Forwarded from ڕهشهمه ٫ reşemiyê
حالا تو یخورده برو جلوتر شاید ته تاریکی این کوچه یه در وایساده که روبه یه چهارباغ باز میشه
یه جایی تو یه بیمارستان صحرایی متروکه، یه باکس دیواری هست که باید پیداش کنم و با داروهاش سبز کنم این نوار رو دوباره.
زندگی مث روده کوچیکه. کوتاه بنظر میاد و تو ۶ تا بسته ۱۰ تایی جا میشه.
ولی وقتی بازش کنی می بینی ععع..
چه راهی اومدی.
ولی وقتی بازش کنی می بینی ععع..
چه راهی اومدی.
بعضی وعده های غذایی رو نمیشه فراموشکرد. چیز خاصی هم نیستن ها. یه نون پنیر گوجه، چارتا ورق کالباس. نون خالی!
یادت میمونه کجا بودی با کی.
یادت میمونه کجا بودی با کی.
یه ممبرم دارم ناشناس داده التماس دعا داره از همین شماها. گفته رفرنس بدین به ممبر تاپ شلوارکی چادر به سر.
یه نیشگون بگیرین رگ گردنو ریسپانس میده خدا.
یه نیشگون بگیرین رگ گردنو ریسپانس میده خدا.
Forwarded from میدونی چیه ... (sepehr)
با چراغ قوه راه بیوفتیم تو قسمت های تاریک مغزمون.
تفاوت فرهنگی اونجا که اونور 🤮 میشن تا اسمش میاد، اینور عقد دخترعمو پسرعمو تو آسموناست.
نگین به من یه چیزی خیلی تنده و نمیتونم بخورم. دهنمو سرویس میکنم که ثابت کنم اشتباه می کنید. راضی نشین بسوزم.
فکری که مشغوله رو نمیشه باهاش حرف زد. فقط باید منتظر بمونید کارش تموم شه، سرش که خلوت شد همون آدم میشه باز.
اون بالا که بودیم، پرسیدیم دنیارو ببینیم یا نه؟ اونام گفتن مسخره س، ولی ارزش یه بار زندگی کردنو داره.