دوات
17.3K subscribers
195 photos
15 videos
1 file
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
Forwarded from سپ‌تراپ
- چرا دل‌کندن از آدمی که به‌خاطر الگوهات بهش جذب شدی و ورود به یه رابطه‌ی سالم، این‌قدر دردناکه؟
+ چون جراحیه. داری جای استخون شکسته، پلاتین می‌ذاری.
Forwarded from سِپکا (Sep)
عشق در نگاه اول نبود هم نبود.
عشق تا نگاه آخرم آرزوست.
این صندوق‌ها سودبده نبودن و تریدر هم نبودم.
رو خودم سرمایه‌گذاری کردم.
آخ‌جان. فردا پنجشنبه‌ست و این به اون معناست که پس‌فردا جمعه‌ست.
گاهی باید زمان و تراپی بگذره تا بفهمی اون چیزی که داشتی می‌دادی و می‌دیدی ضرر و آسیب بود نه عشق.
گاهی اصلا نمی‌فهمی داره بهت بی‌احترامی می‌شه. تعریفی از عزت‌‌نفس برات نمونده که بخوای بفهمی. اونقدر توی حس ناکافی بودن خودت غرق شدی که اصلا حواست نیست دارن می‌زنن تو گوش‌ت. می‌خندی و به خیالت بهای عشقه. می‌گی باید صبور بود. عمرته‌ که داره می‌ره. صبر می‌کنی برای کی؟ برای کسی که دو روز بعد جواب پیامت رو می‌ده؟ آدم جواب پیام طلبکارشم دو روز بعد نمی‌ده!
گاهی هم آره باید صبور بود و دونفره تو مسیر رشد و تراپی قدم برداشت. این خیلی درسته. خیلی درسته. همینکه یه قدم رو به جلو و برای سلامتِ دست‌کم آینده‌ی رابطه‌ست، یعنی درسته.
این روزها خیلی به این فکر می‌کنم که ما هر روز داریم میریم‌ سر زندگی و بعد یهو با مرگ بازنشسته می‌شیم.
بدون حتی یه روز تعطیلات. و این یه باگ بزرگه چون این روتین گاهی واقعاً فرساینده‌ست.
بنویسم «کاش می‌شد»، کیبورد پیشنهاد می‌ده: لپ‌تاپ رو بردارم/ ببرم/ بکوبم.
Forwarded from حضوری اتفاقی
مجبور نشدی بفهمی اجبار از آدم‌ چه هیولایی می‌سازه
🔶کلینیک روانشناسی وصال به همراه سازمان بهزیستی و شورای اجتماعی کشور برگزار می کند

🔴 دوره آموزش روابط زوجین در 7 سال اول زندگی مشترک

🔷ویژه زوجین متاهل

🔵 16 ساعت آموزش رایگان

🔸مدرس دوره: خانم متجدد کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی و مدرس دوره های سازمان بهزیستی


🔻زوجین باید در 7 سال اول زندگی مشترک باشند.(به دلیل ثبت کد ملی)

🔺شرکت و حضور یکی از زوجین هم بلامانع است و مشکلی ندارد.

🔺برای عزیزانتان و کسانی که دوست دارید روابط شان را واکسینه کنند بفرستید.
برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر به ای دی زیر پیام بدهید:

🆔 @psy_vesal
https://t.me/vesal2024
تو این هوای برفی مشهد من باید می‌رفتم اشراف‌زادگان فقیر رو می‌خریدم از پردیس کتاب و توی اون کافه زیرزمینی کوچه بغلیش می‌‌نشستم به خوندن. ولی به جاش نشستم پشت این لپ‌تاپ لعنتی. تمام عمرم رو پشت این لپ‌تاپم انگار.
این که گذشت ولی من اگه خواستم دکتری بخونم با تیر بزنید تو گردنم.
وقتی هم متاهلم هم کارمندم هم فریلنسرم هم پایان‌نامه دارم و هم باید به کارهای خونه برسم و به دوستی می‌گم «وقت ندارم بریم بیرون» و جوری که انگار ارشمیدسه و راه‌ محاسبه‌ی حجم اجسام رو یافته می‌گه «خب برنامه‌ریزی کن!» دلم می‌خواد با زانو بزنم زیر شکمش.
شغال من برنامه‌ریزی کردم که اینم.
توی این کانال پروکسیه دیدم از فردی به اسم «محمد» چنین چیزی رو آوردن که:

راحت بگم؛
تو هم قراره با خونوادش ازدواج کنی، هم با وضیعت مالیش، هم قیافه‌‌ش، هم تروماهایی که تجربه کرده....

عشق صرفا چیز کافی و قانع کننده‌ای نیست!

|محمد‌|



و داشتم فکر می‌کردم چقدر درسته و اگه عشق کافی نیست، پس چی لازمه این‌جا که اوضاع رو بهتر کنه؟ احتمالاً صبر و قدرت.

باشه.

اما اگه عشق قرار نیست به ما صبری بده که فریاد همسرمون رو موقع درداومدن زخم‌هاش تاب بیاریم، اگه قرار نیست به ما قدرتی بده که بتونیم اون زخم‌هایی از این آدم رو ترمیم کنیم که خودمون هیچ نقشی توی به وجود اومدنش نداشتیم...
پس این صبر و قدرت رو چی می‌تونه بهمون بده؟

اگه عشق نتونه مرهم باشه، دیگه چی توی این دنیا می‌تونه؟
اصولاً به نظرم تنها انگیزه‌ی تغییرِ خودخواسته، عشقه. حالا ممکنه عشق به خود باشه و یا عشق به دیگری.
انقدر فسنجون خوردم که نسل فسنجون‌ها منقرض شد.
Forwarded from سِپکا (Sep)
من عاشق اینم که وسط حرف‌زدنت، بخندونمت و وسط خندیدنت به حرف بیارمت. چون ترکیب این دوتا صدا دلنشین‌ترین آوای دنیاست.
Forwarded from بوی شب
لازمه‌‌ی به‌عقب‌برنگشتن هم به‌عقب‌برگشتنه. باید برگردی ببینی خودت رو کجا جا گذاشتی، دستش رو بگیری، بیاریش توی متن زندگیت و ادامه بدی، و بعد از اون دیگه هیچ‌وقت به عقب برنگردی.
چیز زیادی از تعطیلات نفهمیدم و شنبه رو با خستگی شروع می‌کنم. اما امروز قراره یکی از بارهای روی دوشم رو زمین بذارم و همین خوبه.
ذکر امروز اینه که کاری که باید انجام شه، باید انجام شه. خسته‌م و خوابم میاد و درد دارم و حسش نیست و حالا بعداً، نداریم. این روانشناسی زرد نیست. واقعیت و جبر قرمزه!