هر برنامهای که میخوام برای روزم بریزم، کلمه پایاننامه! گوشهش فولدر باز میکنه و مغزم رو میخراشه و میتراشه! اونقدر طول کشید که انگار خودم هم باورم نمیشه تکمیل شد و تحویل دادم و حداقل تا وقتی فیدبکهای اساتید نرسیده نیازی نیست بهش فکر کنم.
راز موفقیت در ارتباط با کارفرما اینه که جوری مجبورش کنی بهت جواب پس بده انگار تو کارفرمایی.
دوات
از اون لحظههاست که نگاه میکنم و میگم نمیتونم. اما منِ آینده کار رو تموم کرده و با موهای ژولیده و چشمای خسته، نشسته منتظر تا برسم بهش.
سلام. من منِ آیندهتم.
باورت نمیشه چی شد!
باورت نمیشه چی شد!
Forwarded from دوات
قبل خواب باید بغلت کنم حتی اگه قهری. توی خواب باید بغلت کنم حتی اگه گرمته. بعد خواب باید بغلت کنم حتی اگه خوابی و یهو میترسی بخزم تو. دارم صبحونه درست میکنم باید بغلت کنم حتی اگه دستم بنده. داری ظرف میشوری باید بغلت کنم حتی اگه همسایهی بلوک روبهرویی میبینه. داری کار میکنی صددرصد باید بغلت کنم حتی اگه حوصلهمو نداری. دارم کار میکنم باید بیای من بغلت کنم حتی اگه مکانیکم توی جادهی مشهد قوچان. دارم میرم خرید باید بغلت کنم چون آدمیزاد از یه لحظه بعدش هم خبر نداره اگه رفتم شیر بخرم ماشین زد بهم بیبغل مردم چی؟ داری چایی دم میکنی باید بغلت کنم چون چایی دوست دارم و باید اینطوری بگم که مرسی. فیلم میبینیم باید بغلت کنم چون اصلا فیلم رو میبینیم که من بغلت کنم. شام درست میکنم باید بغلت کنم چون از فیلم تا شام خیلی فاصله افتاده و من بغللازمم. قبل خواب باید بغلت کنم حتی اگه قهری. توی خواب باید بغلت کنم حتی اگه گرمته...
بغلگرا بودم که مال شما شدم. شمایی که بغل میخوای حتی وقتی قهری. حتی وقتی گرمته. حتی وقتی خوابی و نیمههشیار دنبال تنم میگردی. حتی وقتی میبینی دارم صبحونه درست میکنم و دستم بنده. حتی وقتی داری ظرف میشوری و حتی جلوی تمام مجتمع. حتی وقتی سرکارم و کارفرما زل زده تو چشمهام. حتی وقتی فقط رفتم آشغالها رو گذاشتم دم در. وقتی چایی دستمه. وقتی فیلم میبینیم. وقتی قهری. وقتی گرمته...
آدمهایی که وارد روابط لانگدیستنس میشن و پاش میمونن انسانهایی هستن به شدت قدرتمند. شما فکر کن اون آدم داره با دلتنگی مزمنی میجنگه که یه روز لباس خشم پوشیده، یه روز لباس غم، یه روز لباس بدبینی، یه روز ناامیدی، یه روز بیحوصلگی و یه کمد لباس رنگارنگ برای روزهای پیاماس پارتنرش یا خودش داره. بعد باید با تو رفیق پفیوز و گاو و زبوننفهمش هم چک و چونه بزنه که بهت ثابت کنه رابطهش عمیقه و دو روزه نیست و حق نداری کماعتبارش کنی یا واسش زید! جور کنی. شعور داشته باشید بابا. این آدما خیلی قویان. بار اضافه نذارین روی بارشون.
Digest
شما برنامه نویسا که راحتین میشینین خونه پول میاد تو حسابتون
برنامهنویسها، سئوکارها، طراحها، مترجمها، محتوانویسها و به طور کلی فریلنسرهای فعال و حرفهای، واقعا دلشون میخواد یک روز، فقط یک روز در ماه، وقت بذارن و برای یه خاندان آدم مثل شما توضیح بدن که کارشون به اون سادگی و راحتی و شُل و وِلی که شما فکر میکنین نیست. ولی متاسفانه همون یه روز رو هم مرخصی ندارن.
باور عمومی: فریلنسر راحت میشینه توی خونه و پول درمیاره. وقتش هم که دست خودشه.
