من روانشناسی رو قبول دارم.
خیلی زیاد. چندساله تراپی میرم و تراپی رو به کسی که ازم بپرسه توصیه هم میکنم. هیچ گاردی ندارم به این قضیه و به نظرم تراپی رفتن توی این دورهوزمونه مثل چکاپ رفتنه. شاید نمیریم، ولی باید بریم!
میدونم اشتباهاتمون اکثراً ریشه در تروماها و طرحوارهها و والدین سمی و جامعهی بیمار و غیره داره. میدونم افسردگی واقعیه، میدونم ADHD واقعیه، میدونم آدمی که زخم خورده، به احتمال خیلی زیاد ناخودآگاه، زخم میزنه.
ولی از اونور بوم نیفتیم.
روی هر تنبلی و ضعفمون اسم ADHD و زخم والدین نذاریم. دستکم وقتی به اندازه کافی تراپی رفتیم که آگاه باشیم به اینکه هرچی بوده تو گذشته بوده و الان هرچیه دست خودته، دیگه انقد سر هر اتفاق کوچیکی، یه داستان بزرگ نسازیم.
بذارید یه مثال کنکوری بزنم اصلا:
برنامهریزی کردی و به همهی برنامهت رسیدی الا خوندن ریاضی؟ این ریشه در وحشت از معلم دبیرستانت داره که تو رو به یاد تروماهای کودکیت میاندازه؟ بابات هم همینطوری با تحقیری نگاهت میکرد که معلمت نگاه میکنه پای تخته؟!
به درک. برای کی ذرهای مهمه؟!
پاشو جمعش کن تستت رو بزن، رقیبت تراز قابلقبول شریف آورده!
خیلی زیاد. چندساله تراپی میرم و تراپی رو به کسی که ازم بپرسه توصیه هم میکنم. هیچ گاردی ندارم به این قضیه و به نظرم تراپی رفتن توی این دورهوزمونه مثل چکاپ رفتنه. شاید نمیریم، ولی باید بریم!
میدونم اشتباهاتمون اکثراً ریشه در تروماها و طرحوارهها و والدین سمی و جامعهی بیمار و غیره داره. میدونم افسردگی واقعیه، میدونم ADHD واقعیه، میدونم آدمی که زخم خورده، به احتمال خیلی زیاد ناخودآگاه، زخم میزنه.
ولی از اونور بوم نیفتیم.
روی هر تنبلی و ضعفمون اسم ADHD و زخم والدین نذاریم. دستکم وقتی به اندازه کافی تراپی رفتیم که آگاه باشیم به اینکه هرچی بوده تو گذشته بوده و الان هرچیه دست خودته، دیگه انقد سر هر اتفاق کوچیکی، یه داستان بزرگ نسازیم.
بذارید یه مثال کنکوری بزنم اصلا:
برنامهریزی کردی و به همهی برنامهت رسیدی الا خوندن ریاضی؟ این ریشه در وحشت از معلم دبیرستانت داره که تو رو به یاد تروماهای کودکیت میاندازه؟ بابات هم همینطوری با تحقیری نگاهت میکرد که معلمت نگاه میکنه پای تخته؟!
به درک. برای کی ذرهای مهمه؟!
پاشو جمعش کن تستت رو بزن، رقیبت تراز قابلقبول شریف آورده!
این جای اردیبهشت، همیشه عطر گذشته میده.
عطر بچگی. عطر یاس زرد و سفید. عطر جوونی. عطر تمام وقتهایی که نمیدونستیم تهش میشه این. عطر خندههایی که آدمشون دیگه نیست. عشقهای نافرجام. اشتباههای کودکانه. امیدها و ترسهای بیهوده. اردیبهشت خیلی بوی زندگی میده. عطر تلخ و شیرین این زندگی رو کردن توی شیشهی اردیبهشت و درش رو هم باز گذاشتن.
تا به مشامت میرسه، تموم شده.
عطر بچگی. عطر یاس زرد و سفید. عطر جوونی. عطر تمام وقتهایی که نمیدونستیم تهش میشه این. عطر خندههایی که آدمشون دیگه نیست. عشقهای نافرجام. اشتباههای کودکانه. امیدها و ترسهای بیهوده. اردیبهشت خیلی بوی زندگی میده. عطر تلخ و شیرین این زندگی رو کردن توی شیشهی اردیبهشت و درش رو هم باز گذاشتن.
تا به مشامت میرسه، تموم شده.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
امیدوارم توی زندگیتون جوری پیش برید که قویترین عضلهتون شخصیتتون باشه.
همیشه برام سوال بود که چرا گاهی اوقات بزرگترها توی دکوری خونهی متأهلیشون اسباببازیهای باقیمونده از بچگی رو نگه میدارن. حتی بچههاشون با اونها بازی نمیکردن. زیادی قدیمی بودن.
امشب که تکیه دادم به دیوار و سُر خوردم و نشستم روی سرامیک، حس کردم کسی نگاهم میکنه. سرم رو گرفتم بالا و دیدم آقای شتر از روی طاق اُپن بهم لبخند میزنه. لبخندی که انگار میگفت: چقد بزرگ شدی بچهجون. خسته نباشی.
امشب که تکیه دادم به دیوار و سُر خوردم و نشستم روی سرامیک، حس کردم کسی نگاهم میکنه. سرم رو گرفتم بالا و دیدم آقای شتر از روی طاق اُپن بهم لبخند میزنه. لبخندی که انگار میگفت: چقد بزرگ شدی بچهجون. خسته نباشی.
کاش میشد کاگه بونشین بزنم و هر کدومم رو بذارم پای یه کاری. یکیم بشینه پای سئوی سایت کارفرما. یکیم بشینه پای مارکتینگش. یکیم پیج پینترستش رو بیاره بالا. یکیم خونه رو جمعوجور کنه. یکیم به این یکیم کمک کنه که خونه رو جمعوجور کنه. یکیم بره باشگاه. یکیم برای آینده برنامهریزی کنه. یکیم به کسبوکار خودمون برسه. یکیم بره دنبال کار سوم بگرده و آنچه از من باقی موند هم دست تو رو بگیره ببره سفر.
سپتراپ
- بفرما. این هم یه لیست از مشکلات درونیم که خودم توی خودم تشخیص دادم. + هومم... خب بیا از این ۳۸میه شروع کنیم. - اشتباه دیدی دکتر. شماره زدم برات. ۳۷تاست. + بود. ۳۸می رو من اضافه کردم.
توی این کانال مکالمات من و بقیه با تراپیستمون رو میخونین.
اوایل تراپیستم رو توصیه نمیکردم چون به نظرم مثل مسواک یه مقولهی شخصی بود.
اما خب بفرما.
مشاورهی حضوری و غیرحضوری دارن.
تخفیف هم خواستین بگین از سپتراپ میاین.
اوایل تراپیستم رو توصیه نمیکردم چون به نظرم مثل مسواک یه مقولهی شخصی بود.
اما خب بفرما.
مشاورهی حضوری و غیرحضوری دارن.
تخفیف هم خواستین بگین از سپتراپ میاین.
اگه قرار باشه برای زندگیم یه motto انتخاب کنم این خواهد بود که «کاری که باید انجام شه، باید انجام شه.»
به والله من خودمم نمیدونم چطوری دارم با اینترنت برای اونترنت کار میکنم و پروژه هم تحویل میدم. فقط میدونم اگه جمجمهم رو باز کنین میبینین مغزم توی کاسهی سرم تیلیت شده.