دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/well13/31835

موقعی که ما باهم بودیم وضع مالی من خیلی داغون بود. من دانشجو بودم و کار تایپ می‌کردم. اون دوران هیچی از من نخواست. حتی یه شاخه گل برای سالگردای دوستی. چندین بار که زیر قرض بودم بهم کمک کرد. گذشت و من کار پیدا کردم و وضعم خوب شد. خیلی خوب شد. ولی حتی اون موقع هم فکر من بود که بیشتر پس‌انداز کنم و پیشرفت.
ولی آدمی که ذاتش بد باشه، بده دیگه... تو مهمونی با یه دختر رابطه برقرار کردم. دوستم فهمید و بهش گفت. موقع رفتن فقط یه جمله بهم گفت
"هیچکی رو نمیتونی پیدا کنی که اندازه‌ی من دوست داشته باشه و تو رو هرجوری که باشی بخواد."
سپهر، من الان ۳۲ سالمه ولی نتونستم دیگه هیچ‌کسی رو مثل اون پیدا کنم که واقعا دوستم داشته باشه. تو سرپایینی‌های زندگی هر دختری که باهام بود ولم کرد و من دیگه هیچ موقع تا الان نتونستم حس دوست داشته شدن رو تجربه کنم.
این پیام رو وقتی خوندم، به این فکر کردم که یه وقت‌هایی ما واقعاً از دست می‌‌دیم آدم‌ها رو. با «قسمت نبود» و «شاید اصلا اینطوری بهتر بود» و جمله‌های مشابه دلمون رو آروم می‌کنیم اون‌ لحظه. اما هرچی بیشتر می‌گذره، احتمالا بیشتر متوجه میشیم که اشتباه کردیم.
اشتباه کردن به معنای آدم بدی بودن نیست. قدر ندونستی رفیق و نشد. آره. اما الان دست‌کم می‌دونی دیگه که قدرشناسی چقدر ارزشمنده. تو یه بار اشتباه کردی. بار دوم نمی‌کنی. نمی‌گم خودت رو سرزنش نکن. چون نمی‌شه. چون به نظرم باید اشتباهت رو بفهمی تا بتونی ازش درس بگیری. ولی خودت رو بیش از اندازه سرزنش نکن. نشد. گذشت. قدر ندونستم. حیف. تمام. امیدوارم خوشبخت باشه و امیدوارم دیگه توی زندگی خودم به خاطر خودم هم که شده این اشتباه رو تکرار نکنم. همین.
ولی خب خطاب به اونایی که هنوز کار از کارشون نگذشته می‌گم: اگه تو نقطه‌ای که اون آدم هست نسبت به شما، نیستین و علاقه تون از یه جنس نیست، رک‌وراست بهش بگین و اجازه بدین رها شه. اگه هست، بازی رو تمومش کنین و برین سر خونه زندگی‌تون.
یه نوعی از آرامش هست که ممکنه تو اوج آشوب تجربه‌ش کنی اگه تمام تلاشت رو کرده باشی. تمام تلاشت رو. با خودت و محیطت صافه حسابت و همین آرومت می‌کنه.
می‌دونی تمام تلاشت رو کردی، حتی اگه نشد.
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
نیازمندی ها: دورهمی با دوات، شهداد، حمید، نریمان، سحر، میثم، امیرلطیفی، مشتی و باقی رفقا، صادق، متین، دور آتیش، روی یکی از تپه های شمال که ویوش ترجیحاً جنگل باشه.
مقاومت بشر برای برگشتن به زندگی کاری بعد از تنها دو روز مرخصی، مثال بارزی از قانون اول نیوتونه.
سه ماهه رسیدم به نقطه‌ای که بابام سه دهه‌ست اون‌جاست.
- بیداری باباجان؟ + بیدارم بابا.
دیروزِ تو مال بازنده‌هاست.
من برنده‌ی امروز و فرداتم.
من و امیرلطیفی اینستای همو داریم که من براش پست‌های درمان اسهال بفرستم و اون برای من پست‌های درمان یبوست!
درآمدی که بابام ازم انتظار داره سه‌برابر چیزیه که دارم درمیارم.
یه صدایی توی سرم می‌گه «تو مسئول برآورده کردن انتظارات پدرت نیستی‌.» صدای بلندتری توی سرم داد می‌زنه «من واسه بابام بنز می‌خرم» و صدای سوم زمزمه می‌کنه «نشونشون بده.»
نترس!
برای مادر مهمون اومده. من توی اتاق خودم قایم شدم و برادرم توی اتاق خودش. نمی‌دونم چرا حبیب خدایی ولی میای خونه ما؟ برو مکه!
Forwarded from بوی شب
«نمی‌دونم چجوری بگم ولی...» به اندازه «من این‌جوری بودم که...» برای شروع جمله غیرضروریه. زیرنویسه مگه؟
چه عجیب. واقعا ده دقیقه‌ای تو این فکر بودم که قراره امشب برم دیدن مادربزرگم. سالهاست مُرده.
Channel photo updated
عکاسِ این جنگ تن‌به‌تن: پرنده‌خانِ مسافرکش.
چه خوب که یه مشکلاتی تو زندگی تکرار می‌شن. بهت این حس رو می‌ده که خب، تجربه‌هام رو به گور نمی‌برم.
بچه‌های شناس و ناشناس و ادمین و ممبر و کامنت‌گذار و پست‌گذار و پی‌وی‌‌بیا، روی گل تک‌تک‌تون رو از دور ماچ. دونه دونه بخوام محبت‌ها رو فوروارد کنم خیلی می‌شه. باعث میشین آدم فکر کنه کار خاصی کرده یه سال دیگه زنده مونده! :)) خیلی مخلصیم. خیلی زیاد. مرسی که می‌خونین دوات رو، اونم توی این گرونی اینترنت!!
Forwarded from .
وقتی دیدمت فهمیدم خیلی بیراه نبوده قضیه نیمه و پیدا شدنش.
خالق اندیشه‌ی پرواز، آقای آسمون، بابای جوجه‌ها، کراشِ دور دست سابق و همسرِ اکنون، خیلی خوب شد که به دنیا اومدی تا نصفه نیمه نمونم.
مبارکمی.