واقعیت: کارمند اگه ساعت ۵ ذهنش رو از کار خالی میکنه و برمیگرده خونه، فریلنسرها گاهی تمامِ روز ذهنشون درگیر پروژهست. چون خواه ناخواه دارن توی محل کارشون زندگی میکنن. فرض کن توی دفتر کارت بخوری و بخوابی و کار کنی و حتی ازت انتظار بره تمیزش هم بکنی.
ببین باور عمومی اینه که وقتی با شلوارک میشینی پشت سیستم و بریک چای و قهوه و سیگارت دست خودته، پس راحتی. واقعیت اینه که در پایان روز تو میمونی و اعضای کارمند خانواده که تعجب میکنن چرا تو هم خستهای. همش تو خونه بودی که! حالا بیا اینا رو قانع کن که بابا ما داریم اینجا زحمت میکشیم!
واقعیت: کارمند اگه ساعت ۵ ذهنش رو از کار خالی میکنه و برمیگرده خونه، فریلنسرها گاهی تمامِ روز ذهنشون درگیر پروژهست. چون خواه ناخواه دارن توی محل کارشون زندگی میکنن. فرض کن توی دفتر کارت بخوری و بخوابی و کار کنی و حتی ازت انتظار بره تمیزش هم بکنی.
ببین باور عمومی اینه که وقتی با شلوارک میشینی پشت سیستم و بریک چای و قهوه و سیگارت دست خودته، پس راحتی. واقعیت اینه که در پایان روز تو میمونی و اعضای کارمند خانواده که تعجب میکنن چرا تو هم خستهای. همش تو خونه بودی که! حالا بیا اینا رو قانع کن که بابا ما داریم اینجا زحمت میکشیم!
عیبی نداره. از واکنش آدمها ناراحت شو.
اما بعد از اینکه ناراحتیت رو تجربه کردی، به کنشی فکر کن که این اجازه رو بهشون داده.
اما بعد از اینکه ناراحتیت رو تجربه کردی، به کنشی فکر کن که این اجازه رو بهشون داده.
توی کابوسهام شجاع شدم اما هنوز میبازم. فلجم میکنه و یه گوشه گیرم میاره و سایه میندازه روم و قبل اینکه صورتش رو نشون بده توی سرم میگم هرچی باشه واقعی نیست. واقعی نیست. واقعی نیست. واقعی نیست. صورتش رو نشونم میده و واقعیه. واقعیترین چیزیه که تو زندگیم دیدم.
تکرارشوندهترین کابوسم، خواب شهریه که دارم توی کوچههاش شب میدوئم و همه دارن اسممو صدا میزنن. همه از من انتظار دارن. همه به من زخمزبون میزنن. همه طلب باباشون رو از من میخوان.
من حتی اهل اون شهر نیستم.
یه مسافرِ لالم، دنبال راه خروج!
من حتی اهل اون شهر نیستم.
یه مسافرِ لالم، دنبال راه خروج!
بگذریم.
۲۹ سال و ۲۰ روز طول کشید تا امروز بفهمم: همهی کارهای دنیا از آنچه در ذهنتان میبینید سادهترند.
۲۹ سال و ۲۰ روز طول کشید تا امروز بفهمم: همهی کارهای دنیا از آنچه در ذهنتان میبینید سادهترند.
همیشه باید کاری باشه که انجام بدم. دغدغهای باشه که ذهنم رو بهش مشغول کنم. چالشی باشه که پی حلش باشم. انگار آرامش رو خیانت به آیندهم میدونم.
Forwarded from کاف
سگ این بنده خدا رو در مشهد دزدیدن
سگش سن بالاست و ارزش مالی نداره
نگرانه و چند روزه غذا نخورده
میگه سگم و بیارید ویلچرمو میدم جای مژدگانی ببرید بفروشید
سگش پرستار و دستیاره
بچه های مشهد دست به دست کنید حیوون این بنده خدا برگرده
💬zendegimaamooli
1991 @kafiha
سگش سن بالاست و ارزش مالی نداره
نگرانه و چند روزه غذا نخورده
میگه سگم و بیارید ویلچرمو میدم جای مژدگانی ببرید بفروشید
سگش پرستار و دستیاره
بچه های مشهد دست به دست کنید حیوون این بنده خدا برگرده
💬zendegimaamooli
1991 @kafiha
دیشب انیمیشن «پسر، روباه، موشکور و اسب» رو دیدیم. دیدنی بود و به موقع. مفید بود و مختصر.
قفل یه منطق جدید برام باز شده. منطق عجیبی که هیچوقت تا حالا تجربهش نکرده بودم. صدایی توی سرم میگه: «حق نداری پای احساسِ منفی یا مثبت x وقت و انرژی بذاری الان.» و دلم میگه چشم.