«حقوقِ ثابتِ خوب» میارزه به ندیدن روز؟ به چشم و بلههای بیدلیل؟ به این بردگی مداوم؟
جایی شنیدم افکارت مثل مسافران یک اتوبوسن که تو رانندهشی. سوار و پیاده میشن. نظر بقیه هم همینه. بخوای به هر ایدهای واکنش مثبت و منفی و خنثی بدی تویی و هفت میلیارد مسافر که اصرار داری همشون رو تا پایانه با خودت بکشونی. رها کن رئیس.
Forwarded from من یافارم|
اون آدم منو یادش نمونده. حرفی هم که زده رو شاید اصلا نمیدونه چی بوده. ولی مغز من انگار تمام این سبک حرفهای آدما رو توی خودش جمع کرده. جمله به جمله.
یه جملههای تلخی رو، شیرینترین آدمهای زندگیت میان و روی لوح خاطراتت مینویسن.
وقتی سیمانش هنوز خیسه.
وقتی سیمانش هنوز خیسه.
«پس من چی؟»هات رو بریز دور.
انسان به ذات فقدان پشت این سوال رو درک نمیکنه و شنونده نیست و اگر هم بشنوه، جوابی هم براش نداره.
چون زندگی جاریه.
اون ببازه، تو نبُردی. بگذر.
انسان به ذات فقدان پشت این سوال رو درک نمیکنه و شنونده نیست و اگر هم بشنوه، جوابی هم براش نداره.
چون زندگی جاریه.
اون ببازه، تو نبُردی. بگذر.
یکی از زیباییهای پیوند، عطر تن و لباسهای فصلی یاره. تیپ تابستان، پاییز، زمستان و بهارش. ای داد.
وقتی توی رینگ باشی، خیلیها از گوشهوکنارش میگن «با فکر بزن!»، «گاردش بازه!»، «پات میرسه!»
از این جماعت، بعضیهاشون تماشاگرن و اومدن تماشا. تعداد معدودیشون مربیهای آگاهند و همتیمیهای سیر و آرام و امن.
تویی که گُر گرفتی.
تویی که کتک میخوری.
تویی که چشم دوختی به چشمهای آدمی که هدفش اینه جوری بزنه از جات پا نشی.
حرف آدمهای خارج از گود، به درد آدمهای خارج از گود میخوره.
از این جماعت، بعضیهاشون تماشاگرن و اومدن تماشا. تعداد معدودیشون مربیهای آگاهند و همتیمیهای سیر و آرام و امن.
تویی که گُر گرفتی.
تویی که کتک میخوری.
تویی که چشم دوختی به چشمهای آدمی که هدفش اینه جوری بزنه از جات پا نشی.
حرف آدمهای خارج از گود، به درد آدمهای خارج از گود میخوره.