مقاومت بشر برای برگشتن به زندگی کاری بعد از تنها دو روز مرخصی، مثال بارزی از قانون اول نیوتونه.
سه ماهه رسیدم به نقطهای که بابام سه دههست اونجاست.
- بیداری باباجان؟ + بیدارم بابا.
- بیداری باباجان؟ + بیدارم بابا.
من و امیرلطیفی اینستای همو داریم که من براش پستهای درمان اسهال بفرستم و اون برای من پستهای درمان یبوست!
درآمدی که بابام ازم انتظار داره سهبرابر چیزیه که دارم درمیارم.
یه صدایی توی سرم میگه «تو مسئول برآورده کردن انتظارات پدرت نیستی.» صدای بلندتری توی سرم داد میزنه «من واسه بابام بنز میخرم» و صدای سوم زمزمه میکنه «نشونشون بده.»
یه صدایی توی سرم میگه «تو مسئول برآورده کردن انتظارات پدرت نیستی.» صدای بلندتری توی سرم داد میزنه «من واسه بابام بنز میخرم» و صدای سوم زمزمه میکنه «نشونشون بده.»
برای مادر مهمون اومده. من توی اتاق خودم قایم شدم و برادرم توی اتاق خودش. نمیدونم چرا حبیب خدایی ولی میای خونه ما؟ برو مکه!
چه عجیب. واقعا ده دقیقهای تو این فکر بودم که قراره امشب برم دیدن مادربزرگم. سالهاست مُرده.
چه خوب که یه مشکلاتی تو زندگی تکرار میشن. بهت این حس رو میده که خب، تجربههام رو به گور نمیبرم.
بچههای شناس و ناشناس و ادمین و ممبر و کامنتگذار و پستگذار و پیویبیا، روی گل تکتکتون رو از دور ماچ. دونه دونه بخوام محبتها رو فوروارد کنم خیلی میشه. باعث میشین آدم فکر کنه کار خاصی کرده یه سال دیگه زنده مونده! :)) خیلی مخلصیم. خیلی زیاد. مرسی که میخونین دوات رو، اونم توی این گرونی اینترنت!!
Forwarded from .
وقتی دیدمت فهمیدم خیلی بیراه نبوده قضیه نیمه و پیدا شدنش.
خالق اندیشهی پرواز، آقای آسمون، بابای جوجهها، کراشِ دور دست سابق و همسرِ اکنون، خیلی خوب شد که به دنیا اومدی تا نصفه نیمه نمونم.
مبارکمی.
خالق اندیشهی پرواز، آقای آسمون، بابای جوجهها، کراشِ دور دست سابق و همسرِ اکنون، خیلی خوب شد که به دنیا اومدی تا نصفه نیمه نمونم.
مبارکمی.
آدم که به دوچرخهسوار تازهکار لگد نمیزنه. خصوصا وقتی براش ارزشمند باشه. اول از پشت زین و از فرمون میگیریم و پابهپاش میریم. بعد کمکم رها میکنیم فرمون رو و با یه دست به باربند، مراقب میمونیم تا دلگرم بمونه.
سختترین قسمت کار وقتیه که هم میبینی دیگه داره درست رکاب میزنه، هم میترسی ولش کنی و نتونه تعادلش رو حفظ کنه. ولی چارهای جز اعتماد نداری. رها کن. میتونه. خبر خوب؟ همیشه میتونه. شاید بعدش بلافاصله بیفته. ولی کسی که تا اینجا اومده، دیگه هرچیزی رو که باید، یاد گرفته.
سختترین قسمت کار وقتیه که هم میبینی دیگه داره درست رکاب میزنه، هم میترسی ولش کنی و نتونه تعادلش رو حفظ کنه. ولی چارهای جز اعتماد نداری. رها کن. میتونه. خبر خوب؟ همیشه میتونه. شاید بعدش بلافاصله بیفته. ولی کسی که تا اینجا اومده، دیگه هرچیزی رو که باید، یاد گرفته.
اینستا یه ترکیب سم ساخته از استوریهام. از دیماه قبل تا امروز. چقدر عجیبه دیدن این روند توی یه قاب.
چه دل شکستهای داشتم. چقدر تنها بودم. چقدر تاریک بود این خونه و چقدر هر روزم رو آگاهانه با افسردگی کلنجار میرفتم. انتظار. غم. صبر. باشگاه. چالش. تیر خلاص و عاقبت... نور.
چه دل شکستهای داشتم. چقدر تنها بودم. چقدر تاریک بود این خونه و چقدر هر روزم رو آگاهانه با افسردگی کلنجار میرفتم. انتظار. غم. صبر. باشگاه. چالش. تیر خلاص و عاقبت... نور.
