Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
زن چیه واقعا سریال میبینی زن قاتل دوست داشتنیه زن کثیف دوست داشتنیه زن روانی دوست داشتنیه زن خوشگل دوست داشتنیه زن قد بلند دوست داشتنیه زن قد کوتاه دوست داشتنیه زن پلیس دوست داشتنیه زن دزد دوست داشتنیه زن افسرده دوست داشتنیه زن بی دغدغه دوست داشتنیه زن ورزشکار دوست داشتنیه زن واقعا دوستداشتنیه.
امسال دلم میخواد واقعاً یلدا رو جشن بگیرم. دوست دارم به استقبال زمستون، وایب خونه رو یلدایی کنیم اصلا.
همهچیز توی زندگی دورهایه و بعضی دورهها از اون چیزی که به نظر میاد کوتاهترن و یا از اونچه هستن کوتاهتر به نظر میآن.
نمیدونم چطوریه که ماه برای انجام تسکها زود تموم میشه ولی برای دریافت حقوق دیر. جفتش هم همزمان اتفاق میافته. اینشتین گردن میگیره نسبیتش رو؟
توی ادبیات، عشق معمولاً با درد همراهه. با جفای معشوق همراهه و با رفتنش یا نشستنش با رقیب. توی ادبیات، اونی که پای تمام این اداواطوار معشوق میمونه، بهش میگن عاشق.
شیرین میره با خسرو ازدواج میکنه، فرهاد تیشه رو تا دسته میکنه توی کوه. باریکلا فرهاد. چقدر تو عاشقی. چقدر تو قوی و صبوری. چقدر تو خفنی.
لیلی ظرف مجنون رو میشکنه، مجنون میگه میلش با منه. درد میکشه. صبوری میکنه. بهبه چه مرد عاشقی. چه گلپسری. چه قهرمانی.
حماقته.
عشق واقعی با دردِ عمدی همراه نیست.
به سای گک! (همون گای سگ. نخون دیگه عموجان این زیر رو. سانسور کردم که امثال تو نخونن. ) رفتم تا این رو فهمیدم.
لیلی اگه ظرف مجنون رو میشکنه واسه اینه که سادیسم داره. دوست داره بقیه رو آزار بده. مجنون اگه عاشق کسی میشه که آزارش میده، واسه اینه که سندرم استکهلم داره. دوست داره گیر کسی بیفته که آزارش بده.
شیرین مریضی بود که فرهاد و خسرو و پسر خسرو رو بازی داده و زندگی مریم و خسرو رو نابود کرد و مریم رو کشت! فرهاد مازوخیست بوده که عاشق زن مردم شده که میدونسته بهش نمیرسه!
بابا اینا *ـسخل بودن! ما از اینا *ـسخلتریم که عشق رو با تعریف اینا یاد گرفتیم! عطار یادمون داد پروانهی عاشق باید به دور شمع معشوق بسوزه.
نه.
نه.
این عشق نیست.
این که عمدا آزارت بده و تلاش نکنه برای رشد و ترمیم و آرامش رابطه، عشق نیست.
شیرین میره با خسرو ازدواج میکنه، فرهاد تیشه رو تا دسته میکنه توی کوه. باریکلا فرهاد. چقدر تو عاشقی. چقدر تو قوی و صبوری. چقدر تو خفنی.
لیلی ظرف مجنون رو میشکنه، مجنون میگه میلش با منه. درد میکشه. صبوری میکنه. بهبه چه مرد عاشقی. چه گلپسری. چه قهرمانی.
حماقته.
عشق واقعی با دردِ عمدی همراه نیست.
به سای گک! (
لیلی اگه ظرف مجنون رو میشکنه واسه اینه که سادیسم داره. دوست داره بقیه رو آزار بده. مجنون اگه عاشق کسی میشه که آزارش میده، واسه اینه که سندرم استکهلم داره. دوست داره گیر کسی بیفته که آزارش بده.
شیرین مریضی بود که فرهاد و خسرو و پسر خسرو رو بازی داده و زندگی مریم و خسرو رو نابود کرد و مریم رو کشت! فرهاد مازوخیست بوده که عاشق زن مردم شده که میدونسته بهش نمیرسه!
بابا اینا *ـسخل بودن! ما از اینا *ـسخلتریم که عشق رو با تعریف اینا یاد گرفتیم! عطار یادمون داد پروانهی عاشق باید به دور شمع معشوق بسوزه.
نه.
نه.
این عشق نیست.
این که عمدا آزارت بده و تلاش نکنه برای رشد و ترمیم و آرامش رابطه، عشق نیست.
