دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
یه سربازِ دیده‌بان که نفس‌نفس می‌زد خودش رو رسوند به قلعه و گفت یه لشکر استاد دانشگاه رو دیده که دارن میان سمت ما.
وقتشه دژ‌ها رو مستحکم کنیم، خندق بکَنیم، کمان‌داران رو مستقر کنیم و آماده‌ی دفاع شیم!
از صبح پای کارم تا ظهر که پای درسم و بعدازظهر که پای کارم تا شب که پای خونواده‌م و صبح فردا دوباره پای کارم تا ظهر که پای درسم و بعدازظهر که پای کارم تا شب که پای خونواده‌م و صبح فردا دوباره...‌ این بود زندگی؟
اون‌طوری نموند.
این‌طوری هم نمی‌مونه.
اگه عشق داره دهنت رو سرویس می‌کنه و تنها زمانی ازش لذت می‌بری که طرف هر ده روز یه بار حال کنه ریپلای بزنه یا پیام بده، عشق نیست. اشتباهه. بیا بیرون. تو رو به عمر محدودت توی این دنیا قسم. بیا بیرون!
1
بازی با عزت‌‌نفس، عشق نیست.
بلاتکلیفی، عشق نیست.
آب‌نمک، عشق نیست.
یه بازی ناخودآگاهه.
بیا بیرون.
1
دارم چندتا پروژه خیلی جدی رو‌ همزمان جلو می‌برم و تلاش می‌کنم همه‌چیز روی نظم باشه و هر روز حداقل یک قدم در راستای هرکدومشون بردارم. حس گاوی رو دارم که شیش‌قلو زاییده و قل ششمش هم خره.
جالب اینکه لازمه‌ی جلوبردن هر کدوم از این پروژه‌ها یادگیری یه مهارت جدیده. می‌تونه تسلط روی یه نرم‌افزار باشه، اصول کسب‌وکار باشه و یا رشد فردی و بالابردن قدرت صبر. اینه که ناراضی نیستم. خیلی خسته‌م. خیلی خیلی خسته‌م اما ناراضی نیستم.
اضطراب امروز تا به آرامش شب برسه هفت مرحله راه داره.
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
سپهر داره اون ور به بقیه یاد می‌ده چطور خوابشون رو تنظیم کنن و داره لشکر کشی می‌کنه. یه بار هم به من گفت من نایت کینگِ جغد هام. اگه خواب من تنظیم بشه خواب یه جماعت تنظیم می‌شه. حالا که اینطوره منم این‌ور یادتون‌ می‌دم چطوری مثل من بیدار بمونید تا این ساعت و همچنان سرحال باشید. به من می‌گی نایت‌کینگ سپهر؟ باشه. من نایت کینگم. تو جان اسنو. ما مثل هم نیستیم.
winter is coming for you.
پایان‌نامه اون‌قدر طول کشید که الان اگه بدون آمادگی از تز خودم ازم امتحان بگیرن از بیست، ده می‌گیرم!
دو هفته تا حمله‌ی اساتید.
زهرماره نه؟
دلم تنگ شده واسه اخلاق خنده‌دارتم.
هیچ حسی حال‌به‌هم‌زن‌تر از اینکه وقتم رو تلف کنم نیست.
باید با زانو بزنم لای پای استاد چون بهترین دفاع حمله‌ست.
خستگی‌هام مثل لباس بیرون می‌مونن که بعد یه روز سخت و طولانی به تنم چسبیدن. می‌دونم باید از تنم درآن، اما لش افتادم رو کاناپه و حتی برای درآوردن خستگی از تنم‌ هم خسته‌م.
دوات
این آهنگه داره می‌خونه «اون حتما بهتر اَ منه! مث من نیست که حرفات نره تو کتش، عصبی نمی‌شه بحث کنه برا موندنت، همه‌چیو خرد کنه تو سروصورتش... حتماً!» معلومه که بهتر از توئه. وات‌دفاک. سمی.
الان دیدم خواننده این بوده که دلش تنگ شده واسه اخلاق زهرمارش هم! تو به اخلاق اون می‌گی زهرمار، اون چی بوده دیگه.
به نظرم بیاین سم‌ این زوج رو بریزیم تو غذای ضحاک.
دوات
یه چیزی هست که حال درونی من رو گاه‌گداری عجیب خوب می‌کنه. میاد، راه نفس رو باز می‌کنه و می‌ره. هنوز نمی‌دونم چیه یا حتی شاید سایه‌ی حضور کیه، اما هرچی و هرکی که هست، دستم بهش برسه و بشناسمش، محاله بذارم بره.
کاش یه ماشین زمان پیدا کنم، سوارت کنم ببرمت شیش ماه پیش، دست بذارم روی شونه‌ی سپهر ۲۴ تیرماه، بگم اون سایه حضوری که ازش حرف می‌زنی، این خانوم زیباییه که کنار من نشسته و فردا میاد می‌شینه روبه‌روی تو. شک نکن. نترس. همون سه روزی هم که من معطل کردم، تو نکن!
محاله بذاریم بره.
Forwarded from سپ‌تراپ
+ دو راه داری. یا به پذیرش برس و برو یه مرحله بالاتر، یا هم توی همین مرحله بمون. می‌خوای بمونی؟
- نه.
+ بری باهات میام، بمونی باهات می‌مونم.
کاش می‌شد دو هفته تا دفاع رو برم توی غار مغان بیتوته کنم و قیافه کارفرمام رو نبینم.
بعضی از آدم‌ها ذاتا اشتباهن‌ برای نیاز آدم چون تو اون نیاز رو نمی‌خوای اصلا با اون آدم رفع کنی. پدرت بهترین دبیر ریاضی کشور باشه، معمولاً تو ریاضی لنگ می‌زنی.
چون نوجوونی و نمی‌خوای از پدر حرف بشنوی. حتی اگه یه تکنیک معرکه‌ست برای حل مسأله تو سی ثانیه.