دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
خبری خوب برای جوان ایرانی: امروز پنجشنبه‌ست!
فکر کنم.
جایی خوندم گربه خونگی آدم خیال می‌کنه هرشب که میخوابی می‌میری و صبح میاد سراغت که مطمئن شه زنده‌ای و الزاما ربطی به گشنگیش نداره. گذشته از اینکه با حضور سامر محاله خواب بمونم، (تا از ساعت بیداریم میگذره و بیدار نمیشم پنجه‌شو می‌کنه توی دماغم) واقعا بابت این زندگی پر استرسش متاسفم!
روزهایی که کارفرما آنلاین نمی‌شه خیلی آرومم. دورکاری نمی‌کنم که آدم ببینم هر روز.
وا بده مرد. وویس و ایمیل چه کم از تیمز و گوگل‌میت دارد؟
Forwarded from That guy over there!
رفیقام دونه دونه از «پلن بریزیم ببینمت» به «یه روزی میبینمت» تبدیل میشن!
امروز باید بشینم پای یوتیوب و نوت‌برداری چون «به جایی نمی‌رسی با این قدم‌های کوچیک!»
Forwarded from صادقانه
برای یه کُرمانج همیشه بعد از A، بِـی میاد!
بعد از F هم لابد تِـــف!
افکارت تاثیری توی زندگی من نداره. فقط باعث می‌شه کمی در موردت تجدیدنظر کنم. این‌که این تجدیدنظر تورو توی ذهنم پایین می‌کشه یا بالا، کاملا به افکار خودت بستگی داره. چون ممکنه یک‌آن به خودت بیای و ببینی دیگه حتی روی تخم چشمامم جایی نداری‌.
هیچ کاری نمی‌کنی چون عصبی هستی از این که هیچ کاری نمی‌کنی. مِی می‌زنی تا فراموش کنی سرافکندگی مِی‌ زدنت را.
از آدم‌هایی که اون راه رو رفتن کمک بگیریم. بپرسیم بالا و پایین و دره و دست‌اندازش رو.
چیزی ازمون کم نمی‌شه. توی تجربه بقیه آدم‌ها پر از رشد و کد تقلب بازی زندگیه. نکن عزیز من. از اول چرخ رو اختراع نکن. تو نمی‌تونی توی عمر ۸۰ ساله‌ت دستاورد یک‌ نسل رو صفر تا صد تیک بزنی. کمال‌گرایی و‌ غرور پیرت کرد. نکن.
Forwarded from بوی شب
مسئله این نیست که همه‌چیز خراب شده، مسئله اینه که می‌دونم حتی اگه time turner هرماینی رو هم داشتی هیچی رو درست نمی‌کردی.
این بچه رو تازه کشف کردم، خوب می‌نویسه.
موچی همون چیزیه که باید باشه، با این آپشن که کنده میشه!
امروز صبح جوری مرده بودم از خواب که آلارم هیچی، اسرافیل هم میومد بالاسرم می‌گفتم پنج دقیقه بیشتر.
دلم فیلم‌های سینمایی شبکه دو رو می‌خواد از قربان تا غدیر با اون بهمن هاشمی خارج از ماتریکسش: شبکه‌ی دو. شبکه‌ی تو. شبکه‌ی دو. شبکه‌ی تو.
دوشنبه ساعت ۱۸. مرد عنکبوتی!
متنفرم از وقت‌هایی که سامر به من اعتماد می‌کنه ولی من مجبورم بگیرمش که بندازمش توی باکس و ببرمش دامپزشکی یا هرجایی که لازمه. تمام تعقیب و گریز گرفتنش و گازگرفتن‌ها و چنگ‌زدن‌هاش یه طرف، اون ناباوری توی چشم‌های ترسیده‌ش بیشتر از هر چنگ‌ودندونی زخمیم می‌کنه. کاش هیچوقت به هیچ دلیلی مجبور نبودیم هیچ گربه‌ای رو از قلمروش دور کنیم.
تئاتر «ساعت سرخ» رو پیشنهاد می‌کنم برید توی مشهد. دیالوگی وجود نداره. بازیگرها داستان رو با رقص و حرکتشون روی صحنه روایت می‌کنن و حرف‌هاشون رو با نگاهشون می‌گن. تلاش خوبی بود و زحمت کشیدن پای کارشون.
پی‌نوشت: به سایه‌های روی دیوار دقت کنید.
Forwarded from دوات
اگه عینک داری بردارش چون می‌خوام یه واقعیت تلخ رو بکوبم توی صورتت: آدمی که دوستت داره اما نمی‌مونه به آینده‌ی تو امیدوار نیست. روی شکستت توی آینده شرط بسته. نیاز بقا صددرصد مهم‌تر از نیاز عشقه و اگه تو به اندازه کافی قوی نیستی اون آدم احتمالا حق داره بره.
حالا ناله‌هات رو تموم کن و برو و خودت رو بساز برای کسی که روی بردت شرط ببنده.
حالا بشین و تماشا کن چطوری می‌بَرم تا تو شرطت رو ببَری.
سردرد.
سردرد.
سر. فاکینگ‌. درد.