عشق یه طرفه هرچند محکوم به نابودی، سگش شرف داره به عشق دوطرفهای که توش دارن هر روز همو شکنجه میکنن به این بهانه که عشق درد داره.
آره. عشق درد داره.
ولی از بیرون.
ولی وقتی لانگ دیستنسه به اجبار، وقتی یه عده نمیذارن بشه و جفتتون میخواین. وقتی مشکلها مقابل زوجن نه بینشون، حتی اگه درون رابطه به وجود اومده باشن.
تو آبنمک گذاشتن معشوق بودن نیست و تو آبنمک موندن عاشقی نیست. جفتش تروماست. جفتش طرحوارهست. جفتش بازی کودکیه که وقتی خیلی کوچولو بوده آسیب دیده.
آره. عشق درد داره.
ولی از بیرون.
ولی وقتی لانگ دیستنسه به اجبار، وقتی یه عده نمیذارن بشه و جفتتون میخواین. وقتی مشکلها مقابل زوجن نه بینشون، حتی اگه درون رابطه به وجود اومده باشن.
تو آبنمک گذاشتن معشوق بودن نیست و تو آبنمک موندن عاشقی نیست. جفتش تروماست. جفتش طرحوارهست. جفتش بازی کودکیه که وقتی خیلی کوچولو بوده آسیب دیده.
یه عده هم اومدن میگن تو به فردوسی و سعدی و حافظ و عطار گفتی *ـسخل.
اینا همونان که ماه رو نشونشون بدی انگشتت رو نگاه میکنن.
نه عزیز من.
من در حدی نیستم حتی اسم بزرگان ادبیات فارسی و جهان رو به زبون بیارم. نقد من به اون باوره. به نهادینهشدن اون باور.
فقط مختص ادبیات رمانتیک ایران هم نیست این باور.
اینا همونان که ماه رو نشونشون بدی انگشتت رو نگاه میکنن.
نه عزیز من.
من در حدی نیستم حتی اسم بزرگان ادبیات فارسی و جهان رو به زبون بیارم. نقد من به اون باوره. به نهادینهشدن اون باور.
فقط مختص ادبیات رمانتیک ایران هم نیست این باور.
Forwarded from پیچک
شنبهی مظلومیه، رفته پشت یکشنبه قایم شده، میگه: «من پنجشنبهم.»
سر چهارراه آموزگار مشهد، کافه راه، خیلی آقاست! داشتم یخ میزدم و نجاتم داد.
@coffee.rah
@coffee.rah
Forwarded from سپتراپ
در جواب سوالهای:
«دکترت کیه؟ کلینیکشون کجاست؟ مراجع تلفنی میپذیرن یا نه؟»
باید بگم:
بیشتر مکالماتی که اینجا میخونین، مکالمات من و دکتر مرتضی حیدری در اتاق درمان فردی و گروهدرمانی ایشون هست.
دکتر حیدری مدیریت کلینیک روانشناسی وصال به آدرس: مشهد، حاشیه بولوار معلم، بین معلم ۲۲ وچهارراه سیدرضی رو برعهده دارن.
اگه وقت گرفتن با خود دکتر کمی مشکل بود، نگران نباشید. تیم رواندرمانگرهای کلینیک زیر نظر خود دکتر، همگی حرفهای و کاردرستن.
البته مدیریت گروهدرمانیها معمولا برعهده خود دکتر حیدری هست.
تلفنهای کلینیک برای رزرو وقت مشاوره حضوری و آنلاین ایناهاشن:
05136108199
09154846655
اینستاگرام کلینیک:
https://www.instagram.com/vesal_clinic_
ضمناً، اگه خواستین وقت بگیرین، بگین از کانال سِپتِراپ اومدین تا تخفیف ۲۵ درصدی روی هزینه مشاوره حضوری یا مجازیتون اعمال شه.
«دکترت کیه؟ کلینیکشون کجاست؟ مراجع تلفنی میپذیرن یا نه؟»
باید بگم:
بیشتر مکالماتی که اینجا میخونین، مکالمات من و دکتر مرتضی حیدری در اتاق درمان فردی و گروهدرمانی ایشون هست.
دکتر حیدری مدیریت کلینیک روانشناسی وصال به آدرس: مشهد، حاشیه بولوار معلم، بین معلم ۲۲ وچهارراه سیدرضی رو برعهده دارن.
اگه وقت گرفتن با خود دکتر کمی مشکل بود، نگران نباشید. تیم رواندرمانگرهای کلینیک زیر نظر خود دکتر، همگی حرفهای و کاردرستن.
البته مدیریت گروهدرمانیها معمولا برعهده خود دکتر حیدری هست.
