به لطف دوست تو ۹۰ درصد مهمونیا پیراهن سفید تنمه. اون ده درصدم شربت ریخته رو پیراهن سفیدم، عوضش کردم.
هیچ مردی دوتا پسربچه مدرسه ای که دارن همو تو خیابون میزنن رو جدا نمیکنه. همه به هم اون نگاه "بذا یاد بگیرن" رو میندازن و وایمیسن به تماشا.
این عکسایی که می بینی طرف یار در بر، با قهوه نشسته کنار آتیش خیره به شفق های قطبی و میگی کاش ما بودیم رو اگه بودی هم، تمام وقتت به این میگذشت که بشینی یه کادر عکس بچینی که ببینن و بگن ببین طرف یار در بر، با قهوه نشسته کنار آتیش خیره به شفق های قطبی، کاش ما بودیم! که اگر بودن هم..
یه شبم قلاب ماهیگیری اون پسری که نشسته روی ماه، گیر میکنه بیخ یقه ما و بالا بالا بالاتر، بالاتر از ستاره.
Forwarded from بُعدِ چهارم. (Mahla)
تو جمع هاي خانوادگي هميشه يكي هست كه ميگه اون تلويزونو كمش كنيد، بعد سري پشتبندش يكي ميگه اصلا خاموشش كنيد :)))))
✍1