وقتی سعدی انقد زیبا می خوند
"تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم"
دیگه کی جرات داشت بش بگه هیز؟!
"تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم"
دیگه کی جرات داشت بش بگه هیز؟!
Forwarded from میدونی چیه ... (sepehr)
غریبه ایم،
آشنا میشیم،
غریبه میشیم دوباره،
ولی میشناسیم همو.
یه شناخت تلخ و پوچ
آشنا میشیم،
غریبه میشیم دوباره،
ولی میشناسیم همو.
یه شناخت تلخ و پوچ
Forwarded from ڕهشهمه ٫ reşemiyê
حالا تو یخورده برو جلوتر شاید ته تاریکی این کوچه یه در وایساده که روبه یه چهارباغ باز میشه
یه جایی تو یه بیمارستان صحرایی متروکه، یه باکس دیواری هست که باید پیداش کنم و با داروهاش سبز کنم این نوار رو دوباره.
زندگی مث روده کوچیکه. کوتاه بنظر میاد و تو ۶ تا بسته ۱۰ تایی جا میشه.
ولی وقتی بازش کنی می بینی ععع..
چه راهی اومدی.
ولی وقتی بازش کنی می بینی ععع..
چه راهی اومدی.
بعضی وعده های غذایی رو نمیشه فراموشکرد. چیز خاصی هم نیستن ها. یه نون پنیر گوجه، چارتا ورق کالباس. نون خالی!
یادت میمونه کجا بودی با کی.
یادت میمونه کجا بودی با کی.