تلفنهای کلینیک برای رزرو وقت مشاوره حضوری و آنلاین ایناهاشن:
05136108199
09154846655
اینستاگرام کلینیک:
https://www.instagram.com/vesal_clinic_
ضمناً، اگه خواستین وقت بگیرین، بگین از کانال سِپتِراپ اومدین تا تخفیف ۲۵ درصدی روی هزینه مشاوره حضوری یا مجازیتون اعمال شه.
Forwarded from معکوس ماهی
در راستای متنِ دوات، یاد این کتاب افتادم که چندوقت پیش خریدمش. کتاب بدی نیست و میشود گفت یک سروگردن از کتابهای انگیزشی بالاتر است. نویسنده در برخی موارد راهکار داده که من نخواندمشان چون راهکار دادن در این موارد احمقانه است. چیزی که در این کتاب توجهم را جلب کرد، نوع همدلی است. معمولا کسی که جدا میشود یا چیزی را از دست میدهد، نیاز به زمان دارد و نیاز به همدلی!!! از آنجایی که همهی ما سختگیریم و انسان سوگوار را ضعیف یا بیش از حد احساساتی میبینیم، خوب است که در رها کردنها و رها شدنها خودمان را محک بزنیم. این کتاب برای بهتر درک کردن احساساتمان در این مواقع است و نوع خوبی از همدلی را نشانمان میدهد.
@makous_mahi
در راستای متنِ دوات، یاد این کتاب افتادم که چندوقت پیش خریدمش. کتاب بدی نیست و میشود گفت یک سروگردن از کتابهای انگیزشی بالاتر است. نویسنده در برخی موارد راهکار داده که من نخواندمشان چون راهکار دادن در این موارد احمقانه است. چیزی که در این کتاب توجهم را جلب کرد، نوع همدلی است. معمولا کسی که جدا میشود یا چیزی را از دست میدهد، نیاز به زمان دارد و نیاز به همدلی!!! از آنجایی که همهی ما سختگیریم و انسان سوگوار را ضعیف یا بیش از حد احساساتی میبینیم، خوب است که در رها کردنها و رها شدنها خودمان را محک بزنیم. این کتاب برای بهتر درک کردن احساساتمان در این مواقع است و نوع خوبی از همدلی را نشانمان میدهد.
@makous_mahi
خب این جالب بود.
از این رو که من دو سه روز پیش داشتم فکر میکردم از کانالهای منحصر به فرد خوشم میاد و دلم میخواد معرفیشون کنم. منظورم از منحصر به فرد چیه؟
یکیش همین نریمان.
نریمان کوهنورده و شما میبینین که این حرفه و عشق چقدر مشهوده توی پستهای روزمرهش گاهگداری.
یا همین حمید. حمید توی سوپرمارکت کار میکنه و خاطراتش از مشتریهاش واقعاً خوندنیه.
یا مثلاً دایی که تخصصش گلوگیاه و باغبونیه و میشه این رو حتی توی عاشقانههاش خوند.
مثال زیاده. یه روزی شاید حسش بود بشینم سر جمعشون کنم. ولی فعلا همینا رو بعلاوه شهداد و حامد که توی پست بالا معرفی شدن داشته باشین تا بعد.
از این رو که من دو سه روز پیش داشتم فکر میکردم از کانالهای منحصر به فرد خوشم میاد و دلم میخواد معرفیشون کنم. منظورم از منحصر به فرد چیه؟
یکیش همین نریمان.
نریمان کوهنورده و شما میبینین که این حرفه و عشق چقدر مشهوده توی پستهای روزمرهش گاهگداری.
یا همین حمید. حمید توی سوپرمارکت کار میکنه و خاطراتش از مشتریهاش واقعاً خوندنیه.
یا مثلاً دایی که تخصصش گلوگیاه و باغبونیه و میشه این رو حتی توی عاشقانههاش خوند.
مثال زیاده. یه روزی شاید حسش بود بشینم سر جمعشون کنم. ولی فعلا همینا رو بعلاوه شهداد و حامد که توی پست بالا معرفی شدن داشته باشین تا بعد.
عاشق حرفهت بودن مثل اینه بچهای باشی که صبح اومده زمین بازی و تا غروب مشغول فوتبال با بچهمحلهاست.
شب که بشه و آفتاب بره،
باز هم نمیبینه که نمیبینه!
چون میبینه.
تو تاریکی شب هم میبینه.
شب که بشه و آفتاب بره،
باز هم نمیبینه که نمیبینه!
چون میبینه.
تو تاریکی شب هم میبینه.