دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
مقاومت بشر برای برگشتن به زندگی کاری بعد از تنها دو روز مرخصی، مثال بارزی از قانون اول نیوتونه.
سه ماهه رسیدم به نقطه‌ای که بابام سه دهه‌ست اون‌جاست.
- بیداری باباجان؟ + بیدارم بابا.
دیروزِ تو مال بازنده‌هاست.
من برنده‌ی امروز و فرداتم.
من و امیرلطیفی اینستای همو داریم که من براش پست‌های درمان اسهال بفرستم و اون برای من پست‌های درمان یبوست!
درآمدی که بابام ازم انتظار داره سه‌برابر چیزیه که دارم درمیارم.
یه صدایی توی سرم می‌گه «تو مسئول برآورده کردن انتظارات پدرت نیستی‌.» صدای بلندتری توی سرم داد می‌زنه «من واسه بابام بنز می‌خرم» و صدای سوم زمزمه می‌کنه «نشونشون بده.»
نترس!
برای مادر مهمون اومده. من توی اتاق خودم قایم شدم و برادرم توی اتاق خودش. نمی‌دونم چرا حبیب خدایی ولی میای خونه ما؟ برو مکه!
Forwarded from بوی شب
«نمی‌دونم چجوری بگم ولی...» به اندازه «من این‌جوری بودم که...» برای شروع جمله غیرضروریه. زیرنویسه مگه؟
چه عجیب. واقعا ده دقیقه‌ای تو این فکر بودم که قراره امشب برم دیدن مادربزرگم. سالهاست مُرده.
Channel photo updated
عکاسِ این جنگ تن‌به‌تن: پرنده‌خانِ مسافرکش.
چه خوب که یه مشکلاتی تو زندگی تکرار می‌شن. بهت این حس رو می‌ده که خب، تجربه‌هام رو به گور نمی‌برم.
بچه‌های شناس و ناشناس و ادمین و ممبر و کامنت‌گذار و پست‌گذار و پی‌وی‌‌بیا، روی گل تک‌تک‌تون رو از دور ماچ. دونه دونه بخوام محبت‌ها رو فوروارد کنم خیلی می‌شه. باعث میشین آدم فکر کنه کار خاصی کرده یه سال دیگه زنده مونده! :)) خیلی مخلصیم. خیلی زیاد. مرسی که می‌خونین دوات رو، اونم توی این گرونی اینترنت!!
Forwarded from .
وقتی دیدمت فهمیدم خیلی بیراه نبوده قضیه نیمه و پیدا شدنش.
خالق اندیشه‌ی پرواز، آقای آسمون، بابای جوجه‌ها، کراشِ دور دست سابق و همسرِ اکنون، خیلی خوب شد که به دنیا اومدی تا نصفه نیمه نمونم.
مبارکمی.
Forwarded from آلما
تا از زخمات حرف نزنی، کسی نمیفهمه که نباید نمک بپاشه روی اون‌‌ها! چون در واقع اطلاعی ازشون نداره.
آدم که به دوچرخه‌سوار تازه‌کار لگد نمی‌زنه. خصوصا وقتی براش ارزشمند باشه. اول از پشت زین و از فرمون می‌گیریم و پابه‌پاش می‌ریم. بعد کم‌کم رها می‌کنیم فرمون رو و با یه دست به باربند، مراقب می‌مونیم تا دلگرم بمونه.
سخت‌ترین قسمت کار وقتیه که هم می‌بینی دیگه داره درست رکاب می‌زنه، هم می‌ترسی ولش کنی و نتونه تعادلش رو حفظ کنه. ولی چاره‌ای جز اعتماد نداری. رها کن. می‌تونه. خبر خوب؟ همیشه می‌تونه. شاید بعدش بلافاصله بیفته. ولی کسی که تا اینجا اومده، دیگه هرچیزی رو که باید، یاد گرفته.
اینستا یه ترکیب سم ساخته از استوری‌هام. از دی‌ماه قبل تا امروز. چقدر عجیبه دیدن این روند توی یه قاب.
چه دل شکسته‌ای داشتم. چقدر تنها بودم. چقدر تاریک بود این خونه و چقدر هر روزم رو آگاهانه با افسردگی کلنجار می‌رفتم. انتظار. غم. صبر. باشگاه. چالش. تیر خلاص و عاقبت... نور.
واقعاً سخت شروع شد زندگی امروز.