فکر کنم اونجایی قوی هستیم که اصلا تلاش نمیکنیم قوی باشیم، صرفاً کاری رو که باید انجام بدیم انجام میدیم. به نظرم قدرت واقعی جبره نه انتخاب. نقطهای هست که تو یا قویای یا میمیری. حالا یا جسمی یا روانی. نمیشه گفت بین مرگ و زندگی، آپشنهای زیادی داری.
میخوابم به این امید که فردا در کالبد من آیندهای بیدار شم که دستکم چهار ساعت و نیم از من قویتر، صبورتر و عاقلتره.
گاهی فکر میکنم دیگه هیچ طنزی تو وجودم نمونده. انگار یکی تمام قدرت شوخطبعیم رو از بدنم کشیده و برده. من موندم و یه پوسته جدی و خالی.
میگه خشم یه احساس ثانویهست و همیشه دلیلی عمیقتر از اونچه به نظر میرسه داره. دارم میگردم ببینم الان کدوم حس اولیه کاری باهام کرده که توی سرم دارم گوشی و لپتاپ رو میکوبم توی در و دیوار و با تمام قدرت داد میزنم.
Forwarded from پرندهِ مسافرکِش
تازگیها به این نتیجه رسیدم که اگه گزارش کارهای انجامشده برای کارفرما رو جدا از فرم گزارش و جدا از اینباکس ایمیلش، با ایموجی ✅ توی صفحه چتش لیست کنم بیشتر قدر زمان و زحمتی رو که خرجش کردم میدونه و احتمالا حس بهتری میگیره.
برای خودم هم همینطوره. عجیبه که یه تیک سبز این همه برای ذهن ما رضایتبخش و به قول خارجکیا Rewardingئه. از کجا ریشه میگیره نمیدونم.
برای خودم هم همینطوره. عجیبه که یه تیک سبز این همه برای ذهن ما رضایتبخش و به قول خارجکیا Rewardingئه. از کجا ریشه میگیره نمیدونم.
Forwarded from متَّکی به خود
آدم باید خسته شه از شکستن غرورش، از احساسی که هیچی براش به ارمغان نمیاره که هیچ یه چیزیم دستی به ارمغان میبره، از شرایطش، از ساعت خوابش، از هیچکاری نکردنش، از توقعاتش، از جایگاهش، از رفتار بقیه، از اسید معده و سرفه و سردردش، از توهماتش، از تقریبا همهچیش تا پاشه و درستش کنه؛ خسته شو از کثافت و به خودت بیا!
چقدر بزرگمنش میان به چشمم آدمها وقتی احترام متقابل میذارن و چقدر منزجرکننده کودک میشن وقتی قهر! میکنن.
Forwarded from That guy over there!
عجب سالی بود ۲۰۲۳. با پارسال این موقع اصلا قابل مقایسه نیستم. اون یک قدم یک قدمها یهو به چشم میاد. ادامه میدیم!
یادته سال ۱۲۰۶ یه گربه بودی توی روستای میانه؟ یادته یه جایی چندتایی آدم داشتن یه چیزی امضا میکردن؟ یادته یه گربهی نر اومد جلو لیست زد؟
اون کاغذ، قرارداد ترکمنچای بود، اون گربه هم من بودم. تو اون روز جزو روسیه شدی و من و ایران هردو بدبخت شدیم.
اون کاغذ، قرارداد ترکمنچای بود، اون گربه هم من بودم. تو اون روز جزو روسیه شدی و من و ایران هردو بدبخت شدیم.
این آهنگه داره میخونه «اون حتما بهتر اَ منه! مث من نیست که حرفات نره تو کتش، عصبی نمیشه بحث کنه برا موندنت، همهچیو خرد کنه تو سروصورتش... حتماً!»
معلومه که بهتر از توئه.
واتدفاک.
سمی.
معلومه که بهتر از توئه.
واتدفاک.
سمی.