. طنز لَش.
دلتنگ عصر مبادلهی کالا با کالا هستم.
کاش میشد تو لپتاپ من رو تعمیر کنی و من بهت کشمش بدم.
کاش میشد تو لپتاپ من رو تعمیر کنی و من بهت کشمش بدم.
من نمیدونم توی این مملکت چطوری باید بدوئیم که برسیم. نمیدونم روی چه تردمیلی هستیم که حتی استاپ نداره.
رو سردر مغازهش نوشته:
«ساندویچ فوری، ۲۰ تومن، همهچی داره!»
بله. مطمئنم که همهچی داره.
«ساندویچ فوری، ۲۰ تومن، همهچی داره!»
بله. مطمئنم که همهچی داره.
اگه میخوای چیزی رو ترک کنی، تظاهر کن که زبالهست و باعث حالت تهوعت میشه. با فکر کردن بهش علنا ادای اوق زدن درآر توی ذهنت. خواه سیگار باشه، جانکفود باشه یا آدم سمی.
بعد یه مدت جدیجدی بگن مصرفش کنی تهوع میگیری!
بعد یه مدت جدیجدی بگن مصرفش کنی تهوع میگیری!